شگرد مدعیان کذّاب ارتباط با امام عصر(عج)!

چه کسانی امام مهدی(عج) را یاری می کنند؟
اسفند ۴, ۱۳۹۵
تمام مولفه های اصیل تمدنی در مهدویت وجود دارد
اسفند ۷, ۱۳۹۵

خبرگزاری شبستان: مدعیان دروغین مهدویت، برای جلب نظر عموم مردم و مستند جلوه دادن ادعاهای خود، درپی آنند که نظرات خود را بر آیات قرآن، تحمیل کرده و به عنوان دلیلی بر صحت ادعاهای خود، از آن سوء استفاده کنند.

به گزارش خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان، از میان مدعیان دروغین در عصر حاضر، احمدالحسن بصری نیز ادعای ارتباط و نیابت خاصه از طرف امام زمان علیه السلام را دارد و خود را صاحب معجزه نیز می داند.

گرچه احمدالحسن و انصار او مدعی معجزات زیادی هستند؛ ولی احمدالحسن در بیانیه ای، علم به «محل دفن حضرت زهرا سلام الله علیها» را اولین معجزه خود معرفی می کند و می گوید: «اولین معجزه ای که برای مسلمانان و تمامی مردم جهان آورده ام، این است که؛ همانا من می دانم که محل دفن حضرت زهرا سلام الله علیها کجاست. درحالی که تمام مسلمانان اعتقاد دارند که قبر ایشان مخفی می باشد و حضرت مهدی(علیه السلام) موضع آن را می داند. ایشان نیز به من خبر داد که محل دفن حضرت فاطمه(علیها السلام) کنار قبر امام حسن مجتبی (علیه السلام)می باشد.» (ره افسانه، ص۹۳)

بنابر تعریفی که از «معجزه» ارائه داده شد. معجزه، عملی خارق العاده است که حقانیت ادعای صاحب دعوت را آشکار می کند. در حالی که احمدالحسن برای اثبات ادعایش بدون انجام عملی خارق العاده، ادعای جدیدی را مطرح می کند که درستی یا نادرستی آن نیز قابل اثبات نیست.

علاوه براینکه این ادعای احمدالحسن مطابق با نظر اهل سنت بوده و با روایات متعدد و معتبر شیعی که قبر حضرت زهرا علیها السلام را در خانه آن حضرت(س) و میان قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و منبر ایشان؛ معرفی می کند؛ مخالف است. (ر.ک. کافی، ج‏۲، ص: ۴۹، من لا یحضره الفقیه، ج‏۲، ص: ۵۷۲، الوافی، ج‏۱۴، ص: ۱۳۷۰).

البته کرامات دیگری نیز توسط پیروان و انصار احمدالحسن بصری به او نسبت داده شده که علاوه بر موضوعات و محتواهای سخیف، ناقلان آن افرادی ناشناس هستند؛ بنابراین، به هیچ وجه قابل اعتنا و پذیرش نیست.

مدعیان دروغین، چگونه با تفسیر به رأی، از آیات قرآن کریم سوء استفاده می کنند؟

آیات نورانی قرآن، معجزه جاوید پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است که عموم مسلمین بر صحت و عدم تحریف آن اتفاق نظر دارند؛ به همین جهت، مدعیان دروغین مهدویت، برای جلب نظر عموم مردم و مستند جلوه دادن ادعاهای خود، درپی آنند که نظرات خود را  بر آیات تحمیل کرده و به عنوان دلیلی بر صحت ادعاهای خود، از آن سوء استفاده کنند.

برای نمونه زعماى بهائیت، پس از ادعاهای مختلف، به ختم رسالت و نبوت حضرت محمد ‌بن ‌عبدالله صلی‌الله ‌علیه ‌وآله و ظهور دین جدید، تصریح کرده‌اند و برای اینکه عموم مسلمین را فریب دهند، بسیاری از آیات قرآن را به سود خود تفسیر به رأی کردند.

برای مثال آن‌ها با استناد و تمسک به آیه‏ ۱۴۳ سوره مبارکه بقره «وَکَذٰلِکَ جَعَلناکُم أُمَّهً وَسَطًا» مى‏ گویند کلمه «وسط» در آیه‏ مذکور مؤید این است که امت اسلام، آخرین امت نیست و پس از آنان دینى جدید و امتى جدید، ظهور خواهد کرد.

در این استدلال آنها لغت «وسط» را به معنای فارسی آن گرفته و این‌گونه منکر آن شدند که “اسلام” آخرین دین الهی است. در حالی که در مراجع اصلى لغت عرب، «وسط» به معناى “شریف”، “میانه”، “معتدل” و “نیکو” آمده است.

همچنین، در متون حدیثی شیعه و منابع اهل سنت مانند صحیح ترمذى، صحیح نسائى، مستدرک حاکم نیشابورى و … در معنى لغت «وسط»، روایاتى از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده است که در این آیه منظور از اینکه مسلمانان «امت وسط» هستند، این است که ایشان، امتی عادل و معتدل‌اند.

همچنین، حسینعلى میرزا، پیشوای بهائیان، برای این که کتاب «بیان» او فاقد مدرک و استناد به نصوص مسلم نباشد؛ حتی در مواردى، ظاهر آیات قرآن مجید را تحریف‏ کرده و مرتکب جعل آیات‏ نیز گشته است. (ر.ک. بهائیان، ص۴۴۲ و۴۴۳)

مدعی دروغین عصر حاضر، احمدالحسن که خود را یمانی موعود می‌داند، نیز مدعی است که، حجت و برهان صدق دعوت جهانی‌اش بر مسلمانان را با احتجاج به قرآن و سنت، مطرح می‌کند.

او آیاتی را که در آن‌ها از رسول و انبیای الهی بحث شده و هیچ تصریحی به اثبات ادعای این فرد ندارد، به آمدن خود تفسیر می‌کند؛ از جمله آیات ۲و۳ سوره مبارکه جمعه: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبین‏، وَ آخَرینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیم؛ او کسى است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‌ها مى‏خواند و آنها را تزکیه مى‏کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت مى‏آموزد هر چند پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند! و (همچنین) رسول است بر گروه دیگرى که هنوز به آنها ملحق نشده‏اند؛ و او عزیز و حکیم است!» را به گونه‌ای تفسیر می‌کند که خود را به عنوان مصداق «رسول بشارت دهنده» برای « آخَرینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ» مطرح کند.(ره افسانه، ص۲۷ به نقل از وصی و رسول الامام مهدی،ص۲۳)

همچنین برای اینکه اثبات کند، حجت الهی است و حقانیت او با خواب و رؤیا قابل اثبات است؛ آیات سوره مبارکه یوسف را “تفسیر به رأی” کرده و می‌گوید: «آیا قرآن نخوانده و در داستان یوسف نیندیشیدید که چگونه یعقوب علیه‌السلام در حالی که پیامبر خداست و در قرآن ـ که کتاب خداست ـ رؤیای یوسف را دلیل تشخیص و مصداق خلیفه خدا ـ که آن یوسف بود ـ  معتبر دانست و یوسف را بر حذر داشت که این خواب را به برادران خود بگوید؛…آیا این اقرار قرآن به حجیت خواب در تشخیص مصداق  خلیفه خدا نیست؟»

او با استناد به آیات۴ و ۵ سوره مبارکه یوسف استدلال می کند که: «در اینجا می‌بینیم که رؤیای یوسف علیه‌السلام نه تنها برای خود او؛ بلکه برای پدرش یعقوب علیه‌السلام که -از پیامبران و حجت‌های معصوم خداوند است- راهی برای شناخت حجت است… رؤیای صادقه از راه های شناخت حجت برای مردم نیز بوده است؛ زیرا با این خوابی که وی دیده بود، برادرانش نیز پی به حجت بودن او می بردند.».(خواب پریشان، ص۴۵)

در حالی که طبق آیات۴ و ۵ سوره مبارکه یوسف: «إِذْ قالَ یُوسُفُ لِأَبیهِ یا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لی‏ ساجِدینَ (۴) قالَ یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلى‏ إِخْوَتِکَ فَیَکیدُوا لَکَ کَیْداً إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبینٌ (۵)‏» معصوم خداوند است ـ راهی برای شناخت حجت است ـ  رؤیای صادقه از راه‌های شناخت حجت برای مردم نیز بوده است؛ زیرا با این خوابی که وی دیده بود، برادرانش نیز پی به حجت بودن او می‌بردند.».(خواب پریشان، ص۴۵)

در حالی که طبق آیات۴ و ۵ سوره مبارکه یوسف: «آن‌گاه که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم ۱۱ ستاره و خورشید و ماه برایم سجده کردند! [پدر] گفت: اى پسرک من! خواب خود را براى برادرانت مگو که نقشه ‏اى خطرناک بر ضد تو به کار مى‏بندند، بدون شک شیطان براى انسان دشمنى آشکار است.

باید بیان داشت که:

یک: دلیلی نداریم که مراد از رویای یوسف علیه‌السلام، بشارت بر نبوت او باشد. بلکه به تصریح قرآن کریم این رؤیا پیشگویی واقعه‌ای خارجی بوده که همان پاسداشت برادران، پدر و خاله یوسف در شهر مصر و برای اوست. همانطور که در ادامه داستان، در آیه ۱۰۰ آمده است: «و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد و همه براى او به سجده افتادند و گفت: اى پدر! این تعبیر خواب پیشین من است که پروردگارم آن را تحقق داد.»

دو: دلیلی نداریم که حضرت یعقوب از نبوت یوسف علیه‌السلام به وسیله خواب آگاه شده باشد، بلکه دلیل داریم که حضرت یعقوب بنابر علم نبوت از آینده یوسف باخبر بوده و آن را به یوسف بشارت می‌دهد و پیراهنی بهشتی را که از میراث پیامبران بوده پس از تولد یوسف به او آویخته است.(ر.ک. کافی ،ج۱،ص۲۳۲)

سه: این ادعا که برادران یوسف از خواب او پی به نبوتش برده و تصمیم به قتل او گرفتند نیز بی‌دلیل است چراکه این خواب صراحت در عظمت یوسف نسبت به برادرانش داشته و موجب برانگیخته شدن حسادت ایشان می‌شده و برای همین یعقوب علیه‌السلام، یوسف را از افشای خواب برحذر داشت. در روایات نیز علت‌هایی بیان شده که هیچ یک اشاره به فهم نبوت از طریق رؤیا ندارد.( ر.ک. تفسیر قمی،ج۱،ص۳۴۰)

*برگرفته از مقاله «مدعیان دروغین» نوشته مهدیه سعیدی نشاط، مندرج در دومین شماره نشریه الکترونیکی امان

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می گذارد

Notify of
avatar
wpDiscuz