مدعیان دروغین مهدویت را چگونه بشناسیم؟!

هنوز حرف های مهدویت در سیاست و اجتماع شنیده نشده است
بهمن ۳۰, ۱۳۹۵
مهدویت، قدرت نرم اسلام در جبهه تمدن سازی است
اسفند ۳, ۱۳۹۵

خبرگزاری شبستان: مراد از مدعیان دروغین، کسانی هستند که به دروغ و باطل مردم را به سوی خود فراخوانده و به نوعی خود را مهدی، نایب وی، وکیل یا فرستاده او معرفی می‌کنند. سطحی‌نگری و عقل‌گریزی و خرافه‌پردازی و عوام‌زدگی از ویژگی های آنها است.

به گزارش خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان، باید دانست مراد از مدعیان دروغین، کسانی هستند که به دروغ و باطل مردم را به سوی خود فراخوانده و به نوعی خود را مهدی، نایب وی، وکیل یا فرستاده او معرفی می‌کنند. برخی از مشخصه‌های ایشان عبارت است از:

۱٫ سطحی‌نگری و عقل‌گریزی

۲٫ خرافه‌پردازی و عوام‌زدگی

۳٫ شخص‌محوری و مریدپروری

۴٫ بی‌توجهی و حتی ضدیت با علما

۵٫ استفاده از روایات غیرمعتبر و جعلی

۶٫ تقطیع و تحریف روایات

۷٫ ادعای داشتن معجزه و کرامت

۸٫ تمسک به خواب و رویا

۹٫ تناقض ادعا و عمل

۱۰٫ تأویل‌گرایی

۱۱٫ تظاهر به زهد

۱۲٫ شریعت گریزی

۱۳٫ تعصب و فرقه‌گرایی

۱۴٫ کم‌سوادی و …

سطحی‌نگری و عقل‌گریزی در مدعیان دروغین، چگونه و به چه معناست؟

دوری از عقل، برهان و استدلال، از مهمترین ویژگی های مدعیان دروغین است، که موجب ترویج افکار سست، بی‌پایه و غفلت مردم از مباحث مهم و سازنده مهدویت خواهد شد.

حق طلبی و حق‌جویی در سایه «عقل‌مداری» تحقق می‌یابد. به عبارت دیگر، برای به دست آوردن حقیقت، باید تابع دلیل و برهان بود. قرآن کریم نیز از مخالفان خود، دلیل و برهان می‌طلبد و می‌فرماید: «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏» (نمل:۶۴) بگو: اگر راست می‌گویید، دلیل و برهان خود را بیاورید.

برای نمونه، «علی‌محمد باب» رهبر فرقه بابیه، که ابتدا ادعای نیابت حضرت مهدی علیه‌السلام را داشت و پس از مدتی ادعای «مهدی بودن» کرد، خواندن کتاب آسمانی قبل از ظهور خود را حرام و سوزاندن آنها و تمام کتب علمی را واجب دانست. او در کتابش فرمان می دهد، همه کتاب‏ ها را محو و نابود کنند؛ جز کتبی که درباره آیین وى پدید آمده یا می آید. همچنین تأکید کرده است، پیروانش جز کتاب «بیان» و آنچه بدان ‏وابسته می‏ شود، نیاموزند. (بیان عربی، ص ۱۵)

«احمدالحسن‌بصری» از دیگر مدعیان دروغینی است که خود را معصوم، نایب، جانشین و فرزند امام زمان علیه‌السلام می‌داند. او نیز برای رسیدن به مقاصد شوم خود، سعی بر بستن راه برهان و استدلال به روی پیروان خود دارد و به این جهت، علم اصول، فلسفه، منطق، رجال و سند شناسی را بدعت می‌داند. (فصلنامه مشرق موعود، ش۲۷، ص۳۶)

مدعیان دروغین مهدویت؛ از نظر معلومات دینی، معمولاً در چه سطحی هستند؟

اغلب مدعیان دروغین مهدویت، تحصیلات عالی نداشته و اطلاعات جامعی در زمینه احکام و معارف اسلامی ندارند؛ وجود اشتباه و غلط‌ های ادبی و محتوایی فراوان در سخنان و نوشته‌های آنان، دلیلی بر کم‌‌سوادی و کمخردی ایشان است.

برای نمونه می توان به غلط خواندن عبارات عربی، توسط علی‌محمد باب، در مجلس گفت وگو با علمای تبریز اشاره کرد، که خبر آن در نامه‌ها و مکتوبات نزدیکان باب، در همان روزگار نیز درج شد. لازم است بدانیم باب، ضمن اعتراف به غلط بودن برخی از جملات، از دیدگاه قواعد و اصول رایج در زبان عربی، این قواعد را «قواعد باطل شیطانی» برمی‌شمرد. (قبیله تزویر،امیرمحسن عرفان،ص۵۴)

احمدالحسن بصری نیز از تحصیل علوم دینی بهره نبرده و طبق بیوگرافی که پیروان احمدالحسن از او ارائه داده‌اند، او بعد از اخذ مدرک لیسانس در رشته مهندسی معماری به حوزه علمیه نجف رفت ولی به جهت اینکه متوجه شد، در آنجا، منطق و فلسفه و اصول فقه، علم کلام(عقاید) و فقه(احکام شرعی) و لغت عربی یاد می‌گیرند؛ تصمیم گرفت در خانه بماند و علوم ایشان را خودش یاد بگیرد، بدون اینکه از کسی کمک بخواهد. بنابراین ابداً در حوزه، درس نخوانده ولی با آنها در ارتباط بوده است. (ترجمه ادله یمانی، ص۱۳)

به هر حال ضعف علمی او تا حدی است که در یک ویدئوى بیست دقیقه‌اى که قرآن می‌خواند، چندین غلط دارد.

با وجود چنین ضعف علمی در مدعیان دروغین، اکثر آنها ادعای مرجعیت علمی داشته و گاهی علم لدنی و علم غیب را نیز به خود نسبت می دهند. علی‌محمد باب می‌گفت: «هیچ کس جز من در شرق و غرب عالم نیست که خود را باب معرفت ‌الله معرفی کند، هرچه می خواهی از من بپرس!» (ر.ک. تخلیص تاریخ نبیل،ص۱۱۸)

احمدالحسن نیز ادعای علم امامت دارد. در شرح حال او آمده است: «از سال ۱۹۹۹ میلادی با پدرشان (جدشان) امام مهدى علیه‌السلام در ارتباط بودند و از پدر خویش علوم الهى را دریافت می‌کرده و با راه و روش ایشان رشد می یافتند». (ترجمه ادله یمانی، ص۱۲)

او درباره دانش خود می گوید: «…تعلم أن الیمانی و هو وصی المهدی و هو المهدی الاول، وعاء سبعه  و عشرین حرفاً من العلم، فهو الوعاء الذی یستقبل الفیض من الامام المهدی و یفیضه علی اصحابه»[الجواب المنیر،ج۲،ص۷۳] «بدان که یمانی قطعا وصی امام مهدی علیه السلام است و او مهدی اول و ظرف بیست و هفت حرف از علم است، پس او ظرفی است که فیض را از امام مهدی علیه السلام می گیرد و به اصحاب ایشان افاضه می کند.»

 پیروان او نیز معتقدند سید احمدالحسن معلومات و معارفى را ارائه نموده است که چنین امرى فقط در صورت رابطه با امام مهدی علیه السلام حاصل می شود. از قبیل متشابهات که به صورت مدون نوشته شده است و تاکنون چهار جزء می باشد، در روایات از اهل بیت(ع) نقل شده است، کسی که علم متشابهات را به محکم آن رجوع می دهد، شخص امام مهدى علیه السلام است و نیز روایات دلالت دارد بر تخصص معصومین در امر علم متشابهات. [ترجمه ادله یمانی، ص۳۷۱]

 بنابر آنچه بیان شد، احمدالحسن ادعای علم به متشابهات قرآن را دارد و طبق این مدعا، کتاب های تفسیری و پرسش و پاسخ متعددی از او انتشار یافته که البته اشکالات فراوانی به آن وارد است.

از جمله اینکه او در کتاب «المراجعات» خود، در تفسیر «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْر» و در پاسخ به پرسش ۱۰۹، می گوید: امیرالمؤمنین (ع) همان “انسان” است و او در خیر و زیان است.[ترجمه متشابهات،ج۳،ص۶۲]

مسلم است که «خسران» در آیه، مذمتی است که در آیه بعد «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا»، مؤمنان از اهل خسران بودن استثنا می شوند، پس چگونه ممکن است، امیرالمومنین(ع) در قرآن به «خاسر بودن» ذم شود، در حالی که در آیات دیگر، قرآن خداوند عده ای از افراد را در «خسر» معرفی نموده:

الف.بندگان شیطان: «وَمَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطَانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِینًا»[نساء۱۱۹]

ب. مکذبین قیامت: «قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ»[انعام:۳۱]

ج: کفار: «وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَالْخَاسِرِینَ»[آل عمران:۸۵]

د: مرتدین بعد از اسلام: «وَمَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ»[مائده:۵]

همچنین مصداق خاسران در این آیه، در روایات معرفی شده است؛ امام صادق علیه السلام فرموده اند: «ان الإنسان لفی خسر: یعنی اعدائنا: انسانی که در خسران است، دشمنان ما اهل بیت(ع) می باشند.»[کمال الدین و تمام النعمه، ج‏۲، ص: ۶۵۶]

حال سؤال اصلی از این مدعی کذاب این است که اگر علمش را، از سرچشمه علوم اهل‌بیت علیهم‌السلام کسب کرده، چطور ممکن است که تفسیرش در تضاد کامل با روایات معصومین علیهم السلام باشد؟

مدعیان دروغین مهدویت برای اثبات مدعای خود چه کرامات و معجزاتی ارائه کرده‌اند؟

باتوجه به اینکه افراد متعددی در طول تاریخ، ادعای دروغ داشته و در زمان ما نیز این افراد وجود دارند؛ لازم است برای رسوا ساختن این افراد، از هر شخصی که ادعای ارتباط خاص، سفارت و یا نیابت خاص امام زمان علیه‌السلام را دارد، درخواست معجزه کرد. چنانچه قدرت بر معجزه نداشت، نشانی بر دروغگویی مدعی است؛ زیرا بنابر روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، معجزه، راهی برای تشخیص درستی و نادرستی دعوت حجت الهی از مدعیان دروغین است. همانطور که نواب خاص حضرت مهدی علیه‌السلام در عصر غیبت صغری، صاحب چنین قدرتی از طرف امام عصر(عج)  بودند.

در تعریف معجزه آمده است: «الأمر الخارق للعاده، المطابق للدّعوى، المتعذّر على الخلق الإتیان بمثله‏» (الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، فاضل مقداد، ص: ۷۹ ) «معجزه امری خارق‌العاده است که مطابق با ادعای فرد صورت بگیرد و آوردن مثل آن توسط دیگران غیرممکن باشد.»

بنابراین، در معجزه لازم است، فعل و عملی در برابر چشمان تعدادی از مخالفان صاحب دعوت، صورت پذیرد که کسی، نتواند مانند آن را ارائه کند، مانند معجزه حضرت موسی علیه‌السلام که در قرآن ذکر شده و سحره فرعون، از آوردن مثل آن، عاجز و ناتوان ماندند و به حقانیت حضرت موسی علیه‌السلام، ایمان آوردند.

علمای شیعه در مقابل ادعاهای پوچ علی‌محمد باب، از او درخواست معجزه کردند و او در پاسخ گفت: اعجاز من این است از براى عصاى خود آیه نازل میکنم و شروع کرد به خواندن این فقره: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم سبحان اللَّه القدوس السبوح الذى خلق السماوات و الأرض کما خلق هذه العصا آیه من آیاته».

اعراب کلمات را به قاعده نحو غلط خواند. تاء «سماواتِ» را به فتح خواند. گفتند: مکسور بخوان. آنگاه «الأرض» را مکسور خواند.

امیر اصلان خان عرض کرد: اگر این قبیل فقرات از جمله آیات باشد من هم توانم، تلفیق کرد و عرض کرد:  «الحمدللَّه ‏الذى خلق العصا کما خلق الصباح و المساء». باب بسیار خجل شد.  (بهائیان، ص:۲۳۳ و ۲۳۴)

نظام العلما، در آن مجلس به علی‌محمد باب گفت: من در بند «لفظ» نیستم، «کرامتى» موافق ادعاى خود به من بنماى تا «مرید» شوم و به سبب ارادت من، جمعى قدم در دایره ارادت شما خواهند گذاشت؛ زیرا که به «علم» معروفم و عالم هرگز تابع جاهل نخواهد شد.

سید[علی محمد باب] گفت: چه کرامت مى‏ خواهى؟ نظام العلما جواب داد که اعلی‌حضرت سلطان اسلام، محمدشاه مریض است، او را صحتى ده، حضرت شاهزاده معظم ولیعهد دولت ابد امر فرمود که؛ چرا دور رفتى اکنون تو حاضرى در وجودت تصرفى کند و تو را جوان سازد که همیشه در رکاب ما سوار باشى، ما نیز بعد از ظهور این کرامت، این مسند را به او خواهیم داد، سید [علی محمد باب] گفت: در قوّه ندارم…. سید باب گفت که: من به یک روز دو هزار بیت کتابت مى‏ کنم که مى‏ تواند چنین کند. نظام گفت: من در زمان توقف در عتبات عالیات کاتبى داشتم که به روزى دو هزار بیت کتابت مى‏ کرد آخرالامر کور شد؛ البته شما هم این عمل را ترک نمائید و إلّا کور خواهید شد. چون معلوم شد که سید [علی محمد باب] را دعوى بى معنى است زیاده از این در حضور مبارک حضرت ولیعهد اعظم- طوّل اللَّه بقائه- تطویل کلام بى حاصل، مناسب ندانستند و برخاستند و مجلس منقضى.» (ر.ک. بهائیان، ص:۲۲۸ و۲۲۹).

ادامه دارد ….

برگرفته از مقاله «مدعیان دروغین» نوشته مهدیه سعیدی نشاط، مندرج در دومین شماره نشریه الکترونیکی امان

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می گذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz