ای صبح صادق
مهر ۱۰, ۱۳۹۴
سردار بلانوش
مهر ۲۰, ۱۳۹۴

باد می‌آشوبد از هر سو صفوف کاج را
در مزارع بنگر از این بیشتر تاراج را

پیش از این هنگامه از دریای سرخ آورده است
تا کجاهای سواحل سیلی امواج را؟!

ماه مهر است و چنین نامهربان آورده است
پایکوبان بر زمین این شیوه تاراج را

با شباهنگان به آهنگی حجازی خوانده است
بین خاکستر، وصیت‌نامه حلاج را

های و هویش چون مقامرپیشگان در کعبه است
در شبیخون بین میان مشعر این لیلاج را

قاصدک‌های کبودی پشت هم می‌آورند
بال در بال از منا خون‌نامه حجاج را

بنگر این جامه سپیدان را به لبیکی شگفت
بعد از آن با حیرت آن سوتر امیرالحاج را

این شقایق‌سیرتان در خون تماشایی‌ترند
پس چه حاجت بعد ازین گلدوزی نساج را؟!

“حجکم مقبول ” ای قوم ای به چرخاچرخ خون!
“سعیکم مشکور”، کم می‌آید این معراج را!

بشنوید ای فتنه‌زادان حرم! آل سقوط
با طنین خون، شکست برج‌های عاج را

سهم‌تان می‌بینم آن بالا ابابیلی دگر
غرق خون بر قامت ناسازتان دیباج را

ابرها سجیل می‌گردد به چشم ابرهه
کس نمی‌بیند از او حتی نشان تاج را

در علامات ظهور است اتفاقات منا
برستم‌سوزی ببین چشمان هاج و واج را

محمدحسین انصاری نژاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *