مهدیه انتظار ۳
خرداد ۸, ۱۳۹۴
مهدیه انتظار ۵
خرداد ۸, ۱۳۹۴



agha1103تفاوت اعتقاد شیعه به منجی با دیگران

این حقیقت، مخصوص شیعه هم نیست؛ بل همه ادیان و مذاهب، عقیده دارند که یک منجی و یک دست مقتدر الهی، در مقطعی از تاریخ خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور، معجزه‌گری خواهد کرد. فرقی که ما شیعیان با دیگران و بقیه فِرَق اسلامی و غیر اسلامی داریم، این است که ما این شخص عظیم و عزیز را میشناسیم؛ اسمش را میدانیم، تاریخ ولادتش را میدانیم، پدر و مادر و آباء و اجداد عزیزش را میشناسیم و قضایایش را میدانیم؛ ولی دیگران اینها را نمیدانند. آنها عقیده پیدا نکردند یا باخبر نشدند و نمیدانند؛ ولی ما میدانیم. تفاوت این جاست. به همین دلیل است که توسّلات شیعه، زنده‌تر و پرشورتر و با معناتر و با جهت‌تر است.

مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست.

انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‏داری حضرت حجّت ـ ارواحنا له الفداء ـ است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.

یکی از اموری که امام در روزهای آخر به من توصیه می کردند، خواندن دعای عهد بود، ایشان می گفتند؛

صبح ها سعی کن این دعا را بخوانی، چون در سرنوشت انسان دخالت دارد.







منتظر باید شاخک هایش حساس باشد!

عنوان : منتظر باید شاخک هایش حساس یاشد !

نمی شود از انتظار دم زد ولی نسبت به حوادث منطقه بی تفاوت بود. نمی شود مدعی انتظار حضرت ولیعصر باشیم ولی نگران آنچه در یمن می گذرد نباشیم. منتظر نیست کسی که اخبار سوریه و عراق را پیگیری نکند! چگونه خود را منتظر می نامد، کسی که سر در لاک خود فرو برده و بی خبر از حوادث منطقه گذران عمر می کند!؟!

حال منتظر حال آن مادر شهید مفقودالاثری است که سالهاست منتظر رسیدن خبری از فرزند گم شده اش می باشد.با هر صدای زنگی از جا می پرد که آیا خبری از فرزندش آورده اند؟ آری منتظر باید شاخک هایش حساس باشد. باید با شنیدن هر صدای زنگی از جا بپرد و چشمش را به افق کعبه بدوزد که آیا خبری از مهدی فاطمه رسیده است؟ اگر اینگونه نباشد و اگر کسی گاهی و از سر عادت دعایی بخواند و یا در دعای ندبه ای شرکت کند و....... که نمی شود به او گفت منتظر!

گفته می شود که تطبیق حوادث منطقه با علائم ظهور و یکی دانستن آنها کاری اشتباه و آسیب زا است و تفسیر این چنینی ازی انتظار می تواند خطرناک باشد.

صد البته ما منکر آسیب های تطبیق بی جای حوادث بر علائم و یا آسیب های انتظار نیستیم . اما باید توجه داشت که انتظار به خمودگی و روزمرگی نیز نباید مبتلا شود. نباید به بهانه مقابله با آسیب ها انتظار را دچار عوارضی چون بی رمقی و بی تفاوتی کرد و به تفسیر دیگر انتظار را از مفهوم خود خارج نمود.

انتظار و بصیرت

انتظار همان طور که از مفهوم دقیق واژه آن برمی آید به معنی نظر با تامل و از یر دقت به زمان حال و آینده است. لذا منتظر اهل بصیرت و دارای نفوذ دید است.

منتظر حوادث منطقه را با دقت رصد می کند و دست های پشت پرده آن را نیز می بیند.

یکی از جنبه های بصیرت در انتظار توجه به وظایف و تفکیک عرصه های مختلف از هم است.

توجه به حوادث منطقه و دل خوش بودن به اینکه آنچه در خاورمیانه می گذرد ان شا الله از علائم ظهور است ، نباید منتظر را از وظایف اصلی خود باز دارد. ما وظایف متعددی برعهده داریم؛ نسبت به خدا، امام زمان (عج)، خود، خانواده،جامعه، انقلاب، مظلومین منطقه و....... نباید به بهانه احساس نزدیکی ظهور از زیر بار مسئولیت ها شانه خالی کرد.

از سویی در نزدیک دانستن ظهور و دل خوش شدن به حوادث منطقه این آسیب وجود دارد که اگر خدای ناکرده نشانه های رخ داده در منطقه به ظهور منجر نشود موجب سرخوردگی منتظران و امیدواران گردد. لذا منتظر حقیقی که چشم به راه و حساس و امیدوار است در عین حال باید تسلیم امر خدا هم باشد و هیچگاه از انتظار خود دلسرد نشود.

انشاالله در ادامه به موضوع ارتباط حوادث منطقه با ظهور از زوایای مختلف خواهیم پرداخت.

رسول صادقیان



اللهم ارزقنا توفیق الطاعه

   (اللّهُمَّ ارزُقنا تَوفیقَ الطاعَهِ)

«خداوندا! توفیق فرمانپذیری را روزی ما کن»

اللّهُمَّ: یا الله! پروردگارا!

رزق: بخشش مداوم، نصیب و بهره (مفردات راغب)

توفیق: التوفیق من الله أی: توجیه الاسباب نَحَو المطلوب (توفیق الهی یعنی خداوند اسباب و عوامل را برای هدف مورد نظر مهیا می‌کند)[۱]

طاعت: طوع و طاعت به معنای انقیاد و فرمانبرداری است.[۲]

خداوند متعال به عنوان مربّی و پرورش دهنده‌ی موجودات متکفّل تأمین رزق مادّی و معنوی آنهاست.

در میان موجودات، انسان به خاطر نیازهای ملکوتی‌اش، در کنار نیازهای مادی خود، باید برای دریافت ارزاق معنوی نیز، دست دعا به درگاه احدیت بالا بَرَد.

با بررسی آیات قرآن در خصوص واژه­ی رزق روشن می‌شود اکثر واژه‌های رزق در قرآن به خداوند متعال منسوب می‌گردد، واژه‌هایی چون: (رَزَقَکُمُ الله، رَزَقَکُم، رَزَقناکُم، رَزَقناهُ، رَزَقناهُم، رَزَقَهم، تَرزُقُ، یَرزُقُ، خیر الرّازقین، رزقِ الله، رِزقِ رَبِّکم، هو الرزّاق، ...) که با تأمّل در مجموع این واژه‌ها معلوم می‌گردد رزق هرکس تنها به دست خداست و برای جلب رزق بیشتر، ارتباط قوی­تر با رازق هستی یک اصل است.

از میان ارزاق معنوی و الطاف رحیمیه خداوند، توفیق جایگاه ویژه‌ای دارد. «توفیق» یعنی اتفاق و مطابقت و موافقت کار انسان با تقدیر و قضا و قدر الهی و یا به معنای آسان سازی مسیر و ایجاد شرایط و بهبود بخشیدن آن از طرف خدا جهت رسیدن به اهداف متعالی و معنوی است.

قرآن می‌فرماید:

P(و ما توفیقی إلاّ بِاللهِ)[۳] «و توفیق من، جز به خدا نیست.»

توفیق از لشگریان عقل است و در مقابل آن خذلان (به حال خود رها شدن بنده) است که از لشگریان جهل به شمار می‌رود.

حضرت علیu فرمودند:

P(التّوفیقُ مُمِّدُ العَقلِ، الخِذلان مُمِّدُ الجَهلِ)[۴]

«توفیق مددکار عقل و خذلان مددکار نادانی است.»

امام باقرu در تفسیر ذکر شریف: «لا حَولَ وَ لاقُوَّهَ إلاّ بِاللهِ العَلیِّ العَظیمِ» فرمودند: «معنایش این است که ما قدرت روی گرداندن از معصیت خدا نداریم مگر به یاری خدا و توانایی بر طاعت خدا نداریم مگر با توفیق او.»[۵]

لازم به ذکر است توفیق گاهی به معنای ایجاد میل و انگیزه و آسان سازی شرایط روحی و درونی برای پیروزی است و گاهی به معنای آسان سازی شرایط بیرونی و فراهم شدن زمینه موفقیت و این هر دو عنایتی است از جانب خداوند که امکان توسعه، رشد و شکوفایی شخصیت را به انسان می‌بخشد و سرعت تعالی را در او صد چندان می‌نماید.

پس بجاست برای همه‌ی امور خیر، خصوصاً طاعت و فرمانبرداری، از خداوند توفیق مسئلت نمود، چراکه طاعت سبب سعادت است. حضرت علیu می­فرمایند:

(با دِرِ الطّاعَهَ تَسعُد)[۶] «به سوی طاعت بشتاب تا سعادتمند شوی.»

نیز فرمودند: (إذا قَویَتَ فَاقوَ علی طاعَهِ الله سبحانَهُ، إذا ضَعُفتَ فاضعُف عن مَعاصی اللهِ)[۷]

«اگر نیرومندی در طاعت خداوند سبحان نیرومند باش و اگر ناتوانی در نافرمانی از خدا ناتوان باش.»

 

۱ - مجمع البحرین، ح ۵، ص ۲۴۷٫

۲ - قاموس، ج۵، ص ۲۴۸٫

۱- هود،۸۸   ۲- میزان الحکمه، حدیث۲۲۲۵۲٫ ۳-همان،حدیث۲۲۲۴۱            

۴- میزان الحکمه، ح ۱۱۲۷۲٫             ۵ - همان، ح ۱۱۲۷۶٫

 

 



مهدی جان!

شرمسارم از این که زمزمه شوق و انتظار سر می دهم اما حقیقت انتظار و اشتیاق را در نیافته ام!

که منتظران و مشتاقان راستینت، هرگز گرد گناه نمی گردند.

حالم بد است نبض مرا یک نگاه کن 

آه ای طبیب حال مرا رو به راه کن.

دستی بکش بر این سر شوریده لااقل 

لطفی به شرم روی غلام سیاه کن.

ما را قسم به زلف رهایت رها مکن

ما را به زیر سایه خود در پناه کن ...



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *