پای حرف رهبر

فصل آزادی، بصیرت برای همه

این بصیرت به چه معناست؟ یعنی چه بصیرت پیدا کند؟ چه جوری میشود این بصیرت را پیدا کرد؟ این بصیرتی که در حوادث لازم است و در روایات و در کلمات امیرالمؤمنین هم روی آن تکیه و تأکید شده، به معنای این است که انسان در حوادثی که پیرامون او میگذرد و در حوادثی که پیش روی اوست و به او ارتباط پیدا میکند، تدبر کند؛ سعی کند از حوادث به شکل عامیانه و سطحی عبور نکند؛ به تعبیر امیرالمؤمنین، اعتبار کند: «رحم اللَّه امرء تفکّر فاعتبر»؛ (۱) فکر کند و بر اساس این فکر، اعتبار کند. یعنی با تدبر مسائل را بسنجد – «و اعتبر فأبصر» – با این سنجش، بصیرت پیدا کند. حوادث را درست نگاه کردن، درست سنجیدن، در آنها تدبر کردن، در انسان بصیرت ایجاد میکند؛ یعنی بینائی ایجاد میکند و انسان چشمش به حقیقت باز میشود.

شام دوم روضه ورود به کربلا

سعد بن عبدالله قمى گوید: به امام عصر- اوراحنا له الفداه – عرض کردم: «اى فرزند رسول خدا! تاویل آیه «کهیعص‏» چیست؟ این حروف از اخبار غیبى است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلى الله علیه و آله باز گفته است . داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه‏» را به وى بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد. زکریا چون نام‏هاى محمد، على، فاطمه، و حسن ( علیهم السلام) را یاد مى‏کرد، اندوهش بر طرف مى‏شد و گرفتاریش از بین مى‏رفت. و چون حسین علیه السلام را یاد مى‏کرد، بغض و غصه، گلویش را مى‏گرفت و مى‏گریست و مبهوت مى‏شد. روزى گفت: بارالها! چرا وقتى آن چهار نفر را یاد مى‏کنم، آرامش مى‏یابم و اندوهم بر طرف مى‏شود; اما وقتى حسین را یاد مى‏کنم، اشکم جارى مى‏شود و ناله‏ام بلند مى‏شود؟ خداى تعالى او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: «کهیعص‏» ! «کاف‏» اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین‏» اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است.

اوج احساس و رابطه عاطفی بین امام زمان (عج) و سید الشهدا(ع) رادر زیارت ناحیه مقدسه، منسوب به امام زمان(عج) می بینیم وقتی عبارات زیارت ناحیه مقدسه را می خوانیم، متوجه می شویم که حضرت مهدی(عج)نسبت به جدبزرگوارشان چه احساسی دارند، چقدر محزون اند و چقدر باید صبر کنند تا زمان فرج ایشان برسد.اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر الهی مرا ازیاری تو بازداشت و نتوانستم با دشمنان تو بجنگم اکنون هر صبح و شب بر تو ندبه و زاری می کنم و برایت بجای اشک خون می گریم درجای دیگر بدینگونه به جد غریبش سلام میدهد:

السّلام علی المقطوع الوتینسلام برآنکه شاهرگش بریده شد
السّلام علی المحامی بلا معین سلام برآنکه در حمایت از دین بی یاور ماند
السّلام علی الشّیب الخضیب سلام بر آن محاسن با خون خضاب شده
السّلام علی الخدّ التّریب سلام بر آن گونه ی بخاک آلوده
السّلام علی البدن السّلیب سلام بر آن بدن که لباسش غنیمت برده شد
السّلام علی الثّغر المقروع بالقضیب سلام بر آن دندان که با چوب خیزران بر آن نواخته شد
السّلام علی الرّأس المرفوع سلام بر آن سر بالا رفته بر نیزه ها

ما باید با امام حسین(ع) به امام زمان(ع) برسیم / غیر از اباعبدالله(ع) چه کسی در آماده‌سازی ما برای ظهور می‌تواند معلّم ما باشد؟/ رازهای عاشوراست که مراحل ظهور را برای ما روشن می‌کند

  • البته در جای خود از امام زمان(ع) نیز سخن می‌گوییم، ولی ما باید با امام حسین(ع) به امام زمان(ع) برسیم. امام حسین(ع) است که دست ما را می‌گیرد و ما را به ساحل نجات ظهور می‌رساند. غیر از اباعبدالله(ع) چه کسی در آماده‌سازی ما برای ظهور می‌تواند معلّم ما باشد؟ هیچ کس دیگری در عالم نمی‌تواند مانند امام حسین(ع) برای ما در این راه معلمی کند.
  • باید پیام‌ها و رازهای عاشورا را درک کنیم که فاش‌ترین پیام‌های پیامبر(ص) را در دل خود دارد. رازهای عاشوراست که مراحل ظهور را برای ما روشن می‌کند. این مسأله نه تنها برای جامعه راهگشاست بلکه اگر خودمان هم خواستیم در این زمانه رشد معنوی و اخلاقی داشته باشیم، راهش امام حسین(ع) و درک رازها و پیام‌های عاشوراست.

اباعبدالله(ع) محور وحدت است و امروز دشمنان میلیارها دلار خرج می‌کند تا ایشان را محور اختلاف قرار دهد/هر کسی نمی‌تواند علی(ع) را دوست داشته باشد ولی همه می‌توانند حسین(ع) را دوست داشته باشند

  • با توجه به وضعیت امروز عالم، جهان اسلام، جامعۀ خودمان و جان جوانان امروز به موضوع اباعبدالله(ع) بیش از هر موضوع دیگری نیاز داریم، و باید حماسۀ عاشورا را عمیقاً درک کرده و رازها و پیام‌های آن را دریافت کنیم.
  • پیامبر گرامی اسلام(رص) فرموده‌اند: «غیر از مؤمن کسى على را دوست ندارد و غیر از شخص منافق کسی بغض او را نخواهد داشت. ولى محبت حسنین در دل مؤمن و منافق و کافر جاى گرفته است. (إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ‏ فِی‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ‏ وَ الْحُسَیْنِ‏ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ ذَامّا؛ مناقب آل ابیطالب/ج۳/ص۳۸۳) لذا هر کسی نمی‌تواند علی(ع) را دوست داشته باشد ولی هر کسی می‌تواند حسین(ع) را دوست داشته باشد، حتی کافر و منافق.
  • اباعبدالله(ع) محور وحدت است و امروز دشمنان میلیارها دلار خرج می‌کند تا ایشان را محور اختلاف قرار دهد و ما نباید اجازه دهیم. اباعبدالله(ع) چنین ظرفیتی برای جذب همگان دارد، و ما این فرصت‌ها را داریم از دست می‌دهیم. آن‌وقت صهیونیست‌ها تلاش می‌کنند برخی از مسلمانان را به ضدیت با اباعبدالله(ع) وادار کنند، درحالی که مقاتلی که اهل سنت برای اباعبدالله(ع) نوشته‌اند کمتر از مقاتل شیعه نیست.
  • سال‌هایی بوده است که مذاهب مختلف، هر کدام می‌خواستند آبرویی کسب کنند می‌رفتند خود را به امام حسین(ع) می‌چسباندند. حتی بعضی‌ها که حدیث جعلی علیه پیامبر(ص) می‌ساختند، برای کسب آبرو حدیث جعلی به نفع امام حسین(ع) می‌ساختند تا خودشان را به امام حسین(ع) بچسبانند.

امام حسین(ع) جایگاهی در فطرت دارد که می‌تواند موجب شکوفایی آن شود / تجربۀ شکفته شدن فطرت و حس کردن حرارتِ آتش فطرت، در خیمۀ اباعبدالله الحسین(ع) قابل حصول است

  • جوانان ما، جامعۀ ما، جهان اسلام و جهان بشریت امروز بیش از هر چیزی به اباعبدالله(ع) نیاز دارد. واسطۀ بین این چهار گروه با اباعبدالله(ع) فطرت است. چون امام حسین(ع) جایگاهی در فطرت دارد که می‌تواند موجب شکوفایی آن شود.
  • فطرت یعنی یک عشق وافر، شور مطلق و محکم به «خدا، خوبی‌ها و خوبان عالم». فطرت یعنی من در ذات خودم (که البته پنهان است) خدا و خوبان عالم و خوبی‌ها را می‌شناسم و به آنها شدیداً عشق می‌ورزم. اگر پرده از روی فطرت ما کنار برود، خواهیم دید که به شدت عاشق خدا هستیم و غیر خدا چیزی نمی‌خواهیم، حتی اگر روزی هزار بار تکه تکه شویم. خواهیم دید که به رسول ‌الله(ص) چه علاقۀ شدیدی داریم، بیشتر از علاقه‌ای که کودک شیرخواری به مادرش دارد.
  • خداوند انسان را به صورت یک ظرفِ خالی، نیافریده است بلکه در باطن او زیبایی‌های فراوانی قرار داده است که البته محجوب هستند و انسان باید در طول عمرش حجاب‌ها را کنار بزند و فطرت خود را شکوفا کند.
  • اما فطرت چگونه شکوفا می‌شود؟ واقعش این است که لذت شکوفا شدن فطرت قابل بیان نیست تا برای همه بگوییم و آنها اشتیاق پیدا کنند. برای درکِ آن باید انسان خودش این شکفته شدن را تجربه کند و شدت حرارت آتش فطرتِ خود را حس کند و این تجربه در خیمۀ اباعبدالله الحسین(ع) قابل حصول است. وقتی انسان به خیمۀ اباعبدالله(ع) وارد می‌شود سوختن خود و سوختن دیگران را در ذکر حسین(ع) می‌بیند و از خودش می‌پرسد که این از کجا آمده است؟ بعد می‌فهمد که این یک اتفاق فطری است و یک تجربۀ شکفتن فطرت در وجود انسان است.

اینکه ما بدون تهذیب نفس می‌توانیم این‌قدر عاشقانه به سوی حسین(ع) برویم، معجزۀ فطرت است

اینکه ما بدون تهذیب نفس می‌توانیم این‌قدر عاشقانه به سوی حسین(ع) برویم، معجزۀ فطرت است که خداوند یک چشمه از آن را به مدد حسین(ع) به ما نشان داده است.

  • اگر می‌گوییم امروز نوبت بازگشت به فطرت است و راهش حسین(ع) است، به این دلیل است که حسین(ع) شکفته‌ترین بخش فطریِ ماست. و اگر کسی می‌خواهد رشد کند، باید پای این شکوفه را آبیاری کند. علامۀ طباطبایی می‌فرماید: «هیچ کس به هیچ مرحله‌ای از معنویت نرسید مگر در حرم مطهر امام حسین(ع) و یا در توسل به آن حضرت»(سیل اشک/ص۵۰)
  • حسین(ع) فطرت ما را شکوفا می‌کند. این اولین تجربۀ فطری ماست و ما این را تجربه کرده‌ایم و در دیگران دیده‌ایم، حتی در غیرمسلمانان.
  • در کتاب‌های اصول عقاید راه‌ها و مثال‌هایی برای خداشناسیِ فطری وجود ذکر کرده‌اند که انسان فطرت خودش را درک کند. اما شرایط بسیاری از اینها به سهولت فراهم نمی‌شود. اما دسترسی به محبت اباعبدالله(ع) در فطرت خیلی آسان است. انسان خیلی راحت می‌تواند به جلسۀ روضۀ اباعبدالله(ع) برود و کمی با حسین(ع) آشنا شود تا ببیند حسین(ع) چطور دلِ آدم را آتش می‌زند، بعد فکر کند که اگر دستِ دلِ انسان به خدایِ حسین(ع) برسد، این محبت (حب الله) با دل انسان چه خواهد کرد…

عاشق‌پیشگیِ جوانان و شوریدگیِ آنها جز با اباعبدالله الحسین(ع) پاسخ پیدا نمی‌کند

  • عاشق‌پیشگیِ جوانان و شوریدگیِ آنها جز با اباعبدالله الحسین(ع) پاسخ پیدا نمی‌کند. هیچ پایکوبی و رقص و آوازی نمی‌تواند هیجان جوان را پاسخ دهد، آن‌طوری که حسین(ع) می‌تواند. و البته شعور و عمق نهفته در هیجانی که حسین(ع) پاسخ می‌دهد، کجا پستی هیجانات دیگر کجا. من از طرف هنرمندان مسلمان عذرخواهی می‌کنم که این وجد و هیجان و شور حسینی (که در ذاتش یک شعور فطری نهفته است) را در عالم به نمایش در نیاورده‌اند.
  • من از طرف همۀ هنرمندان خوب عذرخواهی می‌کنم از اباعبدالله(ع) و از همۀ جوانان تشنۀ عالم که تشنۀ دیدن این وَجدِ حسینی بوده‌اند تا دست از رقص و پیاکوبی خودشان بردارند و بگویند اگر این عاشقان و دلسوختگان حسین چنین می‌سوزند و می‌جهند و فریاد می‌زنند و در هیجان هستند، پس ما مرده‌ایم! و اگر عشق اینجاست ما برای چه کسی ترانۀ عاشقی می‌خوانیم!

وقتی آدم‌های علم‌زده و قسی‌القلب به جان فرهنگ جامعه بیافتند، چیزی که در جامعه بی‌ارزش می‌شود دسته‌های عزاداری حسین(ع) است/ زیباترین صحنه‌های رونق‌یافته در جامعه باید دسته‌های عزاداری باشد

  • در دسته‌های عزاداری، «احساسات حسینی» که از فطرت نشأت گرفته است را می‌توان به خوبی مشاهده کرد. وقتی عده‌ای آدم‌های علم‌زده و قسی‌القلب به جان فرهنگ جامعه بیافتند، چیزی که در جامعه بی‌ارزش می‌شود دسته‌های عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) است. اما وقتی عده‌ای انسان‌های روشن‌ضمیر و دیندار که معرفتشان از شعور فطری نشأت گرفته است در مدیریت فرهنگی جامعه در ابعاد مختلف قرار بگیرند، زیباترین صحنه‌های رونق‌یافته در جامعه، دسته‌های عزاداری خواهد بود.
  • اینها هستند که سخن حضرت امام(ره) را می‌فهمند که فرمود: «هر مکتبى هیاهو مى‏خواهد، باید پایش سینه بزنند، هر مکتبى تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش توى سر و سینه زدن نباشد، حفظ نمى‏شود.»(صحیفه امام/۸/۵۲۶)

تماشا کردن برای شکوفایی فطرت یعنی دیدنِ خوبان عالم، خوبی‌ها و آثار خدا

  • یک راه برای اینکه فطرت شکوفا شود این است که انسان به تماشا برود. تماشا کردن برای شکوفایی فطرت یعنی خوبی‌ها را ببینیم، خوبان عالم را ببینم و آثار خدا را ببینیم. به خاطر اهمیت تماشا کردنِ خوبان بود که آقای بهجت(ره) می‌فرمودند: برای خودسازی مهمتر از کلاس اخلاق، مطالعۀ زندگی خوبان است.
  • بعضی‌ها سطح لایه‌های حجابی که روی فطرتشان را گرفته نازک است، لذا وقتی خوبان را تماشا می‌کند، می‌گوید «من هم دلم می‌خواهد»! به همین راحتی حجاب‌های قلبشان کنار می‌رود و فطرتشان شکوفا می‌شود.
  • یکی از جاهایی که خداوند ما را به تماشا دعوت کرده است در این آیۀ شریفه است: « انْظُرُوا إِلى‏ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ إِنَّ فی‏ ذلِکُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ؛  شما در آن باغها هنگامى که میوه آن پدید آید و برسد بنگرید، که در آن آیات و نشانه‏هایى براى اهل ایمان هویداست؛ » (انعام/۹۹) در واقع خداوند می‌گوید «نگاه کن شاید فطرتت بیدار شود».

راز تلاوت در چیست؟/ یک راه شکوفایی فطرت، تماشا کردن آیه‌ها و نشانه‌هاست و تلاوت قرآن خودش نوعی تماشا کردن است

  • رسالت انبیاء با چهار کلمه (یعنی تلاوت، تزکیه، تعلیمِ کتاب و حکمت) در قرآن توضیح داده شده است: «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ»(آل‌عمران/۱۶۴) این موضوع چندین مرتبه و به انحاء مختلف در قرآن تکرار شده است اما هر بار قبل از تعلیم و تزکیه «تلاوت» آمده است و در مواردی هم، تلاوت آمده و تزکیه و تعلیم نیامده است. این تلاوت یعنی چه و راز تلاوت در چیست؟
  • معنای لغوی تلاوت چیست؟ تلاوت یعنی ارائه دادن مرتب و به ترتیب مجموعه‌ای از داده‌ها. تلاوتِ آیات یعنی یک سری از آیات را جلوی چشم او بگذار تا ببیند. این به عبارتی یعنی تماشا کردن البته تماشای ذهنی.
  • یعنی قبل از اینکه پیامبر انسان را تزکیه کند، اول باید آیات را تلاوت کند شاید فطرتِ انسان آمادگی داشت و در همین مرحلۀ اول، موضوع را گرفت. یک راه شکوفایی فطرت تماشا کردن است، تماشای آیه‌ها و نشانه‌ها. و تلاوت، خودش نوعی تماشا کردن است. آیات آفاقی را که قرآن دعوت کرده است آنها را تماشاکنی، ببین شاید فطرتت شکوفا شد. شاید دلت خوبی‌ها را خواست و طلب کرد.

یک‌بار در صفین قرآن را بر سرِ نیزه قرار دادند و یک‌بار در کربلا /حسین(ع) زیباترین تلاوت قرآن ناطق است و ما را به تماشا دعوت کرده است/ تکرار روضه یعنی تلاوت و تماشای حسین(ع)

  • یک‌بار در صفین قرآن را بر سرِ نیزه بردند و یک‌بار در کربلا؛ اما این‌بار نه «قرآن صامت» که «قرآنِ ناطق» را بر سرِ نیزه بلند کردند و حسین(ع) زیباترین تلاوت قرآن ناطق است و حسین(ع) ما را به تماشا دعوت کرده است.
  • کربلای اباعبدالله(ع) و مصائب حسین(ع) و مرور روضه‌ها (حتی بدون بحث و گفتگو و بدون مطالعه)، تلاوت آیه‌های شرحه شرحه شدۀ عترت برای قلب توست. تکرار روضه یعنی تلاوت و تماشای حسین(ع)
  • اگر می‌گوییم بروید و این دسته‌های عزای حسین(ع) را که پُرشور سینه می‌زنند، تماشا کنید به خاطر تأثیر همین تماشا کردن بر فطرت است. تماشاکردنِ لحظۀ شکفته شدنِ فطرت انسان‌ها در شور و حالِ زیبای دسته‌های عزا، موجب شکوفای فطرتِ انسان تماشاگر می‌شود و قفل دلش را باز می‌کند.
  • وقتی سینه‌زن حسین(ع) قفل دلت را باز می‌کند خودِ حسین(ع) اگر به دلت جلوه کند با تو چه خواهد کرد؟!
  • یکی از دوستان امام صادق(ع) از بصره به مدینه آمد و حضرت از او پرسید که بصره به کربلا نزدیک است آیا برای زیارت جدم حسین(ع) به کربلا می‌روی؟ او گفت: من در شهر بصره آدم مشهوری هستم و اگر اطرافیان و مریدان خلیفه ببینند که من به زیارت کربلا می‌روم، مرا اذیت خواهند کرد (احساس امنیت نمی‌کنم) …امام صادق(ع) فرمود: آیا مصیب‌های امام حسین(ع) را برای خود یادآوری می‌کنی؟ گفت بله. امام فرمود: آیا برای مصائب امام حسین(ع) گریه هم می‌کنی؟ گفت بله، به خدا قسم. آن‌قدر اشک می‌ریزم که خانواده‌ام اثرش را می‌بینند و از غذا خوردن امتناع می‌کنم… حضرت فرمود: خدا به اشک چشمت رحم کند. تو جزء کسانی هستی که اهل ناله برای ما هستند و کسانی که با خوشحالیِ ما خوشحال و با ناراحتیِ ما ناراحت می‌شوند… حتما هنگام مرگ اجدادم را بالاى سرت خواهى دید که به ملک الموت سفارش تو را خواهند نمود و خواهى دید که ملک الموت از مادر مهربان به فرزندش به تو مهربان‏تر خواهد بود.» (قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَا مِسْمَعُ أَنْتَ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ أَ مَا تَأْتِی قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع‏ قلتُ: لا، أنا رَجُلٌ مَشهورٌ عِندَ أهلِ البَصرَهِ، … وَلَمَلکُ المَوتِ أرقُّ عَلَیکَ وَأشَدُّ رَحمَهً لَکَ مِن الأُمِّ الشّفیقَهِ عَلى وَلَدِها ؛ کامل الزیارات/ص۱۰۱)

هر که در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیشترش می‌دهند/ آخرین مصیبت‌های حسین(ع) اعظم مصائب حسین(ع) بوده است

  • امان از بزرگ‌ترین مصائب اباعبدالله(ع) که در لحظات آخر به ایشان رسید. اباعبدالله الحسین(ع) در ظهر عاشورا با دیدن مصائبی که یکی از دیگری شدیدتر بودند لحظه به لحظه به خداوند مقرب‌تر می‌شد، مگر نه اینکه «هر که در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیشترش می‌دهند» پس آخرین مصیبت‌های حسین(ع) اعظم مصائب حسین(ع) بوده است. آخرین مصیبت حسین(ع) چه بود؟ آخرین مصیبت اباعبدالله(ع) خداحافظی با اهل‌بیتش نبود، شهادت علی اصغر نبود، شهادت اباالفضل نبود، (هر چند این مصائب بسیار بزرگ بودند) اما اعظم مصائب حسین(ع) این بود که در گودی قتلگاه چشمانش را باز کرد و دید یتیم برادرش(عبدالله بن حسن) روی سینه‌اش افتاده است و عمو را صدا می‌زند…

مسابقه پیامکی شب اول روضه

این جمله از کیست؟
«هیچ کس به هیچ مرحله‌ای از معنویت نرسید مگر در حرم مطهر امام حسین(ع) و یا در توسل به آن حضرت»
۱) علامه قاضی
۲) علامه طباطبائی
۳) امام علی (علیه السلام)

۴) هیچکدام

طبق فرمایش پیامبر اسلام محبت کدام یک از اهل بیت در دل مؤمن، منافق و کافر است؟
۱) امام علی (علیه السلام)
۲) امام حسین (علیه السلام)
۳) حضرت ولیعصر (اروحنافداه)

۴)امام رضا (علیه السلام)
پاسخ خود را به شماره پیام کوتاه ۳۰۰۰۷۶۵۳۱۳ ارسال نمایید

پذیرایی روضه

دانلود کتاب الکترونیکی امشب
در آستانه‌ی ماه محرم، نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت.
کتاب «آفتاب در مصاف» یکی از تازه‌ترین آثار درباره‌ی علل و ابعاد حادثه‌ی عاشورا برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی است که از سوی دفتر حفظ و نشر آثار معظم‌له انتشار یافته است.
کیمیای محبت

خود به ‌خود گفتا که ای سرگشته‌حر!

از پی باطل ز حق برگشته‌حر!

قند می‌پختی، شرنگ آمد پدید

صلح می‌جُستیّ و جنگ آمد پدید

سلام بر کسی که میهمان کوفیان بود،شهیدش کردند


یکى از رابطه ‏هاى دقیق بین این دو امام همام علیه السلام و قیامشان، مرکز حکومت آن دو است. امام حسین علیه السلام از مکه به جانب کوفه، رهسپار بود و شاید با رسیدن به کوفه، مانند پدر بزرگوار خود آن‏جا را مقر حکومت‏خویش قرار مى‏داد; ولى سپاهیان یزید، راه را بر آن حضرت بستند و او در دوم محرم، در کربلا منزل نمود.زمانى که خورشید تابناک مکه، ظهور کند، کوفه را به عنوان مقر حکومت‏خود بر خواهد گزید. امام محمد باقر علیه السلام مى‏فرماید: «مهدى قیام مى‏کند و به سوى کوفه مى‏رود و منزلش را آن‏جا قرار مى‏دهد.

زیارت به نیابت
 شما می توانید با رفتن به صفحه «زیارت به نیابت» در پایگاه آستان قدس حسینی یا صفحه «نائب الزیاره» در پایگاه اینترنتی الکفیل نسبت به ثبت نام اقدام کنید.