توصیه رهبر انقلاب برای شرکت پرشور در زیارت اربعین
آذر ۱۲, ۱۳۹۳
وقتی که ماه کامل می شود “هفتمین محفل شعر مهدوی”
آذر ۱۶, ۱۳۹۳






حسین نوروزی فر متولد اصفهان شاعر معاصر در زمینه اهل بیت

حسین نوروزی فرد

  • دیشب اینجا ساعتی خورشید من رخشیدو رفت
  • تندبادی آمد و کانون دل کوبید و رفت
  • بیت الاحزان غزل شور خراسانی گرفت
  • حسن یوسف خار غم را از دلم برچید و رفت
  • کشت بی محصول دل چشم انتظار اشک بود
  • ابررحمت آمد و برچشم من باریدو رفت
  • برای ذره ای مهرش دل من تنگ بود
  • در درون سینه ی تنگم نمی گنجید و رفت
  • گفت دست ده تا ازبیغوله آزادت کنم
  • آه یک دم پای من لرزید و او رنجید و رفت
  • مهر هذیان خورده لب بس نام اودارم برآن
  • او که احوال پریشان مرا می دیدو رفت
  • سرنوشتم بعداز این ممهور مهر اوست چون
  • وقت رفتن سرگذشت سجده را بوسیدو رفت
  • جاهل است آنکو به دباغی دنیا خو گرفت
  • بویی از عطر گل نرگس دمی بشنید و رفت


امیر عباس سهرابی متخلص به طره متولد اصفهان شاعر اصفهان

امیر عباس سهرابی

  • حول چشمان تو لاقوه الّا بالله
  • قل غزلخوانی و شیدایی و هستی لله
  • آخرالامر غزل های تو گمراهم کرد
  • هرکه دارد هوس دربه دری بسم الله
  • باد می‌آید و موهات پریشان شده است
  • باد با توست… همین است که طوفان شده است
  • آخرش خلق رطب ختم به لبهای تو شد
  • مثلا معجزه ها : ختم به قرآن شده است
  • طعم لبهات عسل: “فیه شفاءٌ لنّاس”
  • کافر از آیه‌ی لبهات مسلمان شده است
  • شب یک روز کذایی به خیابان رفتی
  • بعد از آن شب همه‌ی شهر خیابان شده است
  • زل زدی سمت افق … بغض شدی … فهمیدم
  • پشت چشمان تو یک فاجعه پنهان شده است
  • “جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه”
  • جنگ از دوری چشمان تو فراوان شده است
  • رگ زدی …. خون دلم ریخت به “گرمابه فین”
  • فرض کن یک شبه شیراز تو کاشان شده است
  • خون به پا کرده‌ای و شال به سر کرده‌ای
  • راه افتادی و جاده هراسان شده است
  • جاده ها حسرت گیسوی تو را می‌خورند
  • پیچ هر گردنه در موی تو “حیران” شده است
  • این! همین کوه فرو ریخته اندام من است
  • ترک آغوش تو کرده است که ویران شده است
  • یوسف مصر! به برگشتن خود فکر نکن
  • مدتی هست که کنعان تو زندان شده است


آقای سروی متولد افغانستان شاعر معاصر

آقای سروری

  • من غیبت پر از حضور ترا ندبه می کنم
  • می خوانمت به عشق و شورتوراندبه می کنم
  • افکار من مهاجر زلف پریشان توست
  • در او هجرتم ظهور تورا ندبه می کنم
  • افتاده ام ز پا وقت است عصا بیافکنی مولا
  • مبرّا ز سامری طور تورا ندبه می کنم
  • چشمان من ز شام غیبتت به افق مانده است
  • بیگاه ظلمت است و نور تورا ندبه می کنم


دبیر ادبیات خاطرات دوران مهد و پیش دبستانی من-رنگ آمیزی میوه ها همراه باشعر و حدیث -همکاری با ماهنامه نسیم و چاپ افتخاری شعر و داستان در روزنامه ها…

سرکار خانم قاسمی

  • هنوز از حرمت بوی سیب می‌آید
  • ندای آیه‌ی امن یجیب می‌آید
  • کجاست طالب خونت که از گلوگاهت
  • هنوز ناله‌ی “انّی غریب” می‌آید
  • هنوز از حرمت بوی آب می‌آید
  • شمیم تربت عشاق ناب می‌آید‌
  • بگو که رخ بنماید شهاب ثاقبه‌ای
  • که بوی فتنه ز شام خراب می‌آید
  • بگو که شام اسارت تمام خواهد شد
  • و عدل روزی هر خاص و عام خواهد شد
  • بگو که صبح عدالت طلوع خواهد کرد
  • شکستن دل خوبان حرام خواهد شد
  • در آن زمان سخن سلسبیل خواهی خواند
  • سخن ز رحمت ربّ جلیل خواهی راند
  • در آن بهار حقیقت فزای راز آلود
  • و ما رأیت و الّا جمیل خواهی خواند


روح الله قاسمی متولد اصفهان شاعر معاصر اهل بیت علیهم السلام

روح الله قاسمی

  • که گوید بود اندر قتلگه جسم حسین عریان؟
  • ردائی سرخ سر تا پا زخون خویش در   بر داشت
  • که گوید بود تنها در غروب روز   عاشورا؟
  • که او شش ماهه سربازی، در آن دریای لشکر داشت
  • که گوید با گلوی خشک اصغر گشت جان برلب
  • ز زهر  تیر زهرآلود  نای و   حنجر تر      داشت
  • که گوید بود زیر آفتاب آن پیکر    بی‌سر
  • که برخود سایبان از سنگ وچوب ونیزه یکسر داشت
  • که گوید سرزمین کربلا غرق حرارت بود؟
  • که طوفان از نسیم نیزه و شمشیر و خنجر داشت
  • که گوید کربلا تاریک، در شام غریبان بود؟
  • زسوز خیمه‌ها آن شب فضایی بس منور داشت
  • که گوید گشت جسم شاه دین مدفون غریبانه؟
  • به روی سینه‌اش طفل صغیر خویش بستر داشت
  • بود “توفیق” در حیرت که از این ماتم عظمی
  • چه دست آورد دشمن بود ودر رویا چه بر سر داشت


مریم وزیری

  • بیا ای نسیمی ز کوی بهشت
  • کتابی که تقدیر برما نوشت
  • همین قدر از قصه ات خوانده ام
  • نگین رخت خاتم سر نوشت
  • بیا رودهای زمین تشنه اند
  • و لبریز فریادو لب بسته اند
  • و سجاده ی انتظار پیش رو
  • سجودی به صحرا و دل خسته اند
  • بیا تا سیاهی سپیدی شود
  • طلوعت غروب پلیدی شود
  • نماند سرابی به شبهای تار
  • فلق مرگ هر ناامیدی شود
  • بیا تا که تعبیر شود خواب ها
  • و گیرد قرار قلب بی تاب ها
  • زمین از شب تازیانه تهی
  • به پایان رسد دور ارباب ها
  • بیا تا گلستان شود خاک من
  • هوایی شود ریشه ی تاک من
  • جوانه شکافد تنم چاک چاک
  • شکوفا شود باغ افلاک من

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه روشن "نیمه صفر ۱۴۳۶"

Notify of
avatar
Sort by:   newest | oldest | most voted
erfane
Guest

شعر خانم وزیری بسیار زیباودلشین بود.

wpDiscuz