پای حرف رهبر

معنای عبرت گرفتن از ماجرای امام حسین(علیه السلام)

عبرت ماجرای امام حسین این است که انسان فکر کند در تاریخ و جامعه‌ی اسلامی؛ آن هم جامعه‌ای که در رأس آن، شخصی مثل پیامبر خدا – نه یک بشر معمولی – قرار دارد و این پیامبر، ده سال با آن قدرت فوق تصوّر بشری و با اتّصال به اقیانوس لایزال وحی الهی و با حکمت بی‌انتها و بی‌مثالی که از آن برخوردار بود، در جامعه حکومت کرده است و بعد باز در فاصله‌ای، حکومت علی بن ابی‌طالب بر همین جامعه جریان داشته است و مدینه و کوفه، به نوبت پایگاه این حکومت عظیم قرار گرفته‌اند؛ چه حادثه‌ای اتّفاق افتاده و چه میکروبی وارد کالبد این جامعه شده است که بعد از گذشت نیم قرن از وفات پیامبر و بیست سال از شهادت امیرالمؤمنین علیهما السّلام، در همین جامعه و بین همین مردم، کسی مثل حسین بن علی را با آن وضع به شهادت می‌رسانند؟!
چه اتّفاقی افتاد و چطور چنین واقعه‌ای ممکن است رخ دهد؟ آن هم نه یک پسر بی‌نام و نشان؛ بل کودکی که پیامبر اکرم، او را در آغوش خود می‌گرفت، با او روی منبر می‌رفت و برای مردم صحبت می‌کرد. او پسری بود که پیامبر درباره‌اش فرمود: «حسین منّی و انا من حسین»(۱). رابطه‌ی بین این پدر و پسر، این گونه مستحکم بوده است.۱۳۷۴/۱۰/۰۵

شام پنجم: حضرت عبد الله

با هم روی تل زینبیه میدان را می نگریستند. عمه اش محکم دستش را گرفته بود تا سمت میدان نرود. وقتی حسین روی زمین افتاد، دست عمه شل شد و عبد الله دستش را از دست عمه کشید و به سمت عمو دوید. و چند لحظه بعد عبد الله قسمتی از عمو شد. با هم یکی شدند. عبد الله افتخار عمو شد و پیکرش فضیلتی از فضائل کربلا.

اکثر مورخان نوشته اند: موقعی که امام حسین (ع)پس از آن که تمامی اصحاب و بستگانش به شهادت رسیدند و حضرت در گودال قتلگاه در محاصره دشمن قرار داشت، ناگهان عبدالله بن الحسن که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود از داخل خیمه ها و از زنان حرم جدا شد و شتابان دوید تا خود را به عم گرامش امام حسین (ع)برساند، زینب کبری تلاش کرد تا او را از رفتن به جبهه نبرد باز دارد ولی این نوجوان با وفا مقاومت کرد تا بلکه خود را به عمویش برساند. امام (ع)چون این منظره را مشاهده کرد به خواهرش حضرت زینب (ع)خطاب کرد و فرمود: «إحبسیه یا اٌختی! خواهرم عبدالله را نگاهدار»

اما عبدالله امتناع می کرد و می گفت :«والله لا اَفارقُ عَمِّی؛ به خدا سوگند از عمویم حسین جدا نخواهم شد.»

«فَلَمّا رَأینَ النِّّساءَ جَوادَکَ مَخزِیاً وَ نَظَرنَ سرَجَکَ عَلَیهِ مَلوِیّاً بَرزَنَ مِن الخُدُورِ ناشِراتُ الشُّعُورِ لاطمِاتُ الخُدُودِ سافِراتُ الوُجُوهِ بِالعُوَیلِ داعِیاتُ وَ بَعدَ العِزَّّ مُذَّلَّلاتُ وَ إلی مِصرَعِکَ مُبادِراتٍ وَ الشِّمرُ جالِسٍ عَلی صَدرِکَ مُولِعٍ سَیفَهُ عَلَی نَحرِکَ …»

ای جد بزرگوار، چگونه یاد بیاروم آن منظره دلخراش را که بانوان حرمت، اسب تو را خوار و شرمنده دیدند که زینش واژگون شده است. از خیمه ها بیرون آندند در حالی که موهای خود را پریشان نموده و سیلی بر چهره خود می زدند و صورت هایشان آشکار شده بود و فریاد و فغانشان بلند بود چرا که عزت خود را از دست داده بودند. با آن حال به سوی قتلگاه شتافتند و دیدند شمر بر سینه ات نشسته، شمشیر خود را بر گلویت گذارده و می خواهد سرت را از بدنت جدا سازد.

جامعه مهدوی

منتظرین ظهور می دانند که چه جامعه ای پیش رو خواهند داشت امکان دسترسی مؤمنان به چنین جامعه ای آن قدر زیاد است که این جامعه را نزدیک می بیند إنّهم یرونه بعیداً و نراه قریبا

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: اگر زمان ظهور را با تأخیر تصور کنید دچار قساوت قلب خواهید شد و تصور زود بدون این تحّقق باعث نورانیت قلب می شود ما باید بدانیم خصوصیات این جامعه چیست اگر خصوصیات این جامعه را ندانیم و برای ظهور دعا کنیم احتمالاً استجابت دعا خیلی کم است.

اکثر مردم منتظرند آقا بیاید به سعادت برسند چقدر عالی است زندگی در آن جامعه.

پس شهادت چی؟ اگر بدانند زندگی کردن در حکومت آقا چقدر شیرین است آرزوی شهادت نمی کنی، چه بمیری، چه بمانی و خدمت کنی پس شهادت چه می شود؟ شهادت طلبی سخت است واقعاً دیوانه است: کسی بخواهد در رکاب حضرت شهید شود و چشم از زندگی شیرین بپوشد؛ مقام شهادت خیلی بالاست در آرزوهای مردم هر کسی مگر می ماند و آرزوی شهادت می کند یک عدّه به دنبال سعادت هستند یک عده به دنبال شهادت همه باید بدانند چه چیزی می خواهند شهادت طلب ها نسبت به سعادت طلب ها تعدادشان زیاد نیست مگر اینکه آقامون بیاد و این دیدار حال دیگری در انسان ایجاد کند در روایت دارد و صدای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شبیه صدای اباعبد الله است انسان با دیدن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) عشقی پیدا کند.

بگو به آقا می شود من را به حضور امام حسین(علیه السلام) بفرستید اباعبد الله الحسین یک غلام سیاه دارد گفت من می خواهم در رکاب شما کشته شوم آقا فرمود خیر مزدش را هم دار گفت من از تو راضی ام چون گفت من می خواهم شهید بشم خودش را روی پاهای آقا انداخت.

برای سعادت طلب ها و شهادت طلب ها عرض می کنیم باید جامعه مهدوی را بشناسید برای شهادت طلب ها باید بشناسند چون آرزوی شهادت در چنین شرایطی و با دیدن آن جامعه آرمانی سخت است سعادت طلب ها منتظر آقایند و آقا منتظر شهادت طلب های پای رکابش است شهادت در رکاب حضرت شیرین است بعد چون، خدا برای اینکه باب مناجات را باز کند حرف های قشنگ روی زبانش قرار می دهد گفت آقا جون من چون روسیاهم و بدنم بودی بد می دهد بروم فقط آدم حسابی ها به شهادت برسند شما هم می خواهی سوا کنی تا از کرم آقا سؤال کرد و آقا گفت نه عزیزم تو هم برو با چه افتخاری غلامی که خانه آقا را جارو می کرد روی زمین افتاد و حسین بالای سرش آمد آقا فرمود خدایا روی غلام من را سفید قرار بده و بدنش را خوشبو کن شهادت طلبی خیلی آمادگی می خواهد قضیه عجیب و پیچیده ای است.

امّا سعادت طلب ها که جامعه مهدوی را می خواهند بنای جامعه مهدوی را امام علی (علیه السلام) می فرماید در آن جامعه امام زمان هوای نفس را تابع هدایت الهی می کند.

هدایت الهی چیست؟ فرمایش خدا قرآن کریم نظر شخصی را تابع قرآن می کند آدم خوشبختی اش را در سایه امر خدا می بیند.

امر مولا حقیقی ترین خواسته دل است هوس انگیزترین امر امر مولاست مواظب خودخواهی باش خودخواهی مانع خواستن آقاست یک ذرّه خودخواهی ته دلت باشد از خیمه گاه آقا دور می شی خودخواهی یعنی چه؟ هر کس باید خودخواهی خودش را پیدا کند یکی از عصبانیّت یکی در مجادله یکی در غرور یکی در سلام کردن ملّت اینکه می گویند گناه نکنید برای چیست؟

منتظر آقا باید خودخواهی را از خودش بردارد ممکن است متواضع باشی ولی حسادت در وجودت باشد بگرد در وجودت خودت را رها نکن نیمه شب در خانه خدا بگو خدایا من با این خودخواهی چه کنم یکی از نتایج غلبه بر خودخواهی مهربانی است رفتار همه عالم منتظر امام زمان اند و امام منتظر کسانی که ظهور حضرت را نزدیک کنند حاضرید اسم بنویسید اسم بچه هاتون را هم بنویسید شما اسم بنویس آن ها ابزار سعادت مندی را می دهند.

تو را خدا یک عدّه خودشون را بسازند حرف بس است دیگر عمل کنیم.

مهم ترین عامل محبّت این است که خودخواهی را برداری اخلاقتون شبیه اخلاق آقا باشد نگو همه خوب باشند تا من خوب بشم این حرف شیطانی است خوش به حال آن هایی که بدون دیدن امام انرژی می گیرند می فرماید کم ترین هدیه ای که خدا به بنده هایی که در امر غیبت ثابت اند می دهد این است که خدا به اینها می گوید عبادی آمنتم بسری بندگانم به سر من ایمان آورید و غیب مرا تصدیق کردید بشارت باد که من ثواب خیلی خوبی برای شما آماده کردم نمایندگان حقیقی من هستید که امام زمان را ندیده ایمان می آورید ببین چقدر امام زمان را ببنند مؤثر است که تو ندیده ایمان بیاوری خد اینقدر تحویلت می گیرد خدا می فرماید من از شما قبول می کنم می دونی یعنی چی؟ زینب آمد کنار گودی قتلگاه گفت خدایا آزمون قبول کن

پذیرایی روضه

نرم افزار اندروید کتاب «آذرخشی دیگر از آسمان کربلا»

امام خامنه ای مدظله العالی در دیدار با علامه مصباح:

?بنده این کتاب مربوط به عاشورا را، تقریباً همه‌اش را خواندم. واقعاً مطالبی است لازم؛ [حتی] نمی‌شود گفت مفید، بالاتر از مفید است … از آن مطالبی هم هست که مخالفین را عصبانی می‌کند.
۱۳۷۹/۰۴/۰۶

عشق محض

آمدم تا جان کنم قربان تو

پیش تو گَردم بلاگردان تو

در حرم دیدم که تنها مانده‌ام

هم‌رهان رفتند و من جا مانده‌ام

کلیپ بسیار زیبای “این نعمت را از دست ندهید!”

شما در معرض بزرگترین نعمت هستید؛ «نعمت اباعبدالله الحسین(ع)»، این نعمت را از دست ندهید!

حجت الاسلام پناهیان

خط حزب‌الله۵۳
پنجاه و سومین شماره هفته‌نامه خبری تبیینی خط حزب‌الله در هفته اول محرم ۱۴۳۸ به تبیین حادثه بزرگ عاشورا و رفتار سیدالشهدا (علیه‌السلام) به عنوان مصداق بارز عدم تبعیت از دشمنان و جهاد کبیر با عنوان «کربلا، درس جهاد کبیر»منتشر شد.
برای دانلود روی عکس کلیک کنید

نمایشگاه پوستر