پای حرف رهبر

عبرتهای عاشورا

بنده، در سال گذشته، به مناسبت یاد حسین بن علی علیه‌السّلام، این را مطرح کردم که ماجرای امام حسین جدای از یک درس، یک عبرت است. درس آن است که به ما می‌گوید: این بزرگوار، آن‌طور عمل کرد. ما هم باید آن‌گونه عمل کنیم. امام حسین درس بزرگی به همه‌ی بشریت داده که خیلی با عظمت و در جای خود محفوظ است. اما غیر از درس، چیز دیگری وجود دارد و آن عبرت است. عبرت آن است که انسان نگاه کند و ببیند چطور شد حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام – همان کودکی که جلوِ چشم مردم، آن همه موردِ تجلیلِ پیغمبر بود و پیغمبر درباره‌ی او فرموده بود: «سیّد شباب اهل الجنه»؛ سرور جوانان بهشت – بعد از گذشت نیم قرن از زمان پیغمبر، با آن وضعِ فجیع کشته شد؟! چطور شد که این امّت، حسین‌بن‌علی را جلوِ چشم کسانی از همان نسلی که دیده بودند که او بر دوش پیغمبر سوار می‌شد و این حرفها را از زبان پیغمبر درباره‌ی او شنیده بودند، با آن وضع فجیع کشتند؟! این، عبرت است. مگر شوخی بود که دختران پیغمبر را مثل دخترانِ سرزمینهایِ فتح شده‌ی غیر اسلامی، بیاورند جلوِ چشم مردم کوچه و بازار بگردانند و به کسی مثل زینب سلام‌اللَّه‌علیها اهانت کنند؟! چطور شد که کار به این‌جا رسید؟ این، همان عبرت است و از درس بالاتر است. این، نگاه به اعماق و ریزه‌کاریهای تاریخ و حوادث است.۱۳۷۳/۱۰/۱۵

شام ششم: حضرت قاسم (علیه السلام)

سکوت بر خیمه حاکم شده بود. همه مبهوت سوال قاسم شده بودند:«عموجان! فردا من هم کشته می شوم؟». راستی فکرش را نکرده بودند، این سوال قاسم برای همه مهم شد. نگاه ها به دهان امام بود. جان عمو! مرگ در نظرت چگونه است؟ و جواب قاسم روح پدرش، حسن بن علی، را خوشحال کرد. این مرگ گوارایت باد.

یادگار برادر

قاسم، آن نوباوه‌ی باغ حسن

گوهر شاداب دریای محن

 قامتش، شمشاد باغستان عشق

چهره، سرمشق نگارستان عشق

«وَ سُبِیَ اَهلُکَ کَالعَبِیدِ وَ صُفِدُوا بِالحَدیِدِ فُوقَ اَقتابِ المَطّیات تَلفَحُ وُجُوهَهُم حَرُّ الهاجِراتِ یُساقُونَ فِی البَرارِی وَ الفَلَوات اَیدِیَهُم مَغلُولَهٌ اِلَی العِناقِ یُطافُ بِهِم فِی الاَسواقِ فَوَیلٍ لِلعُصاه الفُسّاقِ …»

ای جد بزرگوار فراموش نمی کنم آن هنگام را که پس از شهادتت افراد خانواده ات را مانند بردگان اسیر کردند و زنجیر آهنین به آنها بستند و آنها را بر فراز شتران تندرو بی سرپوش و فاقد محمل (با کمال بی احترامی) سوار نمودند که پوست صورتشان از شدت گرمای سوزان سوخت، آنها در بیابان ها و راه ها حرکت داده شدند، دست هایشان را به گردن هایشان بستند و در کوچه ها و میدان ها عبور دادند وای بر آن مردم گنهکار و بی شرم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

اگر کسی با معارف دینی خصوصاً روایات اهل‌بیت آشنا باشد، یک ارتباط عجیبی بین امام حسین(ع) و وجود مقدس حضرت ولی‌عصر(ع) می‌بیند. درست است که حضرت ولی‌عصر با همه ائمه و پدرانشان ارتباط داشت. با اجداد طاهرینشان ارتباط داشت. اما امام حسین(ع) یک خصوصیتی در بین ائمه دارد که این ویژگی در بقیه‌ی ائمه نیست. من سعی می کنم بحث امروز به این سمت برود که ارتباط این دو بزرگوار را مطرح کنیم و از خلال این ارتباط بتوانیم به درس‌هایی برسیم. انشاءالله بتواند مسیر راهی برای ما باشد.

به عنوان مقدمه بحث امروز زیارت و دعایی وارد شده است. امروز یک دعایی از ناحیه مقدسه وارد شده است. ناحیه مقدسه به دو جا اطلاق می‌شد. یک از ناحیه مقدسه امام زمان است، معمولاً نامه‌هایی که در زمان غیبت صغری می‌آمده است، تعبیر به ناحیه مقدسه می‌کردند. در زمان امام عسگری(ع) هم همینطور بوده است. چون حضرت عسگری هم زمانشان طوری بوده که اختلاط زیادی با مردم نداشتند، به گونه‌ای بوده گاهی نامه‌هایی به نماینده‌هایشان می‌دادند تا به شیعیانشان برسانند. این دعایی که برای سوم شعبان و امروز میلاد امام حسین(ع) وارد شده از ناحیه‌ی امام عسگری است که به دست قاسم بن علا همدانی از نماینده‌های امام رسیده و او صادر کرده که به دست ما رسیده است. جزء اعمال روز سوم ماه شعبان است.

من می‌خواهم ترجمه‌ی چند جمله ابتدایی‌اش را خدمت شما عرض کنم که ورود بحث ما باشد. «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فِی هَذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهَادَتِهِ قَبْلَ اسْتِهْلَالِهِ وَ وِلَادَتِهِ» (بحارالانوار/ج۹۸/ص۳۴۷) خدایا از تو درخواست می‌کنیم به حق آن کسی که امروز به دنیا آمد که وعده‌ی شهادت او را پیشاپیش قبل از اینکه به این دنیا چشم باز کند و متولد شود، وعده شهادتش را داده بودند. همه ما این را شنیدیم که شهادت امام حسین(ع) از سالها قبل مطرح شده بود. مرحوم مجلسی در جلد ۴۴ بحارالانوار، روایت نقل کرده که جبرئیل خبر شهادت فرزند پیغمبر آخرالزمان اباعبدالله الحسین را به تمام انبیاء داده بود. یعنی از حضرت آدم تا خاتم خبر شهادت امام حسین را توسط جبرئیل شنیده بودند. در رابطه با حضرت آدم دارد که وقتی از بهشت رانده شد و اشک می‌ریخت و از خداوند متعال طلب بخشش می‌کرد، «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ» (بقره/۳۷) خدا یک کلماتی به آدم یاد داد که به واسطه آن کلمات حضرت آدم توبه کرد. آن کلمات در روایات گفته شده که اسامی پنج تن بوده است که به او نشان دادند که به اینها متوسل شود. نور اینها در عرش الهی بوده است. حضرت آدم متوسل شد و نام این پنج تن را که برد، به نام پنجمی که امام حسین است، رسید، سؤال کرد: «فِی ذِکْرِ الْخَامِسِ یَنْکَسِرُ قَلْبِی‏» (بحارالانوار/ج۴۴/ص۳۴۵) به این پنجمی که می‌رسم، چرا دلم می‌شکند؟ چرا من یک حالت رقت قلبی پیدا می‌کنم؟ خطاب رسید که این پنجمی فرزند پیغمبر خاتم، پیغمبر آخرالزمان است که او را به ظلم می‌کشند، و به تعبیری روضه‌ی امام حسین را برای حضرت آدم خواندند، که حضرت آدم خیلی گریه کرد. حضرت زکریا، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی، همه اینها در روایات ما ذکر شده که پیغمبر اکرم از میلاد امام حسین خبر شهادت را به بعضی داده بود، از جمله به حضرت زهرا(س) مادر بزرگوارشان داده بود. حضرت زهرا خیلی محزون شدند که چنین حملی خواهند داشت. در آیه‌ی قرآن داریم «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً» (احقاف/۱۵) مادرش او را با سختی و با مشکلات به دنیا می‌آورد. با سختی و مشکلات هنگام وضع حملش است. این در روایات به حضرت زهرا تشبیه شده که امام حسین را با این غم و غصه به دنیا آورد. منتهی بعد پیغمبر اکرم به او بشارت داد که از نسل او ائمه‌ای خواهند بود، و آخرینشان کسی خواهد بود که از همین نسل اباعبدالله(ع) که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. به هر حال این خبر شهادت امام حسین پیشاپیش قبل از ولادت داده شده بود. لذا در این دعا می‌گوییم: «الْمَوْعُودِ بِشَهَادَتِهِ» وعده شهادتش را قبل از تولدش داده بودند. «بَکَتْهُ السَّمَاءُ وَ مَنْ فِیهَا وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ عَلَیْهَا وَ لَمَّا یَطَأْ لَابَتَیْهَا» آسمان و زمین و کسانی که ساکن آسمان و زمین بودند، بر او گریستند، در حالی که هنوز بر زمین پا نگذاشته بود، آسمان و زمین بر او گریستند. ما در این زمینه هم خیلی داریم. به قول نیّر تبریزی، این از روایات گرفته شده که موجودات آسمان و زمین و ملائکه بر امام حسین گریستند. گفت:

ای در غم تو ارض و سماء خون گریسته *** ماهی به آب و وحش به هامون گریسته

همه عالم بر او گریه کردند. خدا یکی از اولیای خدا را رحمت کند که ایشان از خداوند متعال در روز عاشورا درخواست کرد که خدایا من می‌دانم که امروز عالم از آن وجهه باطنی‌شان بر امام حسین گریانند. ولی من می‌خواهم گریه‌ی عالم بر او را ببینم. می‌گوید: به من نشان دادند که تمام عالم با چشم گریان برای اباعبدالله(ع) بود. همه بر او گریسته بودند. روز میلاد است و به گریه و شهادت اشاره دارد.

در روایت هست که امام رضا(ع) در روایت ریان بن شبیب فرمود: چهار هزار ملک نازل شدند و در ملکوت کربلا هستند و پریشان و گریان تا زمان ظهور ولی‌عصر(ع) که این چهار هزار ملک با شعار «یا لثارات الحسین» آماده کمک و امداد به حضرت ولی‌عصر هستند. که او به هر حال انتقام این خون‌ها و این ظلم‌هایی که شده را بگیرد. این چهار هزار ملک عزاداران امام حسین هستند از آن ملائکه‌ای که نازل شدند. و الا تمام آن ملائکه بر غم او گریستند. «قَتِیلِ الْعَبْرَهِ وَ سَیِّدِ الْأُسْرَهِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَهِ یَوْمَ الْکَرَّهِ» اباعبدالله این مولود امروز، کسی بود که کشته اشک است. سید و آقای خاندانش که خداوند متعال به او در رجعت کمک می‌دهد. در رجعت که بعد از ظهور امام حسین برمی‌گردد، کمک خواهد داد. این تعبیر «قتیل العبره» را در روایت زیاد داریم. مرحوم محدث نوری از خود امام حسین(ع) در مستدرک الوسایل نقل کرده است که اباعبدالله فرمود: «انا قتیل العبره» من کشته اشک هستم. این خیلی نکته مهمی است که گاهی افراد از این جمله می‌گذرند. این یعنی چه که امام حسین می‌گوید: من کشته شدم برای گریه کردن مردم، یعنی من کشته شدم برای اینکه مردم گریه کنند. یعنی هدف امام حسین از کشته شدن گریه مردم بوده است. باید توجه داشته باشیم که گریه اباعبدالله با گریه‌های دیگر فرق می‌کند.

من تقاضا می‌کنم دوستان بزرگواری که اهل مطالعه هستند، کتابی به نام «البکاء للحسین» است. آیت الله علامه میر جهانی که کنار قبر مرحوم مجلسی دفن هستند و خیلی سال نیست از دنیا رفته است. تشرفاتی هم خدمت حضرت ولی‌عصر(ع) داشته و آدم بسیار با عظمتی بود. یکی از کتاب‌هایش این کتاب است که دوستان آنجا بخوانند و ببینند بحث گریه و اشک جیست. اولاً گریه عالم بر امام حسین را بدانند. بعد گریه ما بر امام حسین تا این جمله دعا که امام حسین کشته اشک است بفهمند که این اشک بر امام حسین صرفاً اشکی است که یک انفعال درونی و رقت قلب برای کسی که از دنیا رفته نیست. این اشک یک تنفر و اعتراضی به ظلم است. آن کسی که گریه می‌کند، از درون آنچنان دچار هیجان است که از کسانی که این کار را کردند، بدش می‌آید. از دستگاه باطل بدش می‌آید. از دستگاه ابلیس که این ظلم را مرتکب شدند، بدش می‌آید و از آن طرف با این گریه دارد اعلام می‌کند که من با تو هستم و من به خاطر تو دارم اشک می‌ریزم. من طرفدار تو هستم. یعنی خود این اشک یک تولی و تبری عملی است. یک اعلان جبهه است که من در جبهه حسین هستم. در جبهه باطل نیستم. این کم چیزی است! آنوقت اشکی که تمام وجود تحت تأثیرش است. چون آدم تا رقت قلبی پیدا نکند، اشک نمی‌آید. تا تمام وجودش یک اهتزاز پیدا نکند و ارتقایی پیدا نکند، این روح برای آن انسان بزرگ اشک نمی‌ریزد. اشک یک اشک حماسی است. اشک برای کسی که از دنیا رفته و نعوذ بالله نفله شده که نیست. و لذا نتیجه‌ی این اشک تاریکی و سنگینی نیست. نتیجه‌اش نشاط است. یعنی نتیجه‌ی سرور دارد. نتیجه‌اش سبک شدن است. بعد از روضه‌ها این را تجریه کردیم. روز میلاد است ولی از اشک برای امام حسین گفته می‌شود. نتیجه‌اش از صد سرور بالاتر است. اهتزاز روح است. اما در عین حال خود این اشک یک حماسه است و اعلان تولی و تبری و مرزبندی و جبهه‌گیری عملی است.از این جهت هست که اگر امام حسین می‌گوید: من کشته اشک هستم، چون این اشک خیلی خاصیت عجیبی دارد. لذا در روایت افضل عبادت شمرده شده است. در روایت هست که اگر کسی بر امام حسین اشک بریزد، حق ما اهل‌بیت را ادا کرده است. حق رسالت را ادا کرده است. دین را با آن احیا کرده است. بخاطر این دین را احیا کرده است، این اشک چه خاصیتی دارد. رشد می‌دهد و رشدی که می‌دهد هیچ بدیلی ندارد. هیچ جانشینی ندارد. نمی‌توانیم بگوییم به جای اشک ریختن برای امام حسین و مجلس عزا گرفتن کنفرانس می‌گیریم و مباحث استدلالی و عقلی در رابطه با امام حسین(ع) برگزار می‌کنیم. اینها خوب است اما جای اشک را نمی‌گیرد.

«الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِی أَوْبَتِهِ» در این دعا هست که خداوند متعال به عوض این شهادت به امام حسین سه چیز داد. آن سه چیزی که در این دعا گفته می‌شود، این است که ائمه از نسل حسین هستند. امامان بعدی از نسل اباعبدالله هستند. دوم اینکه شفا در تربت امام حسین است. سوم اینکه خدا کمک می‌کند و او را در رجعت پیروز می‌کند که گویی امام حسین ادامه کاری که نیمه تمام در عاشورا است، آنجا باید تمام می‌کند. کمکش می‌کند «وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِی أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ عِتْرَتِهِ» به او و فرزندان معصومی که رجعت می‌کنند که آن حکومت الهیه را برپا کنند. در این دعا به عوض شهادت به امام حسین سه چیز داده شده است. در بعضی دیگر از روایات هست که چهار چیز داده شده است. با هم هیچ منافاتی ندارند. به هر حال امام حسین(ع) یک ویژگی‌هایی برایش قرار داده شده است. روایتی است که این روایت را محمد بن مسلم که از اصحاب امام باقر و امام صادق(ع) بود از هردو بزرگوار نقل کرده است. مرحوم ابن فهد حلّی، که از بزرگان اخلاقی ما در کتاب عدهالداعی بود، من توصیه می‌کنم دوستان بزرگوار، آنهایی که اهل دعا و مناجات هستند و می‌خواهند چیزهای ناب از دعا و مناجات گیرشان بیاید، این کتاب عده الداعی را مراجعه کنند. مرحوم علامه طباطبایی می‌فرمود: در بین علمای اسلام و شیعه سه عالم اخلاقی هستند که منحصر به فرد هستند. سید بحرالعلوم، سید بن طاووس، ابن فهد حلی هستند. مرحوم مجلسی هم در جلد ۴۴ بحارالانوار این روایت را از امام باقر و امام صادق(ع) نقل کرده است. «أن الله سبحانه و تعالى عوض الحسین ع من قتله بأربع خصال» (عده‌الداعی/ص۵۷) به عوض شهادت به امام حسین چهار خصلت داد. ۱- «جعل الشفاء فی تربته» خداوند شفا را در تربت امام حسین و خاک قبر امام حسین قرار داده است. همه ما می‌دانیم که خوردن خاک حرام است. حتی خاک قبر پیغمبر! امام کاظم(ع) در وصیت خود فرمود: وقتی من از دنیا رفتم، مرا دفن کنید. قبر من را به اندازه چهار انگشت بالاتر آورید که معلوم شود قبر است. ولی از خاک قبر برندارید. خاک قبر مرا برندارید. این خاک قبر را خوردن حرام است. تنها خاکی که می‌شود خورد، خاک تربت قبر جدم اباعبدالله الحسین است. به اندازه‌ی یک نخود می‌شود خورد. در بعضی روایت داریم قبر امام حسین چهار فرسخ در چهار فرسخ است. البته هرچه نزدیک‌تر به قبر باشد، افضل است. هرچه به مرقد شریف اباعبدالله الحسین باشد، افضل است. این تربت یک چیز دیگر است. در روایات ما سرزمین کربلا و خاک کربلا طور دیگری است. قبل از شهادت امام حسین نسبت به این سرزمین نگاه دیگری بود.

مرحوم قمی که استاد شیخ مفید بودند در کتاب کامل الزیارات آوردند، سرزمینی که کعبه بر آن بنا نهاده شده، خواست با همان زبان خودش افتخار کند که من هم زمینی هستم که خانه خدا بر من نهاده شده است. سرزمین کربلا فریاد زد: خاموش! تو را چه به اینکه افتخار کنی؟ من آن جایی هستم که حسین بن علی بعداً در من دفن می‌شود. این سرزمین، سرزمینی هست که از ابتدا مورد نظر و عنایت بوده است. بعد از شهادت ابا عبدالله که نور امام حسین به این خاک تابید و جلوه امام حسین بر این تربت افتاد، آنوقت همه این تربت کیمیا شد. در این تربت شفا هست. امام صادق(ع) فرمود: این خاک «رَوْضَهٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّهِ» (کافی/ج۳/ص۲۴۲) یک باغی از باغ‌های بهشت است. این خاک طور دیگری است.

مرحوم تنکابنی در قصص العلما نقل می‌کند که در زمان صفویه مرحوم فیض کاشانی که از  علمای بسیار بزرگوار ما بوده، ایشان با یک عالمی که به هر حال مسلمان هم نبوده و اهل کتاب و اهل علوم غریبه بوده که یک خبرهایی هم داشته است. راجع به حقانیت مذهب تشیع بحث می‌کرده است. مرحوم فیض کاشانی برای اینکه یک مقدار واضح‌تر حقانیت را اثبات کند، چون می‌دانست یک چیزهایی می‌فهمد، دست کرد در جیبش و تسبیحی که از تربت امام حسین تهیه شده بود درآورد و در مشتش گرفت. به این شخص گفت: در مشت من چیست؟ چند دقیقه آن فرد متحیر فقط نگاه کرد. فیض کاشانی گفت: چرا متحیر ماندی؟ گفت: چیزی که در دست شماست خاک است، ولی من متحیر هستم از اینجا که این خاک برای این دنیا نیست. فیض کاشانی باز کرد و گفت: بله، این خاک کربلا و برای فرزند پیغمبر ما است. آن عالم چون اهل و با انصاف بود و خودش به عینه دید و فهمید، مسلمان شد و در خانه اهل‌بیت زانو زد. این خاک واقعاً از بهشت است. برای همین است که نه فقط شفا در این تربت است، به اندازه‌ی یک نخود، یک عدس آن کس که مریض است، بخورد.

خدا آیت الله بهجت را رحمت کند. می‌فرمود: اگر به اندازه‌ی یک نخود تربت امام حسین(ع) را در یک لیوان آب زمزم، حل کنند، هفت بار یا هفتاد بار سوره حمد را برای شفا بخوانند و بعد هر روز به اندازه‌ی یک قاشق چای خوری به آن فرد مریض بدهند. بسیاری بودند که جلوی چشم خود ما شفا گرفتند. فقط شفا نیست، گفته شد: که اگر روی این تربت سجده کنید، حجاب‌های هفتگانه را پاره می‌کند. امام صادق(ع) یک کیسه‌ داشت که همیشه تربت امام حسین در آن بود که برای سجده و نماز از این خاک برمی‌داشت. تسبیحی که با تربت امام حسین ساخته شود، در روایت هست اگر با این تسبیح ذکر هم نگفتی، این تسبیح کار ذکر را برای شما می‌کند. گفتند: کام بچه‌ای که به دنیا می‌آید، تربت امام حسین را روی دست بمالید، و کام بچه را بردارید. جلوی صورت میت و جاهایی که بی‌احترامی نباشد گذاشته شود که از عذاب قبر و حول و تکان‌های عوالم ایمن شود.

در قم در زمان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، یک سیل بسیار عظیمی آمده بود که خیلی خطرناک بود. رودخانه بالا آمده بود و خطر برای کل شهر بود. مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی یک مقدار از تربت امام حسین در رودخانه ریختند. سیل نشست. تربت امام حسین اگر این کار را بکند که نور امام حسین و جلوه اباعبدالله به آن رسیده اینگونه شده است، آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند، خود امام حسین چه می‌کند؟ در عالم آخرت خود اباعبدالله چه می کند.

ک مطلبی است که بسیار عمیق و دقیق است. من از دوستان تقاضا می‌کنم این را عنایت کنند. مطلب بلندی در روایات است، ارتباط خیلی وسیع و عمیقی بین امام حسین و امام زمان هست که این ارتباط خاص است. شما اگر به روایات و زیارات نگاه کنید، یک کدها و رمزهایی بین این دو بزرگوار می‌بینید که من به بعضی از آنها اشاره می‌کنم و بعد یک تحلیل و جمع‌بندی که این کد و رمزها چه چیزهایی را می‌خواهد بگوید. اشاره‌ها و رمزهایی از امام حسین می‌بینید. یک اشاراتی از امام زمان به امام حسین می‌بینید. این پدر و پسر به همدیگر اشاراتی دارند. این اشاره‌ها برای چیست.

امام باقر می‌فرماید: من چهار ساله بودم و در کربلا بودم. تمام جزئیات کربلا را در یاد دارم. شب عاشورا جدم اباعبدالله الحسین به یارانش فرمود: یاران من فردا بلای سنگینی است که همه ما به شهادت می‌رسیم. ولی شما را به بهشت بشارت می‌دهم و اینکه ما برمی‌گردیم و مهدی ما خواهد آمد. دو بار هم روز عاشورا فرمود: اول کسی که برمی‌گردد و رجعت می‌کند امام حسین است. ما روایات متعدد داریم که ائمه برمی‌گردند. «أَوَّلُ مَنْ یَرْجِعُ إِلَى الدُّنْیَا الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع‏» (بحارالانوار/ج۵۳/ص۴۶) اولین کس امام حسین(ع) است که رجعت می‌کند. روز عاشورا در زیارت عاشورا دو جا هست که خدایا روزی من کن که خونخواهی امام حسین را با امام زمان انجام دهم. «ان یرزقی طلب ثاری مع امام منصور من اهل بیت محمد (ص)» روز عاشورا امام باقر فرمود: اگر می‌خواهید به همدیگر تسلیت بگویید، اینطور تسلیت بگویید که «عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ ع وَ جَعَلَنَا» (مستدرک/ج۱۰/ص۳۱۵)  و ما را در خونخواهی امام حسین قرار بده که با امام زمان باشیم. اینها اشاراتی است که از دستگاه امام حسین یا خود اباعبدالله الحسین به امام زمان می‌شود. از آن طرف وقتی امام زمان تشریف می‌آورد، اولین جمله‌ای که می‌گوید، وقتی پشت به کعبه می‌کند، در خانه خدا خودش را معرفی می‌کند. «انا بقیه الله» من فرزند کسی هستم «الذی قتلوک عطشانا» که او را عطشان کشتند. او را عریان انداختند و رها کردند. در معرفی خودش به امام حسین اشاره می‌کند. شعار یاران امام زمان «یا لثارات الحسین» است. خونخواه امام حسین! اصلاً منتقمی است که از القاب امام زمان(ع) است. در زیارت ناحیه مقدسه است که جد غریبم یا ابا عبدالله،  صبح و شب بر تو گریه می‌کنم.  امام زمان نسبت به این جدش با اینکه به همه اجدادش ظلم شده، پیغمبر اکرم که مقامش بالاتر از امام حسین بوده است. چه خصوصیتی است که امام زمان و امام حسین این اشارات را نسبت به همدیگر دارند. ارتباط وسیع بین این دو چیست؟ آن چیزی که می‌شود از مجموع فهمید و تحلیل کرد این است که ظهور امام زمان(ع) با معجزه رخ نمی‌دهد. یعنی با یک جبر بیرونی مردم خوب نمی‌شوند. اینطور نیست که مثلاً مردم یک روز بلند شوند ببینند همه خوب شدند و یک معجزه رخ داده است. نخیر! اصلاً سنت خدا بر این نیست. اگر قرار بود این چنین باشد زمان پیغمبر این اتفاق می‌افتاد که مقام پیغمبر از همه ائمه هم بالاتر بود. اصلاً اگر قرار بود اینطور باشد خدا همه را خوب خلق می‌کرد. اگر قرار بود با معجزه خوب شوند، برای چه خدا بدها را در این عالم، شیطان را در این عالم آورد؟ پس از بیرون قرار نیست یک معجزه‌ای برای ظهور رخ بدهد. بلکه در خود ما باید یک اتفاقی بیافتد. در درون ما یک تحولی رخ بدهد تا در بیرون ما یک ظهوری رخ بدهد. در درون عقل‌ها، قلب‌ها، دل‌ها و روح‌ها باید رشد کنند. یک عدالت‌خواهی و یک معنویت خواهی، به سمت خوبی رفتن و انتخاب کردن، عبودیت و بندگی را انتخاب کردن، اگر این اتفاق در درون اتفاق بیافتد، در بیرون هم خبرهایی می‌شود.

حضرت زهرا در قبرستان احد بود وقتی زیارت قبور را کرد که حضرت حمزه هم آنجا است، یک شخصی به نام ابوعمر می‌گوید: من جلو رفتم و پرسیدم: خانم، حق با علی بود یا نه؟ آیا پیغمبر، علی را به عنوان جانشین بعد از خود نصب کرد یا نه؟ حضرت زهرا فرمود: بله در غدیر همه شما بودید و دیدید که علی را به عنوان امام بعد از خود نصب کرد. بعد ابوعمر یک سؤالی کرد. گفت: اگر اینچنین است چرا علی خانه‌نشین شد؟ چرا بلند نشد و حق خودش را بگیرد؟ چرا قعود کرد؟ حضرت زهرا جواب داد: امام مثل یک کعبه است. مردم باید به سمت او بروند.  او به زور نمی‌آید. اقبال مردم باید باشد تا وقتی دست بیعت به او بدهند، آنوقت او می‌آید هدایت را به دست می‌گیرد. تحمیلی و اجباری نیست.

وقتی به امام باقر گفتند: ظهور شما و دولت شما چه زمان رخ می‌دهد؟ امام باقر زمانه را تا ظهور سه دوره کرد. زمانه گرگ، زمانه میش و زمانه ترازو. این در روضه‌ی کافی است. زمانه گرگ زمانه‌ای است که گرگ صفتی در جامعه حاکم می‌شود. ظلم به غلبه زیاد می‌شود. این زمان، زمان غصب ما اهل‌بیت است. زمانه‌ی میش زمانی است که مظلومیت هست ولی یک مظلومیتی به صورت ازدحام که بلند نمی‌شود حق خودش را بگیرد، یعنی مثل میش و گوسفند، ظلم‌پذیر است. دوره سوم دوره ترازو است. عدالت‌خواهی است. وقتی مردم به آن دوره رسیدند که عدالت‌خواه شدند، ظهور ما رخ می‌دهد. پس خود مردم باید بخواهند. مردم چگونه این رشد و اصلاح در آنها ایجاد می‌شود و این تحول درونی در آنها به وجود می‌آید؟ اباعبدالله(ع) این کار را بر عهده دارد. عاشورای امام حسین دستگاهی است که در دین تعبیه شده، که این عاشورا قرار است این رشد و اصلاح را ایجاد کند. یعنی همان گریه‌ای که عرض کردیم یک حماسه است. این گریه‌ای که یواش یواش وجدان‌ها را بیدار می‌کند. مردم را حق طلب می‌کند، نسبت به این جبهه طرفدار و تنفر از جبهه باطل و یواش یواش به سمت تعصی به امام حسین رفتن که خودش عدالتخواه بود. خودش ظلم ستیز بود. این تعصی در مردم رخ می‌دهد یار برای امام زمان درست می‌شود. دستگاه امام حسین برای امام زمان یار درست می‌کند. این یک متب تربیتی و اصلاحی کامل است. و لذا فرمود: من خروج می کنم برای اینکه امت جدم را اصلاح کنم. اول امت جدش و همه مسلمین را، موج بعد انسان‌های دیگری که در دنیا حق طلب هستند که با امام حسین و مکتب امام حسین حق را بشناسند و عدالت را بشناسند، به این سمت بیایند و برای امام زمان یار درست شود. مسیر ظهور از کربلا و از امام حسین می‌گذرد.

تمام ائمه، امامان قبل از امام حسین، امام حسین را برای کربلا آماده کردند، امامان بعد از امام حسین عاشورا را نگه داشتند. چون این دستگاه قرار است که آن رشد را ایجاد کند. خود امام زمان هم صبح و شب گریه می‌کند. تعصی به امام زمان است که انسان وقتی که آن اشک حماسی را می‌ریزد، برای امام زمان یار می‌شود.

سید کریم محمود تهرانی از خوبان بود و علمای بزرگ دوستدارش بودند. ایشان تشرفات زیادی خدمت حضرت ولی‌عصر داشت. می‌گفت: من زمانی که هنوز حضرت را ندیده بودم، مشتاق دیدن حضرت بودم، پیغمبر را در خواب دیدم. گفتم: یا رسول الله من می‌‌خواهم خدمت ولی زمانم امام عصر برسم. چه کنم باب بر من باز شود؟ فرمود: سید کریم صبح و شب بر حسینم گریه کن. این در را باز می‌کند و تو را شبیه به خود امام زمان می‌کند که صبح و شب به یاد او هست. لذا سعی کنیم هر روز یکبار یاد امام حسین باشیم. «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمه الله و برکاته».

پذیرایی روضه

نرم افزار اندرویدی اشعار ناب محرم وصفر

بیش از ۷۰۰ شعر کلاسیک ناب برای مناسبت های ماه محرم و صفر
با قابلیت کپی و ارسال در شبکه های اجتماعی ..

مثل عسل

روضه حضرت قاسم

حجت الاسلام داستانپور

کلیپ تصویری |یاوران حسین، رزمایش کنید!

«تکلیف مردم است دسته‌های شکوهمند بیرون بیاورند، دسته‌های سینه‌زن، شکوهمند!»

دانلود کتاب
خصائص الحسینیه (امام حسین(ع))

نمایشگاه پوستر