دهه فاطمیه
اسفند ۷, ۱۳۹۳
مهدیه انتظار ۲
خرداد ۸, ۱۳۹۴

rahbar-enghelabایمان به حضرت ولی عصر (عج) شفابخش بیماری های قلبی و روحی

این میلاد و این یاد بزرگ باید به ما درس بدهد. احساسات، بسیار خوب است؛ عواطف، پشتوانه بسیاری از اعمال نیکوی انسانهاست؛ ایمان و عقیده قلبی به وجود این منجی عظیم عالم، شفابخش بسیاری از بیماریها و دردهای معنوی و روحی و اجتماعی است؛ ولی فراتر از همه اینها، ما باید از این یاد، از این خاطره و از این حادثه عظیم، درس بگیریم. هر سال این جشنها برپا میشود و دلها را معطّر میکند. اگر درسهای عمیقی که در تجدید این خاطره وجود دارد، برای رفتار ما و عمل ما بتواند یک آموزنده و معلّم به حساب آید، یقیناً پیشرفت جامعه ما به سمت کمال، روانتر و سریعتر خواهد شد.

بنده در ایام جوانى آمدم قم طلبه شدم، بعد با مرحوم آیت الله بهجت آشنا شدم، از همان نوزده سالگی ایشان به ما می فرمودند مراقب خودتان باشید مریض نشوید چون ظهور نزدیک است.

باور کنید ما همیشه مراقب بودیم، می گفتیم شاید همین روزها ظهور اتفاق بیافتد. این آمادگی خیلی مهم است. فکر می‌کنم هر بچه مسلمانی باید نگاه کند ببیند که کجا ایستاده و در هنگام ظهور چه نقشی به عهده دارد.

از مردم عادی گرفته تا وکیل و وزیر و رییس جمهور، مهم این است که ما به دنبال نقش خودمان باشیم نه به دنبال نقش حضرت! ایشان که معلوم است خواهد آمد و در چه جایگاهی خواهد بود. ما باید به جایگاه خودمان برسیم







منتظر باید شاخک هایش حساس باشد!

عنوان : منتظر باید شاخک هایش حساس یاشد !

نمی شود از انتظار دم زد ولی نسبت به حوادث منطقه بی تفاوت بود. نمی شود مدعی انتظار حضرت ولیعصر باشیم ولی نگران آنچه در یمن می گذرد نباشیم. منتظر نیست کسی که اخبار سوریه و عراق را پیگیری نکند! چگونه خود را منتظر می نامد، کسی که سر در لاک خود فرو برده و بی خبر از حوادث منطقه گذران عمر می کند!؟!

حال منتظر حال آن مادر شهید مفقودالاثری است که سالهاست منتظر رسیدن خبری از فرزند گم شده اش می باشد.با هر صدای زنگی از جا می پرد که آیا خبری از فرزندش آورده اند؟ آری منتظر باید شاخک هایش حساس باشد. باید با شنیدن هر صدای زنگی از جا بپرد و چشمش را به افق کعبه بدوزد که آیا خبری از مهدی فاطمه رسیده است؟ اگر اینگونه نباشد و اگر کسی گاهی و از سر عادت دعایی بخواند و یا در دعای ندبه ای شرکت کند و....... که نمی شود به او گفت منتظر!

گفته می شود که تطبیق حوادث منطقه با علائم ظهور و یکی دانستن آنها کاری اشتباه و آسیب زا است و تفسیر این چنینی ازی انتظار می تواند خطرناک باشد.

صد البته ما منکر آسیب های تطبیق بی جای حوادث بر علائم و یا آسیب های انتظار نیستیم . اما باید توجه داشت که انتظار به خمودگی و روزمرگی نیز نباید مبتلا شود. نباید به بهانه مقابله با آسیب ها انتظار را دچار عوارضی چون بی رمقی و بی تفاوتی کرد و به تفسیر دیگر انتظار را از مفهوم خود خارج نمود.

انتظار و بصیرت

انتظار همان طور که از مفهوم دقیق واژه آن برمی آید به معنی نظر با تامل و از یر دقت به زمان حال و آینده است. لذا منتظر اهل بصیرت و دارای نفوذ دید است.

منتظر حوادث منطقه را با دقت رصد می کند و دست های پشت پرده آن را نیز می بیند.

یکی از جنبه های بصیرت در انتظار توجه به وظایف و تفکیک عرصه های مختلف از هم است.

توجه به حوادث منطقه و دل خوش بودن به اینکه آنچه در خاورمیانه می گذرد ان شا الله از علائم ظهور است ، نباید منتظر را از وظایف اصلی خود باز دارد. ما وظایف متعددی برعهده داریم؛ نسبت به خدا، امام زمان (عج)، خود، خانواده،جامعه، انقلاب، مظلومین منطقه و....... نباید به بهانه احساس نزدیکی ظهور از زیر بار مسئولیت ها شانه خالی کرد.

از سویی در نزدیک دانستن ظهور و دل خوش شدن به حوادث منطقه این آسیب وجود دارد که اگر خدای ناکرده نشانه های رخ داده در منطقه به ظهور منجر نشود موجب سرخوردگی منتظران و امیدواران گردد. لذا منتظر حقیقی که چشم به راه و حساس و امیدوار است در عین حال باید تسلیم امر خدا هم باشد و هیچگاه از انتظار خود دلسرد نشود.

انشاالله در ادامه به موضوع ارتباط حوادث منطقه با ظهور از زوایای مختلف خواهیم پرداخت.

رسول صادقیان



اللهم ارزقنا توفیق الطاعه

   (اللّهُمَّ ارزُقنا تَوفیقَ الطاعَهِ)

«خداوندا! توفیق فرمانپذیری را روزی ما کن»

اللّهُمَّ: یا الله! پروردگارا!

رزق: بخشش مداوم، نصیب و بهره (مفردات راغب)

توفیق: التوفیق من الله أی: توجیه الاسباب نَحَو المطلوب (توفیق الهی یعنی خداوند اسباب و عوامل را برای هدف مورد نظر مهیا می‌کند)[۱]

طاعت: طوع و طاعت به معنای انقیاد و فرمانبرداری است.[۲]

خداوند متعال به عنوان مربّی و پرورش دهنده‌ی موجودات متکفّل تأمین رزق مادّی و معنوی آنهاست.

در میان موجودات، انسان به خاطر نیازهای ملکوتی‌اش، در کنار نیازهای مادی خود، باید برای دریافت ارزاق معنوی نیز، دست دعا به درگاه احدیت بالا بَرَد.

با بررسی آیات قرآن در خصوص واژه­ی رزق روشن می‌شود اکثر واژه‌های رزق در قرآن به خداوند متعال منسوب می‌گردد، واژه‌هایی چون: (رَزَقَکُمُ الله، رَزَقَکُم، رَزَقناکُم، رَزَقناهُ، رَزَقناهُم، رَزَقَهم، تَرزُقُ، یَرزُقُ، خیر الرّازقین، رزقِ الله، رِزقِ رَبِّکم، هو الرزّاق، ...) که با تأمّل در مجموع این واژه‌ها معلوم می‌گردد رزق هرکس تنها به دست خداست و برای جلب رزق بیشتر، ارتباط قوی­تر با رازق هستی یک اصل است.

از میان ارزاق معنوی و الطاف رحیمیه خداوند، توفیق جایگاه ویژه‌ای دارد. «توفیق» یعنی اتفاق و مطابقت و موافقت کار انسان با تقدیر و قضا و قدر الهی و یا به معنای آسان سازی مسیر و ایجاد شرایط و بهبود بخشیدن آن از طرف خدا جهت رسیدن به اهداف متعالی و معنوی است.

قرآن می‌فرماید:

P(و ما توفیقی إلاّ بِاللهِ)[۳] «و توفیق من، جز به خدا نیست.»

توفیق از لشگریان عقل است و در مقابل آن خذلان (به حال خود رها شدن بنده) است که از لشگریان جهل به شمار می‌رود.

حضرت علیu فرمودند:

P(التّوفیقُ مُمِّدُ العَقلِ، الخِذلان مُمِّدُ الجَهلِ)[۴]

«توفیق مددکار عقل و خذلان مددکار نادانی است.»

امام باقرu در تفسیر ذکر شریف: «لا حَولَ وَ لاقُوَّهَ إلاّ بِاللهِ العَلیِّ العَظیمِ» فرمودند: «معنایش این است که ما قدرت روی گرداندن از معصیت خدا نداریم مگر به یاری خدا و توانایی بر طاعت خدا نداریم مگر با توفیق او.»[۵]

لازم به ذکر است توفیق گاهی به معنای ایجاد میل و انگیزه و آسان سازی شرایط روحی و درونی برای پیروزی است و گاهی به معنای آسان سازی شرایط بیرونی و فراهم شدن زمینه موفقیت و این هر دو عنایتی است از جانب خداوند که امکان توسعه، رشد و شکوفایی شخصیت را به انسان می‌بخشد و سرعت تعالی را در او صد چندان می‌نماید.

پس بجاست برای همه‌ی امور خیر، خصوصاً طاعت و فرمانبرداری، از خداوند توفیق مسئلت نمود، چراکه طاعت سبب سعادت است. حضرت علیu می­فرمایند:

(با دِرِ الطّاعَهَ تَسعُد)[۶] «به سوی طاعت بشتاب تا سعادتمند شوی.»

نیز فرمودند: (إذا قَویَتَ فَاقوَ علی طاعَهِ الله سبحانَهُ، إذا ضَعُفتَ فاضعُف عن مَعاصی اللهِ)[۷]

«اگر نیرومندی در طاعت خداوند سبحان نیرومند باش و اگر ناتوانی در نافرمانی از خدا ناتوان باش.»

 

۱ - مجمع البحرین، ح ۵، ص ۲۴۷٫

۲ - قاموس، ج۵، ص ۲۴۸٫

۱- هود،۸۸   ۲- میزان الحکمه، حدیث۲۲۲۵۲٫ ۳-همان،حدیث۲۲۲۴۱            

۴- میزان الحکمه، ح ۱۱۲۷۲٫             ۵ - همان، ح ۱۱۲۷۶٫

 

 



مهدی جان!

شرمسارم از این که زمزمه شوق و انتظار سر می دهم اما حقیقت انتظار و اشتیاق را در نیافته ام!

که منتظران و مشتاقان راستینت، هرگز گرد گناه نمی گردند.





پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *