مهدیه انتظار ۲
خرداد ۸, ۱۳۹۴
مهدیه انتظار ۴
خرداد ۸, ۱۳۹۴



agha110حرکت و پویایی نه رهاکردن و سکون

انتظار فرج معنایش این نیست که انسان بنشیند، دست به هیچ کاری نزند، هیچ اصلاحی را وجهه‌ی همت خود نکند، صرفاً دل خوش کند به اینکه ما منتظر امام زمان (علیه الصّلاه و السّلام) هستیم. اینکه انتظار نیست. انتظارِ چیست؟ انتظارِ دست قاهرِ قدرتمندِ الهىِ ملکوتی است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطره‌ی ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگی مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده‌ی واقعی خدا بکند. باید برای این کار آماده بود. تشکیل نظام جمهوری اسلامی یکی از مقدمات این حرکت عظیم تاریخی است. هر اقدامی در جهت استقرار عدالت، یک قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن برای اینکه کار به خودی خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگی است. این آمادگی را باید در وجود خودمان، در محیط پیرامون خودمان حفظ کنیم.

 ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﺩﺭ ﻓﺮﺝ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ﺍﺭﻭﺍﺣﻨﺎﻓﺪﺍﻩ

ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻘﺎﯼ ﺍﯾﻤـﺎﻥ ﻭ ﺛﺒﺎﺕ ﻗﺪﻡ ﺩﺭ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺍﻧﮑـﺎﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺗﺎ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

ﮐﻮﻓﯿﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ (ﻉ) ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ " ﺗﻌﺠﯿﻞ" ﮐـﺮﺩﻧﺪ؛

ﺍﻣـﺎ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺴﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﻭﻗﺘﺶ، ﺍﻣﺎﻡ ( ﻉ) ﺭﺍ ﻓﺮﻭﺧﺘﻨﺪ !

یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ







منتظر باید شاخک هایش حساس باشد!

عنوان : منتظر باید شاخک هایش حساس یاشد !

نمی شود از انتظار دم زد ولی نسبت به حوادث منطقه بی تفاوت بود. نمی شود مدعی انتظار حضرت ولیعصر باشیم ولی نگران آنچه در یمن می گذرد نباشیم. منتظر نیست کسی که اخبار سوریه و عراق را پیگیری نکند! چگونه خود را منتظر می نامد، کسی که سر در لاک خود فرو برده و بی خبر از حوادث منطقه گذران عمر می کند!؟!

حال منتظر حال آن مادر شهید مفقودالاثری است که سالهاست منتظر رسیدن خبری از فرزند گم شده اش می باشد.با هر صدای زنگی از جا می پرد که آیا خبری از فرزندش آورده اند؟ آری منتظر باید شاخک هایش حساس باشد. باید با شنیدن هر صدای زنگی از جا بپرد و چشمش را به افق کعبه بدوزد که آیا خبری از مهدی فاطمه رسیده است؟ اگر اینگونه نباشد و اگر کسی گاهی و از سر عادت دعایی بخواند و یا در دعای ندبه ای شرکت کند و....... که نمی شود به او گفت منتظر!

گفته می شود که تطبیق حوادث منطقه با علائم ظهور و یکی دانستن آنها کاری اشتباه و آسیب زا است و تفسیر این چنینی ازی انتظار می تواند خطرناک باشد.

صد البته ما منکر آسیب های تطبیق بی جای حوادث بر علائم و یا آسیب های انتظار نیستیم . اما باید توجه داشت که انتظار به خمودگی و روزمرگی نیز نباید مبتلا شود. نباید به بهانه مقابله با آسیب ها انتظار را دچار عوارضی چون بی رمقی و بی تفاوتی کرد و به تفسیر دیگر انتظار را از مفهوم خود خارج نمود.

انتظار و بصیرت

انتظار همان طور که از مفهوم دقیق واژه آن برمی آید به معنی نظر با تامل و از یر دقت به زمان حال و آینده است. لذا منتظر اهل بصیرت و دارای نفوذ دید است.

منتظر حوادث منطقه را با دقت رصد می کند و دست های پشت پرده آن را نیز می بیند.

یکی از جنبه های بصیرت در انتظار توجه به وظایف و تفکیک عرصه های مختلف از هم است.

توجه به حوادث منطقه و دل خوش بودن به اینکه آنچه در خاورمیانه می گذرد ان شا الله از علائم ظهور است ، نباید منتظر را از وظایف اصلی خود باز دارد. ما وظایف متعددی برعهده داریم؛ نسبت به خدا، امام زمان (عج)، خود، خانواده،جامعه، انقلاب، مظلومین منطقه و....... نباید به بهانه احساس نزدیکی ظهور از زیر بار مسئولیت ها شانه خالی کرد.

از سویی در نزدیک دانستن ظهور و دل خوش شدن به حوادث منطقه این آسیب وجود دارد که اگر خدای ناکرده نشانه های رخ داده در منطقه به ظهور منجر نشود موجب سرخوردگی منتظران و امیدواران گردد. لذا منتظر حقیقی که چشم به راه و حساس و امیدوار است در عین حال باید تسلیم امر خدا هم باشد و هیچگاه از انتظار خود دلسرد نشود.

انشاالله در ادامه به موضوع ارتباط حوادث منطقه با ظهور از زوایای مختلف خواهیم پرداخت.

رسول صادقیان



اللهم ارزقنا توفیق الطاعه

   (اللّهُمَّ ارزُقنا تَوفیقَ الطاعَهِ)

«خداوندا! توفیق فرمانپذیری را روزی ما کن»

اللّهُمَّ: یا الله! پروردگارا!

رزق: بخشش مداوم، نصیب و بهره (مفردات راغب)

توفیق: التوفیق من الله أی: توجیه الاسباب نَحَو المطلوب (توفیق الهی یعنی خداوند اسباب و عوامل را برای هدف مورد نظر مهیا می‌کند)[۱]

طاعت: طوع و طاعت به معنای انقیاد و فرمانبرداری است.[۲]

خداوند متعال به عنوان مربّی و پرورش دهنده‌ی موجودات متکفّل تأمین رزق مادّی و معنوی آنهاست.

در میان موجودات، انسان به خاطر نیازهای ملکوتی‌اش، در کنار نیازهای مادی خود، باید برای دریافت ارزاق معنوی نیز، دست دعا به درگاه احدیت بالا بَرَد.

با بررسی آیات قرآن در خصوص واژه­ی رزق روشن می‌شود اکثر واژه‌های رزق در قرآن به خداوند متعال منسوب می‌گردد، واژه‌هایی چون: (رَزَقَکُمُ الله، رَزَقَکُم، رَزَقناکُم، رَزَقناهُ، رَزَقناهُم، رَزَقَهم، تَرزُقُ، یَرزُقُ، خیر الرّازقین، رزقِ الله، رِزقِ رَبِّکم، هو الرزّاق، ...) که با تأمّل در مجموع این واژه‌ها معلوم می‌گردد رزق هرکس تنها به دست خداست و برای جلب رزق بیشتر، ارتباط قوی­تر با رازق هستی یک اصل است.

از میان ارزاق معنوی و الطاف رحیمیه خداوند، توفیق جایگاه ویژه‌ای دارد. «توفیق» یعنی اتفاق و مطابقت و موافقت کار انسان با تقدیر و قضا و قدر الهی و یا به معنای آسان سازی مسیر و ایجاد شرایط و بهبود بخشیدن آن از طرف خدا جهت رسیدن به اهداف متعالی و معنوی است.

قرآن می‌فرماید:

P(و ما توفیقی إلاّ بِاللهِ)[۳] «و توفیق من، جز به خدا نیست.»

توفیق از لشگریان عقل است و در مقابل آن خذلان (به حال خود رها شدن بنده) است که از لشگریان جهل به شمار می‌رود.

حضرت علیu فرمودند:

P(التّوفیقُ مُمِّدُ العَقلِ، الخِذلان مُمِّدُ الجَهلِ)[۴]

«توفیق مددکار عقل و خذلان مددکار نادانی است.»

امام باقرu در تفسیر ذکر شریف: «لا حَولَ وَ لاقُوَّهَ إلاّ بِاللهِ العَلیِّ العَظیمِ» فرمودند: «معنایش این است که ما قدرت روی گرداندن از معصیت خدا نداریم مگر به یاری خدا و توانایی بر طاعت خدا نداریم مگر با توفیق او.»[۵]

لازم به ذکر است توفیق گاهی به معنای ایجاد میل و انگیزه و آسان سازی شرایط روحی و درونی برای پیروزی است و گاهی به معنای آسان سازی شرایط بیرونی و فراهم شدن زمینه موفقیت و این هر دو عنایتی است از جانب خداوند که امکان توسعه، رشد و شکوفایی شخصیت را به انسان می‌بخشد و سرعت تعالی را در او صد چندان می‌نماید.

پس بجاست برای همه‌ی امور خیر، خصوصاً طاعت و فرمانبرداری، از خداوند توفیق مسئلت نمود، چراکه طاعت سبب سعادت است. حضرت علیu می­فرمایند:

(با دِرِ الطّاعَهَ تَسعُد)[۶] «به سوی طاعت بشتاب تا سعادتمند شوی.»

نیز فرمودند: (إذا قَویَتَ فَاقوَ علی طاعَهِ الله سبحانَهُ، إذا ضَعُفتَ فاضعُف عن مَعاصی اللهِ)[۷]

«اگر نیرومندی در طاعت خداوند سبحان نیرومند باش و اگر ناتوانی در نافرمانی از خدا ناتوان باش.»

 

۱ - مجمع البحرین، ح ۵، ص ۲۴۷٫

۲ - قاموس، ج۵، ص ۲۴۸٫

۱- هود،۸۸   ۲- میزان الحکمه، حدیث۲۲۲۵۲٫ ۳-همان،حدیث۲۲۲۴۱            

۴- میزان الحکمه، ح ۱۱۲۷۲٫             ۵ - همان، ح ۱۱۲۷۶٫

 

 



آقای من! مولای غریب و تنهای من! پدر مهربان اهل عالم!

می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.
من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام.
… از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعید می کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟
… از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی آقای من ، مولای من ، یاورمن … العفو … العفو!



تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم

کسی به فکر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم

اگرچه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم

من از سیاهی شب های تار می گویم
من از خزان شدن این بهار می گویم

درون سینه ما عشق یخ زده آقا
ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
ب برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *