مشکل مهدویت عمل کاریکاتوری به آموزه هاست

مطالعات و ادبیات لازم را برای تبدیل مهدویت به ابرگفتمان نظام نداریم
بهمن ۲۵, ۱۳۹۵
وحدت و همدلی مسیر ظهور را هموار می کند
بهمن ۲۷, ۱۳۹۵

خبرگزاری شبستان: اگرچه تلاش های انجام شده برای رسیدن به نقاط اوج و مدنظر در مهدویت را انکار نمی کنیم اما با نقطه هدف فاصله مان بسیار است؛ اگرچه شعارهایی داده می شود اما عملکردها کاریکاتوری است و به نقاط مهم و اثرگذار نمی انجامد.

به گزارش گروه مهدویت خبرگزاری شبستان، پروسه پیاده سازی باورهای ناب مهدوی(عج) در پرتوی منویات اسلامی گزینه ای است که خروجی آن فرهنگ و اندیشه صحیح اجتماعی بوده و بروز و ظهور آن آرمان هر انسان آزادی خواه و متعهد است. از این رو، چگونگی مواجهه اجتماع با رویکردهای مهدوی(عج) و تعیین خطوط اصلی و محوری این مسئله و نیز تبیین شاخصه های اثربخش دستیابی به فرهنگ و تمدن نوین اسلامی و مهدوی، ما را بر آن داشت تا با حجت الاسلام والمسلمین زهیر دهقانی آرانی، محقق  وپژوهشگر مهدوی و مدیر گروه غرب و مهدویت مرکز تخصصی مهدویت گفت وگویی ترتیب دهیم که قسمت ابتدایی آن را در ادامه می خوانید:

جامعه مدعی انتظار ما چقدر در بسترسازی برای بارور کردن آرمان ها و مختصات جامعه مهدوی به عنوان ماکتی از عصر ظهور، موفق عمل کرده است؟

در این باب ابتدا باید گفت: پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی(ره) و ایجاد رویکرد دین پروری و التزام به مبانی دینی که توسط ایشان و شاگردان شان پیگیری و اجرا شد، خود یک نمونه از جهتگیری های اساسی جامعه ایران، به سمت ایجاد تمدن و فرهنگ مهدوی و رسیدن به جامعه موردنظر عصر مهدوی و تحقق شاخصه های متعالی آن قلمداد می شود.

پس ازاین واقعه عظیم، ادبیات جهانی و مؤلفه های اثرگذار نهضت مهدوی، موردتوجه متفکران و صاحبنظران واقع شد؛ نکته مهم آنکه این تأثیرات در ادبیات و اندیشه اندیشمندان و در این مدتی که از عمر انقلاب گذشته است، دچار تغییر ماهوی نشده است. در ابتدی نهضت و حرکت انقلاب اسلامی، عده ای از متخصصان و متفکران دینی به این موضوع  اهتمام داشتند که، اساساً انقلاب اسلامی در ایران چگونه می تواند با حرکت و پویش مهدوی و رویکردهای جامعه مطلوب آن، ارتباط برقرار کند. درحوادث قبل از پیروزی انقلاب، «انجمن حجتیه» با نگرش و بینش خاصی که داشت، به ترویج و ارائه مباحث مرتبط با انتظار و جامعه مهدوی می پرداخت و در ابتدای وقوع انقلاب نیز دیده شد که پاره ای از بزرگان و مؤسسان این انجمن، با رویکرد انقلاب اسلامی و مواضع آن به مخالفت برخاستند.

در ادامه این بحث و واکاوی جایگاه ما در باب رسیدن به آموزه ها و آرمان های مهدوی و شاخصه های فرهنگی و اجتماعی آن می باید گفت: هنوز که هنوز است در مباحث کلامی و در مجامع علمی و پژوهشی، این نکته مورد چالش متفکران و محققان است که، رویکرد و مواجهه جامعه، با المان ها و مختصات دیدگاه های مهدوی، چگونه باید تبیین و تحلیل شود.

بنابراین این معنی هنوز به نقطه و هدف موردنظر دست نیافته است. این مقدمه جایگاه ما را نسبت به خط و مرز و اساس معیارسنجی جامعه مهدوی کمک شایانی خواهد کرد.

باید توجه داشت انقلاب اسلامی بر اساس شعارها و سخنانی که توسط امام راحل(ره) بیان شد، حرکت و جنبش مردمی بود که می خواست با زمینه سازی، سرآغاز و طلیعه ظهور باشد. به عبارت بهتر، رویکرد انقلاب اسلامی اینگونه بود که می خواست نمونه و ماکتی باشد از عصر طلایی ظهور امام مهدی(عج) و درصدد بود و است تا این مدل را  به جامعه جهانی ارائه کند؛ امام خمینی(ره) این مفهوم را در بسیاری از فرمایشات خود به صورت تلویحی بیان کرده اند.

آیا در این مسیر موفق عمل کرده و به هدف غایی نزدیک شده است؟

باید گفت که جامعه ایران توانسته است با توجه به این خواست ها و توجهات، در این مسیرحرکت کند ولی نکته مهم این است که، با توجه به تمامی این مناسبات، جامعه ایرانی هنوز نتوانسته به نقاط مورد نظر و قابل قبول فرهنگ مهدوی دست بیابد.

من در مقام انکار تلاش ها و ممارست هایی که در جهت دستیابی به نقاط موردنظر باور مهدویت صورت گرفته نیستم بلکه، فقط بحث و نظر این است که با تمامی این تلاش ها و توجهات، نتوانسته ایم به نقاط مدنظر و عالی جامعه مورداهتمام این اموزه و باور دست پیدا کنیم. اگرچه در پاره ای از مسائل خوب حرکت کرده ایم ولی در پاره ای دیگر، حرکت ها و التزامات اساسی را مورد توجه قرار نداده ایم. اگرچه شعارهایی داده می شود اما عملکردها کاریکاتوری است و به نقاط مهم و اثرگذار نمی انجامد.

باید توجه داشت اشکال و اهمال در امور ابتدایی و کوچک، رسیدن به خواست و آرمان های بزرگ را ناممکن خواهد ساخت.

به نظر شما مهمترین چالش ها و نقاط اثرگذار در عدم کامیابی جامعه به نقاط مطلوب باور مهدویی چه مسائلی است؟

این عدم دستیابی ها به اهداف، در دو بُعد قابل تحلیل هستند: نخست آنکه که جامعه خود به علت نرسیدن به نقاط مشترک نظری وعملی، نتوانسته آموزه های مهدوی را به منصه ظهور و بروز کامل خود برساند. متأسفانه، اختلافات درونی گاهی تلاش ها و کوشش ها را خنثی کرده و مانع از رسیدن به نتایج مطلوب شده اند. مشکل دیگر وجود دشمنان قسم خورده و غداری است که جامعه اسلامی ایران را در دستیابی به جامعه آرمانی مهدوی با چالش مواجه کرده اند.

به عبارت بهتر، نمی توان گفت که کار موجهی در باب دستیابی به جامعه آرمانی مهدوی صورت نگرفته است، ولی تا رسیدن به اهداف عالی وغایی، راه بسیاری وجود دارد که می بایست پیموده شود.

کدام مؤلفه ها در مسیر رسیدن به اهداف متعالی مهدویت و هموارسازی مسیر ظهور فراموش شده است؟

به نظر می رسد در این مقوله چند نکته وجود دارد که می بایست ابتدا تشریح شوند. در گام اول و برای جا انداختن صحیح این معانی، باید به جایگاه و معنی دقیق واژه «انتظار» رجوعی دوباره شود. این معنی از دیدگاه بزرگانی همانند امام راحل(ره) و رهبری معظم انقلاب، یک مفهوم دارد و از دیدگاه پاره ای دیگر از بزرگان و استادان، حتی در محیط حوزه، دارای معنایی دیگراست. برای مثال مقام معظم رهبری (مدظله) در بیاناتی، بحث انتظار را امیدوار بودن و چشم داشتن رسیدن به یک مقام و موقعیت عالی، تحلیل می کنند و در نتیجه، این دیدگاه این طور تبیین می کند که، نباید از شرایط موجود راضی بود و برای رسیدن به شرایط بهتر می بایست منتظر بود و از تلاش و کوشش حذر نکرد.

این نگاه، دیدی پویا و فعال به باور انتظار می بخشد. در مقابل امکان دارد عده ای با این نظر موافق نباشند و یا تعابیر دیگری را مد نظر داشته باشند.

اما بحث در باب کمبودها و کاستی ها؛ شاید اولین نکته در این مقوله، کم توجهی به مسئله عدالت و عدالت خواهی باشد. با توجه به تمامی تلاش ها و علی رغم گذشت چند دهه از عمر بابرکت انقلاب اسلامی، شاید مهمترین دغدغه و مسئله در همین یک نکته و شاخصه، مستتر باشد. باید گفت: رسیدن به آرمان های مهدوی(عج) بدون توجه به عدالت وعدالتخواهی، پروسه ای است که به تحقق کامل آن نمی توان امیدوار بود.

ادامه دارد…

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می گذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz