مهدیه انتظار (۱)
خرداد ۴, ۱۳۹۴
مهدیه انتظار ۳
خرداد ۸, ۱۳۹۴



aghaaaaaaaaaa1وحدت پیروان اهل بیت (ع)، موجب شادی قلب حضرت ولی عصر(عج)

امروز لازم است که پیروان مکتب اهل‌بیت، دو کار اساسی را وجهه‌ی همت خود قرار بدهند؛ در مرتبه‌ی اول، با هم آشنا بشوند، همکاری و همفکری بکنند، معضلات را حل کنند، گرهها را باز کنند، احساس خویشاوندی نمایند و در هر نقطه‌یی از دنیا که هستند، بدانند که تعارف آنها با هم و تشکلشان به شکل صحیح، قلب مقدس ولىّ‌‌عصر(ارواحنافداه‌وعجّل‌اللَّه‌تعالیفرجه) را شاد میکند. این بزرگواران، از تفرقه و تشتت و جدایی و بَغضا متنفر بودند؛ اهل وحدت و عامل جمع و شمع انجمن بودند. امروز هم پیروان و علاقه‌مندان آنها، باید این را تأمین کنند

ما مثل بچّه ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می کنند .

بچّه جلب ویترین مغازه ها می شود و دست پدر را رها می کند و در بازار گم می شود و وقتی متوجّه می شود که دیگر پدر را نمی بیند، گمان می کند پدرش گم شده است ، در حالی که در واقع خودش گم شده است.

غالب خلایق جلب متاعهای دنیا شده اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده اند .

امام زمــــان ( ع ) گم و غائب نشده است ، ما گم و محجـــوب گشته ایم ..







نتظار تفکیک مناسب وظایف در قبال ظهور

از جمله الزامات مهم انتظار تفکیک مناسب وظایف در قبال ظهور است. در روایتی زیبا وجود مقدس پیامبر اعظم (ص) می فرمایند: «اعمل ارنیاک کانک تعیش ابدا و اعمل لاخرتک کانک تموت غدا» (برای دنیای خود چنان عمل کن که گویا تا ابد زنده ای و برای آخرت خود چنان عمل کن که گویی همین فردا خواهی مرد) یعنی این هردو نگاه کنار هم به زندگی باید وجود داشته باشد نباید بخاطر دنیا آخرت را تباه کرد و نباید به بهانه آخرت زندگی دنیوی را خراب کرد. در ماجرای ظهور نیز همین گونه است؛ منتظر حقیقی کسی است که از سویی برای ظهور آنچنان آماده است که گویا همین فردا حضرت ظهور خواهد کرد و از سویی دیگر بگونه ای وارد کار و عمل اجتماعی می شود که گویی قرار نیست به این زودی حضرت تشریف یاورند. یعنی به بهانه نزدیک بودن ظهور از زیر بار مسئولیت های اجتماعی، خانوادگی، فردی خود شانه خالی نمی کند و نیز به دلیل ورود به عرصه کار و فعالیت روزمره ظهور و انتظار را به فراموشی نمی سپارد.

در ماجرای حوادث منطقه نیز منتظر حقیقی به همین گونه عمل می کند؛ به عنوان مثال در مورد حمله وحشیانه آل سعود به یمن و کشتار مردم مظلوم یمن و جنبش انصارالله یمن و از آنجا که این اتفاقات می تواند به بروز عدامت حتمی ظهور، یعنی خروج یمانی مرتبط باشد، منتظر باید با رصد دقیق و حساسیت ویژه اخبار آن را پی گیری کند.

وظایفی که در این اوضاع برای منتظر مطرح می شود این است که ضمن پرهیز از اظهارنظر قطعی پیرامون ارتباط حادثه یمن با خروج یمانی. امیدوار به تحقق این علامت بوده و برای آن دعا کند. و البته به دعای تنها اکتفا نکرده و در خود و پیرامون خود آمادگی لازم برای یاری حضرت را ایجاد کند و.... این وظایفی است که یک منتظر در مواجهه با حوادث یمن باید به آن توجه کند. اما از سویی دیگر همین حادثه را فارغ از ارتباط با علائم ظهور نیز باید مدنظر قرار دهد. یعنی برای حمایت سیاسی، مالی، معنوی و..... از مردم مظلوم یمن در حد توان فرد بپاخیزذ.

یعنی یک منتظر حقیقی با تفکیک مناسب حیطه وظایف خود در مسئله یمن هم پیگیر وظیفه انسانی و اسمی خود در قبال مردم مظلوم یمن بوده و هم به عنوان یک منظر امیدوار خود را برای ظهور امام آماده می کند. آری نباید به امید اینکه قرار است به زودی انشاالله حضرت تشریف بیاورند دست روی دست بگذاریم و صرفا نظاره گر حوادث منطقه یاشیم و همچنین نباید به دلایل واهی انتظار و ظهور و زمینه سازی را فراموش کند. که انهم یروشد بصیرا و نراه قریبا



اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ

این دعا از سه بخش تشکیل شده است:
در بخش اول به آزمایش بزرگی که مردم در زمان غیبت به آن مبتلا گشتند اشاره شده است.
در بخش دوم بعد از درود بر پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت، به لزوم فرمان‌برداری مؤمنان از آن بزرگواران به سبب جایگاه والایی که دارند می‌پردازد.
در بخش پایانی دعا چنین سفارش شده است که؛ از خداوند بخواهیم، به سبب حقوق و منزلتی که معصومان(ع) بر ما دارند امور ما را کفایت نموده و ما را یاری نمایند. 
علاوه بر این‌که؛ این دعا در کتاب جمال الأسبوع،[۱] المزار (للشهید الأول)،[۲] مصباح کفعمی،[۳] المزار الکبیر[۴] با اندکی تفاوت ذکر شده است، در کتاب «الزام الناصب» چنین نقل شده است: شیخ جلیل امین الاسلام فضل بن حسن طبرسی مؤلف کتاب تفسیر «مجمع البیان» در کتاب «کنوز النجاح» گفته است: دعایی که حضرت امام مهدی(عج) به أباالحسن محمد بن أحمد بن أبی لیث -رحمت خدای متعال بر او باد- در شهر بغداد در مقابر قریش به او تعلیم داد و أبو الحسن از زندان از ترس کشتن به مقابر قریش پناه برده بود و به برکت این دعا خداوند او را از کشته شدن نجات داد.
أبو الحسن گوید: همانا حضرت مهدی(ع) به من این دعا را آموزش داد و فرمود که چنین بگویم:
«اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مَنَعَتِ السَّمَاءُ وَ إِلَیْکَ یَا رَبِّ الْمُشْتَکَى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَ الرَّخَاءِ.
 اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنَا طَاعَتَهُمْ فَعَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلًا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ.
 یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَایَ وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَایَ یَا مَوْلَایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی».
خدایا! بلا و مصایب ما بزرگ شد و بیچارگى ما بسى روشن و پرده از روى کار برداشته شد و امیدم ناامید شد و زمین [با همه پهناورى] بر ما تنگ آمد و آسمان، رحمتش را از ما منع کرد و تنها تویى یاور و معین ما و مرجع شکایت ما و یگانه اعتماد ما در هر سختى و آسانى بر لطف توست.
 خدایا! درود فرست بر محمد و آل محمد که صاحب امر الهى [و مقام خلافت] هستند و بر ما اطاعتشان را واجب کردى و به واسطه این مطاع بودن مقامشان را به ما شناساندى، پس به حق منزلت و قدر آنها که به ما گشایشی نزدیک چون چشم بهم زدن یا زودتر عطا فرما!
 اى محمد و اى على شما مرا کفایت کنید که شما کافى هستید و مرا یارى کنید که شما یاران منید. اى مولاى من! اى صاحب الزمان! فریادرس فریادرس فریادرس، مرا دریاب مرا دریاب مرا دریاب.[۵]
راوی گوید: همانا آن ‌حضرت وقتی به این فراز  از دعا «یا صاحب الزمان» که رسید به سینه شریف خود اشاره کرد.
 

[۱]. سید ابن طاووس، رضی الدین علی، جمال الأسبوع بکمال العمل المشروع، ص ۲۸۰- ۲۸۱، دار الرضی، قم، چاپ اول، بی تا.
[۲]. عاملی (شهید اول)، محمد بن مکی، المزار فی کیفیه زیارات النبی و الأئمه(ع)،  ص ۲۱۲، مدرسه امام مهدی(عج)، قم، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
[۳]. کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح (جنه الأمان الواقیه و جنه الإیمان الباقیه)، ص ۱۷۶، دار الرضی (زاهدی)، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
[۴]. ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، محقق و مصحح: قیومی اصفهانی، جواد، ص ۵۹۱، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
[۵]. یزدی حایری، علی‏، الزام الناصب فی إثبات الحجه الغائب (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)‏، محقق و مصحح: عاشور، علی‏، ج ۲، ص ۴۳، مؤسسه الأعلمی‏، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.


 مولای من مرا بیاد بیاور؛ آن لحظه‌ای که در شب تاریک در فاو، شلمچه، جزیره مجنون و... با آنانی که می شناختیشان، یک‌صدا تو را فریاد می زدیم.
من همان فرد کوچک و ناچیزی بودم که با لحن ساده خود یابن الحسن می‌گفتم و سرود العجل سر می‌دادم..
همانی که تفنگ "ام یک" از من بلندتر بود...



تو را می شناسم…
تو روح بهشتی
که جنّت، ز یمن تو سرشار و سرسبز و سر زنده است
و کوثر، ز فیض تو پاینده است
تو آن سدرهُ  المنتهایی
تو عشق و امیدی و شور و صفایی
تو را می شناسم…
تو از نسل آیینه هایی
تو فرزند نوری
تو در قلب غمگین دنیا، سروری
تو میراث پیغمبرانی
درود و سلامی
نماز و قیامی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *