سخنگوی قوه قضاییه:
اسفند ۱۶, ۱۳۹۴
اقامه نماز نخستین نشانه حکومت مهدوی
اسفند ۱۶, ۱۳۹۴

کتاب‌های “ملاحم و فتن” دسته‌ای از منابع حدیثی است که به اوضاع آخرالزمان و ظهور امام عصر(عج) می‌پردازد. البته این مبحث در میان شیعه غالبا با عنوان ملاحم و در میان اهل سنت بیشتر با عنوان فتن تعبیر شده و هر دو فرقه کتاب‌های خود را به همین نام ها خوانده‌اند.

سید بن طاووس (م ۶۶۴) عالم شیعی با استفاده از کتاب‌های فتن اهل سنت کتاب “التشریف بالمنن” معروف به “الملاحم و الفتن” را جمع آوری کرده است. کتاب حاضر- که در نگاه نخست بخش عمده آن درباره آخرالزمان شناسی و نشانه‌های ظهور به نظر می‌آید- در دیدگاه محدثان و عالمان شیعه، پس از سید اهمیت فراوانی یافته است و از احادیث آن به مثابه روایاتی درباره علامت‌های ظهور بهره برده‌اند.

علامه مجلسی روایات الفتن را به نقل از ابن طاووس گزارش کرده و دیگر محدثان بعدی نیز چنین کرده‌اند. سید در این کتاب حدود ۴۲۵ تا ۴۵۰ روایت را نقل کرده است که از این روایت‌ها تنها حدود ۱۷۰ روایت به بحث مهدویت و نام و اوصاف مهدی(عج)، نشانه‌های ظهور، مدت زمان حکومت، اوصاف حکومت و یاران حضرت مهدی(عج) می‌پردازند.

در این مجال قسمت هایی از این کتاب گرانقدر مهدوی را متذکر می شویم.

نعیم از حضرت محمد بن عبدالله(ص) روایت کرده که فرمود: بنی قنطورا در زمینی که آن را بصره یا بصیره می گویند می آیند و وارد نهری می شوند که آن را دجله می گویند و دارای نخل است مردم (بصره؟) سه فرقه خواهند شد: فرقه ای ملحق به اصل خود شده هلاک می شوند و فرقه ای بر علیه خود شروع کرده کافر خواهند شد و فرقه ای هم اهل و عیال خود را پشت سر قرار داده با آنها (بنوقنطورا) می جنگند و خدا آن ها را فاتح می کند.

نعیم از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: اهل بصره به سه فرقه تقسیم می شوند: فرقه ای متوقف می شوند و فرقه ای در محلی که گیاهان خوش بوئی دارد به پدران خود ملحق خواهند شد و فرقه ای به شام ملحق می شوند و این بهترین فرقه خواهند بود.

ابو هریره گوید: چشمان آن گروه چون وزغ (حیوانی است شبیه به سوسمار) است و صورتشان نظیر سپر، بین دجله و فرات زد و خوردی می کنند و زد و خوردی در مرج حمار می کنند و زد و خوردی هم در دجله خواهند کرد به طوریکه در اول روز برای عبور بشام صد دینار و در آخر روز بیشتر لازم است.

بریده از پدرش از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: قومی ترک و عریض صورت و کوچک چشم که صورتشان چون سپر خواهد بود امت مرا سه مرتبه تا جزیره العرب میرانند، در مرتبه اول از فرار، نجات پیدا می کنند و در مرتبه دوم بعضی هلاک شده و بعضی نجات خواهند یافت و در مرتبه سوم ریشه کن می شوند، قسم بان خدائی که جان من در دست اوست که مال های سواری خود را به ستون های مسجد مسلمین می بندند.

نعیم ز عبدالله بن عمر نقل کرده که گفت: نزدیک است که بنی قنطورا (گروه ترک یا سودان) شما را از خاک عراق خارج کنند، من گفتم: بعد از آن برمی گردیم؟ گفت: تو این آرزو را داری؟ گفتم: آری گفت: بلی برای شما زندگی خوبی خواهد بود.

ابن ذی الکلاع میگوید: من نزد معاویه بودم که قاصدی از ارمنیه آمد (و نامه ای آورد معاویه آن را خوانده و درغضب شد و کاتب خود را احضار کرده گفت: جواب نامه اورا بنویس قوم ترک به اطراف خاک تو حمله کرده اند، تو مردی را بطلب آن ها فرستاده ای و او را گرفته اند مادر به عزایت بنشیند این عمل را اعاده مکن و آن ها را به چیزی تحریک منما و چیزی از آن ها اخذ مکن، زیرا من از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود: ملت ترک به زودی ملحق می شوند به محلی که گیاه خوش بو دارد.

مکحول از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: قوم ترک را دو خروج خواهد بود: اول برای تخریب آذربایجان دوم به سرعت وارد شط فرات خواهند شد.

کعب گوید: ترک با سرعت وارد نهر فرات می شوند مثل اینکه من مال های سواری زرد رنگ آن ها را می بینم که در کنار شط فرات صف زده اند.

نعیم از پیغمبر کرم(ص) روایت کرده که فرمود: خدا مرضی بر مال های سواری آنها می فرستند تا هلاک شوند، (و خود آن ها به جهت پیاده ماندن) خواهند مرد و قربانی بزرگ خدا در میان آن ها است و بعد از آن هم ترکی نخواهد بود.

ابن مسعود می گوید: مثل اینکه من، قوم ترک را می بینیم که بر اسب های تیزگوش ترکی .

عبدالله بن عمرو بن عاص گوید: نزدیک است که بنی قنطورا (ملت ترک) از خاک عراق برشما خروج کنند: گفتم بعدا ما بر می گردیم؟ گفت: برگشتن برای شما محبوب تر است، شما برمی گردید و زندگی خوب خواهید کرد.

حسن از حضرت محمد بن عبدالله(ص) روایت کرده که فرمود: یکی از علائم قیامت آن است که با قومی که صورتشان چون سپرهای آهنین است قتال نمائید و با آن گروهی که نعل آنها از مو باشد جنگ کنید. طایفه اول را که ترک باشند دیدیم و طایفه دوم را که کردها باشند مشاهده کردیم.

حذیفه گوید: نزدیک است که عجم جلوگیری نماید و برای اهل عراق درهم و قفیزی نیاید و نزدیک شده که روم جلوگیری کند و برای اهل شام دینار و طعامی نرسد.

ابو هریره از پیغمبر خدا(ص) روایت کرده که فرمود: قیامت قیام نمی کند تا اینکه شما با قومی که صورت هاشان چون سپر است قتال کنید، قیامت به پا نخواهد شد تا شما با گروهی که نعلشان از مو باشد بجنگید.

حسن می گوید: در سنه (۶۷) گرانی خواهد شد، در سنه (۶۸) موت فراوان شروع می شود. درسنه (۶۹) اختلاف پیدا می شود، در سنه (۷۰) مردم غارت می شوند بعد از سنه هفتاد به وسیله مردی از اهل بیت من به نحوی شادمانی شروع می شود که بخشش و ثمرات تقلیل پیدا می کند و تجارت مردم با وعده انجام می گیرد، حذیفه گفت: حال آن مردم چگونه خواهد بود؟ فرمود: رحمت خدا و دعوت پیغمبر شما شامل حال آنها می شود.

جبیر بن نفیر می گوید: به رسول خدا(ص) گفتند: ما را از آینده خبر بده، فرمود: شما را مطلع می کنم که بعد از نبی شما چند سالی اختلاف واقع می شود، در سنه (۱۳۳) شخص دانا به فرزند خود خوشحال نمی شود، در سنه (۱۵۰) کفار ظهور می کنند، در سنه (۱۶۰) خواروبار دو سال را ذخیره کنید، در سنه (۱۶۶) النجا النجا در سنه (۱۷۰) تا (۱۸۰) تاج و تخت از دست ملوک گرفته می شود، در سنه (۱۹۰) اهل معصیت دچاربلا خواهند شد، در سال (۱۹۲) سنگباران، به زمین فرو رفتن، مسخ و زنا شروع می شود، در سنه (۲۰۰) قضا یعنی عذابی که مردم در بازارهای خود سکته کنند شیوع پیدا می کند.

جبیر بن نفیر از حضرت محمد بن عبدالله(ص) روایت کرده که فرمود: اصحاب من تا پنج سال بعد از من اختلاف نموده و بعضی بعض دیگر را می کشند، در سال (۱۲۵) جزع و فزع شدیدی خواهد بود و بنی امیه خلیفه ای را می کشند، در سنه (۱۳۳) اگر یکی از شما بچه سگ را تربیت کند بهتر است از اینکه (فلان) بچه را تربیت نماید، در سنه (۱۵۰) کفار ظهور می کنند، در سال (۱۶۰) مردم دچار گرسنگی یک ساله و یا دو ساله می شوند، کسی که آن موقع را درک کند لازم است که خواروبار ذخیره کند، شهابی از طرف مشرق به مغرب سقوط می کند و صدای شدیدی (بلند می شود) که همه کس آن را می شنود، در سنه (۱۶۶) کسی که از مردم طلبکار باشد باید طلب خود را حاصل کند، کسی که دختری دارد باید شوهر دهد، کسی که عزب باشد باید از ازدواج خودداری نماید کسیکه زن دارد باید از او کناره گیری کند، در سنه (۱۷۰) تاج و تخت پادشاهان گرفته می شود، در سال (۱۸۰) بلا دچار مردم می شود، در سنه (۱۹۰) فتنه به پاخواهد شد، در سال (۲۰۰) قضا شروع می شود.

کعب می گوید: خلافت بنی امیه صد سال خواهد بود و شهرهائی بنا می کنند و مدت شصت سال و چندی خلافت آنها چون دیواری آهنین است که کسی نمی تواند قصد آن کند تا اینکه خودشان آنرا ریشه کن نمایند و بعدا که می خواهند آن را تشیید کنند نمی توانند، هر چه آن (دیوار آهنین خلافت) را از ناحیه ای مرتفع و بلند می کنند از ناحیه دیگری ویران خواهد شد تا اینکه خدا آنها را هلاک نماید، بنی امیه به (م) افتتاح و به (م) هم ختم می شوند (زیرا حرف اول نام معاویه که اولین خلیفه بنی امیه است و حرف اول نام مروان که آخرین خلیفه آن ها بوده میم است) پس دوران سنگ آسیای آنها به پایان خواهد رسید و (ستاره) سلطنت آنها سقوط خواهد نمود، سلطنت آنها سقوط نمی کند تا اینکه خلیفه ای از آنها خلع شود و آن دو شتر کشته شوند، و حمار اصهب جزیر – که شیطان و بدترین مردم از خوف، با او خواهند بود – یعنی مروان کشته خواهد شد، (همان مروانیکه) ویران شدن شهرها و انقلاب و آشوب به دست او خواهد بود.

ابو هریره از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: عنقریب امت من نظیر امم سابقه گرفتار خواهد شد. مردی گفت: یعنی آنطور که فارس و روم رفتار کردند؟ فرمود: مگر مردم غیر از اینها هستند.

کعب می گوید عیسی بن مریم در حالیکه جوان قرمز رنگی باشد درب دروازه شرقی دمشق مناره نازل می شود و دو ملک آن حضرت را با دو کتف خود حمل می کنند، نفس و بوی آن حضرت را هیچ کافری درک نمی کند مگر اینکه خواهد مرد، زیرا که نفس آن حضرت تا آنجاکه چشم کار کند می رسد، موقعی که دجال نفس آن حضرت را درک نماید نظیر شمع آب شده می میرد. بعد از آن عیسی بن مریم(ع) به سوی مسلمان هائی که در بیت المقدس هستند می رود و آنها را از قتل دجال آگاه می نماید و پشت سر امیر مسلمین، نماز می خواند، سپس حضرت عیسی برای آن ها نمازی می خواند که آن نماز فتنه خواهد بود و مابقی نصارا تسلیم می شوند و عیسی(ع) (در آنجا) اقامت نموده به کار خود ادامه می دهد و آن ها را به درجات بهشتی بشارت خواهد داد.

حارث بن عبدالله از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: موقعی که عیسی بن مریم(ع) (از آسمان) نزول کند و دجال را بکشد مردم شاد و خوشحال شده آن شب را تا صبح احیا می گیرند و بعد از خروج دجال مدت چهل سال تقویت می شوند، در آن زمان احدی نخواهد مرد و کسی مریض نخواهد شد، شخص به گوسفندان و حیوانات خود می گوید: بروید و در مکان کذا و کذا بچرید و در فلان ساعت باز آئید، حیواناتی که بین زراعت دیده می شوند از خوشه آن نمی خورند و به اسم خود شاخه آن ها را نمی شکنند؟ مار و عقرب ها ظاهر می شوند و احدی را اذیت نمی کنند و کسی هم مزاحم آن ها نمی شود، حیوانات درنده درب خانه ها اقامت می کنند و طعام می طلبند و احدی را اذیت نمی کنند، یک من یا یک چارک گندم یا جو را که شخصی در زمین بپاشد بدون اینکه وسائل زراعتی را بکار ببندد هفتصد (من) یا هفتصد چارک عائد او می شود.

مرجع : خبرگزاری شبستان

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می گذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz