پای حرف رهبر

معنای عبرت گرفتن از ماجرای امام حسین(علیه السلام)

عبرت ماجرای امام حسین این است که انسان فکر کند در تاریخ و جامعه‌ی اسلامی؛ آن هم جامعه‌ای که در رأس آن، شخصی مثل پیامبر خدا – نه یک بشر معمولی – قرار دارد و این پیامبر، ده سال با آن قدرت فوق تصوّر بشری و با اتّصال به اقیانوس لایزال وحی الهی و با حکمت بی‌انتها و بی‌مثالی که از آن برخوردار بود، در جامعه حکومت کرده است و بعد باز در فاصله‌ای، حکومت علی بن ابی‌طالب بر همین جامعه جریان داشته است و مدینه و کوفه، به نوبت پایگاه این حکومت عظیم قرار گرفته‌اند؛ چه حادثه‌ای اتّفاق افتاده و چه میکروبی وارد کالبد این جامعه شده است که بعد از گذشت نیم قرن از وفات پیامبر و بیست سال از شهادت امیرالمؤمنین علیهما السّلام، در همین جامعه و بین همین مردم، کسی مثل حسین بن علی را با آن وضع به شهادت می‌رسانند؟!
چه اتّفاقی افتاد و چطور چنین واقعه‌ای ممکن است رخ دهد؟ آن هم نه یک پسر بی‌نام و نشان؛ بل کودکی که پیامبر اکرم، او را در آغوش خود می‌گرفت، با او روی منبر می‌رفت و برای مردم صحبت می‌کرد. او پسری بود که پیامبر درباره‌اش فرمود: «حسین منّی و انا من حسین»(۱). رابطه‌ی بین این پدر و پسر، این گونه مستحکم بوده است.

شام هفتم روضه حضرت علی اصغر (علیه السلام)

روضه خوان های امشب نمی توانند صحبت کنند، اما خیلی خوب روضه می خوانند. زیاد نمی توان از مصیبت گفت. باید بیشتر ساکت بود و تصور کرد. امشب کمی از روضه هایش را می شنوم و کمی پای صحبت سید الشهدا می نشینم

✳️ ألسَّلامُ عَلَى الرَّضیعِ الصَّغیرِ…  ✳️
نسیم ساده  دلخواه خوبی بود
شب تنهایی ام را ماه خوبی بود
به من یک‌ بار هم «مادر» نگفت اما
برای مادرش همراه خوبی بود
کتابم را چه شرحی داد سرنیزه
کتابم قصه کوتاه خوبی بود
صدای خنده هایش مانده در گوشم
چه آهی می کشیدم…آه خوبی بود
نفهمیدم چگونه طی شد این مدت
نفهمیدم ولی شش ماه خوبی بود
معین اصغری

«فَهَوَیتَ اِلَی الاَرضِ جَرِیحاً تَطَؤُکَ الخُیُولُ بِحَوافِرِها وَ تَعلُوکَ الطُّغاهُ بِبَواتِرِها قَد رَشَحَ لِلمَوتِ جَبِینکَ وَ اختَلَفَ بِالاِنقِباضِ وَ الاِنبِساطِ شِمالُکَ وَ یَمِینُکَ …»

ای جد بزرگوار چگونه یاد بیاورم آن هنگام که پیکر پر از زخمت بر زمین قرار گرفت. گروهی سرکش بر اسب های خود سوار شدند و پیکرت را لگدکوب اسب ها قرار دادند در حالی که لحظات آخر عمر را می پیمودی و راه به جانان نزدیک می نمودی.

راه امام حسین(ع)، راه نجات

اگر قرار است در این روزهای آغازین ماه محرم سر سفره معارف عاشورا برویم، این جمله از زیارت عاشورا را انتخاب کردم. معمولاً در اوج زیارت عاشورا مردم این دعا را می‌گویند. اوج زیارت عاشورا سجده زیارت عاشورا است. «اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم» خدایا می‌شود به ما هم عنایت کنی، نه تنها بر نعمت‌ها شاکر باشیم که بر مصیبت‌ها و ابتلائات هم شاکر باشیم. این سه باور عاشورایی می‌خواهد. مخصوصاً آنهایی که گفتند: می‌خواهیم حیات و ممات ما حسینی باشد، این سه باور را دقت کنید.
۱- باور اول این است که کل دنیا کربلا است. میدان بلا است. «الدنیا دَارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفُوفَهٌ» (نهج‏البلاغه/ خطبه۲۲۶) امام حسین هم مثل دیروز وقتی به کربلا رسیدند، آخر صحبت‌ها معلوم شد اسم این سرزمین کربلا است، فرمود: اعوذ بالله من الکرب و البلاء! این به اعتقاد من یک معیار است. باید باور کنیم دنیا آسایشگاه نیست. دنیا تفریحگاه نیست. دنیا چراگاه نیست. دنیا محل تربیت است. مدرسه تربیتی است. مدرسه را همیشه با تکلیف و امتحانش می‌شناسند. تکلیف هم سخت است. کرب هم به معنی سختی است. بلا به معنی امتحان است. تکلیف و امتحان! پس این فقط قطعه جغرافیایی کربلا و قطعه‌ی زمانی کربلا نیست. عاشورا نیست. «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» تفسیر این جمله امام حسین و این همه روایاتی است که « خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ لِیَبْلُوَکُم‏» (ملک/۲) این «لیبلُوکُم»، «لَیَبْلُوَنَّکُم‏» در قرآن زیاد آمده است. می‌خواهیم شما را امتحان کنیم. امتحان با ناز و نوازش نیست. با سختی است. پس این باور اول است. اگر این باور عاشورایی باشد که تمام زمان‌ها و مکان‌های ما تکلیف و امتحان است.
شاید این در ذهن بینندگان یک سؤالی ایجاد کند که این چه حرفی است شما می‌زنید؟ بعضی‌ها از خوشی دارند منفجر می‌شوند. بعضی از سختی دارند مچاله می‌شوند. یعنی چه می‌گویید همه در امتحان هستند؟ امتحان‌ آنها چیست؟ بارها گفتیم که امام صادق فرمود: امتحان به سه نوع است. هم در داده‌های خدا تکلیف است، هم در نداده‌های خدا تکلیف و امتحان است و هم در گرفته‌های خدا تکلیف و امتحان است. بچه را داده و گرفته است. مال را داده و گرفته است.
مردم حواسشان باشد که اگر قرار است از مباحث تربیتی درس بگیریم، از تکرارش ناراحت نباشیم. شاید این حرف‌های مرا کارشناسان دیگر این برنامه هم تذکر بدهند. این حرف‌ها برای ما مثل خوراک است. اینکه دائماً می‌گوییم: داده ها و نداده‌ها و گرفته‌های خدا هم امتحان است، پس ما یک لحظه خالی از تکلیف و امتحان نداریم. حتی بارها گفتیم: امتحان به داده خیلی سخت‌تر از امتحان به نداده است. لذا آمار آنهایی که با داده‌هایشان جهنمی شدند، بیشتر است یا با نداری‌شان جهنمی شدند؟ متأسفانه ما از این وضعیت نظام هستی سوء استفاده می‌کنیم. آن کسی که خدا به او داده است، قیافه می‌گیرد و به دیگران می‌گوید: خدا مرا دوست دارد به من داده، تو را دوست ندارد، به تو نداده است. از این آیه هم بد استفاده شده است. « هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی‏ أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُر» (نمل/۴۰) در کربلا هم از این قصه استفاده شد. ابن زیاد ملعون به حضرت زینب(س) گفت: دیدی خدا با تو چه کار کرد؟ عزیزان تو را گرفت. آزادی تو را هم گرفت و تو اسیر شدی. خدا این کار را کرد! حضرت زینب نفرمود: خدا نکرد. چون خدا کرده بود. ولی فرمود: چون اینها امتحان است و او هم مورد امتحان است خیلی زیباست. فرمود: ابن زیاد تو نمی‌فهمی. من در حال امتحان هستم. به عشق مدرک بعدی کِیف می‌کنم. فرمود: «ما رأیت الا جمیلا» من جای دیگر را می‌بینم.
پس ۱- باور کنیم همه عالم کرب و بلا است. همه حالات و زمان و مکان‌های ما همه تکلیف و امتحان است. اگر امام حسین یکبار فرمود: «اعوذ بالله من الکرب و البلاء» ما باید هزار بار بگوییم: «اعوذ بالله»! پس اولین باور عاشورایی ما در حیات دنیوی این است که می‌خواهیم در مصیبت‌ها و امتحان‌ها شاکر باشیم. اگر این را باور کردم که تمام دنیا دار الامتحان و دار البلاء است. ۲- در امتحان‌ها طراح سؤال یکی است. ناظر و تصحیح کننده یکی است. تشویق و تنبیه کننده یکی دیگر است. در امتحان دنیا همه اینها خداست. طراح سؤال خداست. ناظر جلسه خداست. سربرگ‌ها را هم نمی‌کند و هرکسی را با شرایط خودش می‌سنجد. برگزار کننده امتحان هم خداست. نمره دهنده و خط‌کش هم خداست. داور و مصحح هم خداست. تشویق کننده و تنبیه کننده هم خداست. لذا امام حسین از اول تا آخر کربلا فقط با خدا حرف زد. اما ما گاهی وقت‌ها در امتحان‌ها فقط می‌خواهیم با دیگران حرف بزنیم. فکر می‌کنیم از دست دیگران کاری برمی‌آید. ما در مراجعه نکرده به خدا داریم به خودمان ظلم می‌کنیم. او طراح سؤال است. با سؤال مشکل داری، به خودش بگو! دیدید که سر جلسه امتحان شاگرد به ناظر می‌گوید: من این سؤال را نمی‌فهمم می‌شود برای من توضیح بدهید! امام حسین با اذن الهی برای دانش آموزان کربلا توضیح داد. بین این دو انگشت مبارکش نشان داد. این امتحان است. چقدر قشنگ شد. پس برای کشته شدن سبقت گرفتند. ما هرچه می‌خواهیم از خدا بپرسیم.
خدا در قرآن کریم برای ما گفته است. «لِیَبْلُوَکُمْ‏ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا» (هود/۷) امتحان می‌کنم. حتی گفته با چه چیزی امتحان می‌کنم. «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ‏ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِین‏» (بقره/۱۵۵) با گرسنگی، با ترس، با نقص اموال و نقص فرزند شما را امتحان می‌کنم.
محضر امام سجاد آمدند و پرسید: من دعا می‌کنم خدا مرا امتحان نکند. حضرت فرمودند: این از دعاهایی است که اصلاً مستجاب نمی‌شود. من از ذاکرین عزیز خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم این بیت شعر را نخوانند.  
بی‌امتحان مرا به غلامی قبول کن *** رسوا شود دل من اگر امتحان دهد
از این خبرها نیست. نه خدا بدون امتحان به بندگی قبول می‌کند. نه امام حسین به غلامی و نه امام زمان به سربازی! همه باید امتحان بدهند. امتحان سنت قطعی خداست. کسی که عقل ندارد امتحان ندارد. کسی که حیات ندارد، امتحان ندارد. کسی که حیات و عقل دارد، امتحان دارد. عقل یعنی انتخاب، هر لحظه هم دارد امتحان می‌شود. با همه مسائل و در همه مکان‌ها و در همه زمان‌ها، خدا به من و شما یک آبرویی داده است. من باید با این آبرو خدمت کنم، کار کنم. اینها امتحان است. لذا خدا بهترین نعمت خودش که قرآن است را برای ما برای امتحان گذاشته است. یک عده با قرآن بازی می‌کنند. یک عده با قرآن کاسبی می‌کنند. یک عده با قرآن هدایت می‌کنند. این امتحان است.
خدا امام حسین را به ما داده، یکی می‌گوید: پس چون امام حسین را دارم، گناه می‌کنم و می‌روم هیأت پاک می‌شوم. من می‌گویم: این ظلم به خودت و امام حسین است. آره می‌روی پاک می‌شوی. شکی نیست! کسی به اندازه یک ذره هم برای امام حسین گریه کند بدون پاداش نمی‌ماند. ولی حیف نیست امام حسینی که می‌تواند تو را به عرش برساند، خودت را در چاه بیاندازی. دوباره بیرون بیایی.
پس باور اول عاشورا این است که دنیا دار الامتحان است. لذا برای همین است که اهل‌بیت قصه را خیلی سخت می‌دیدند. «الهى لا تکلنى الى نفسى طرفه عین‏ ابدا» (کافی/ج۲/ص۵۸۱) یک لحظه من از تو غافل نشوم. در خواب و بیداری دارم امتحان می‌شوم. آن کسی که پول دار است اجازه دارد پولش را هرطور که خواست خرج کند؟ آن کسی که بی‌پول است اجازه دارد به هرکس خواست بد و بی‌راه بگوید؟ آن کسی که مریض است اجازه دارد به همه اشکال بگیرد؟ آن کسی که سالم است اجازه دارد به همه فخر بفروشد؟ کدام یک از ما از این اجازه‌ها داریم؟ معنی امتحان این است. هیچکس در هیچ موضوعی بی‌تکلیف نیست. تکلیف و امتحان دارد. ممتحن و ناظر و مشوق هم خداست.
مردم در امتحان‌ها سه دسته هستند. یک دسته جزع و فزع می‌کنند. جزع و فزع هم واقعیت امتحان را عوض نمی‌کند. ماشین من به دیوار می‌خورد، بیایم داد و بیداد کنم. مگر چه خبر شده است! داد و فریاد کنم ماشین من درست می‌شود؟ «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعا» (معارج/۲۰) هیچ کاری نمی‌توانم بکنم. یک بلایی سراغ من آمده، چه آن کسی که پولدار است، چه آن کسی که ندار است، جزع و فزع می‌کند، هردو رفوزه می‌شوند. «لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُم‏» (حدید/۲۳) قرار نیست وقتی امتحان شد، سؤال زیاد بدهند پز بدهیم. سؤال کم کنند نا امید نشویم. بعضی را با یک سؤال امتحان می‌کنند و بعضی را با صد سؤال امتحان می‌کنند. پس گروه اول جزع و فزع می‌کنند. این باور سوم است. ما جزء جزع و فزعی‌‌ها نباشیم. چون جزع و فزع که مرده را زنده نمی‌کند. حالا بچه و جوان من خدای نکرده از دنیا رفت. داد و فریاد کنم بچه من زنده می‌شود؟ جزع و فزع می‌کنند یعنی در امتحان دارند رفوزه می‌شوند. هیچ چیز هم نصیبشان نمی‌شود. نه واقعیت عوض می‌شود و نه پاداش می‌گیرند. از اینجا مانده و از آنجا رانده می‌شوند. گروه دوم صبر می‌کنند. اینها نمره قبولی می‌گیرند.
یک گروه هم براساس درسی که می‌گوییم بعضی‌ها هم از امتحانات الهی تشکر می‌کنند. برای چه تشکر می‌کنند؟ این درس عاشورایی امروز ماست. تشکر به این معنا که خدایا تو مرا قابل دانستی خودت طرف امتحان من شدی. الآن شما می‌خواهی گواهی‌نامه رانندگی بگیری. معمولاً افسر می‌آید از شما امتحان می‌گیرد. اگر رئیس راهور بیاید از شما امتحان بگیرد، خیلی پز می‌دهید. آقا من اینقدر پارتی من کلفت بود، رئیس راهور از من امتحان رانندگی گرفت. وزیر علوم آمده از این بچه کلاس اولی امتحان بگیرد. خیلی پز می‌دهند. عکس می‌گیرند. امام حسین می‌گوید: ۱- خدایا تو مرا قابل دانستی از من امتحان بگیری. خودت آمدی بالای سر من ایستادی.
۲- خدایا من از تو تشکر می‌کنم این امتحان را سر راه من گذاشتی که من بزرگ شوم. لذا تا ظهر عاشورا هرچه می‌گذشت داغ‌های امام حسین بیشتر می‌شد. چهره حضرت برافروخته‌تر می‌شد. یکی از امتحان‌های امام حسین این بود که آخرین نفر شهید شود. داغ ببیند. خیلی شعر زیبایی است.
الهی به هر قربانی به درگاهت سر آوردم *** نه تنها سر برایت، بلکه از سر بهتر آوردم
پی اجرای قد قامت به ظهر روز عاشورا *** برای گفتن الله اکبر، اکبر آوردم
علی را در غدیر خم نبی بگرفت روی دست *** ولی من روی دست خود، علی اصغر آوردم
علی انگشتر خود را به سائل داد اما من *** برای ساربان انگشت با انگشتر آوردم
برای آنکه همدردی کنم با مادرم زهرا *** برای خوردن سیلی سه ساله دختر آوردم
هرچه این مصیبت‌ها جلوتر می‌رفت، امام حسین برافروخته‌تر می‌شد. در حدیث کساء هست، که وقتی امام حسین وارد جمع کساء می‌شوند، پیغمبر اینطور پاسخ می‌دهند: «و علیک السلام یا قره عینی و ثمره فؤادی و یا شفیع امتی» یک جایی رفته که می‌تواند همه امت را شفاعت کند. این رشد است. می‌گوید: امروز رفیق من خیلی بالا رفته است. دست چند نفر را می‌تواند بگیرد؟ کار برایشان درست کند؟ دو نفر. شهدای رکاب امام حسین می‌توانند تا هفتصد هزار نفر را شفاعت کنند. این مقام تشکر ندارد. ما به کجا رسیدیم.
حاج احمد کریمی از گردان حضرت معصومه از لشگر هفده علی ابن ابی طالب می‌گوید: من شنیدم آقایان روحانیون گفتند: امام سجاد فرمودند: درجه انسان‌ها در قیامت به زخم‌هایی است که بر بدن برداشتند. درجه پدرم حسین از همه بالاتر است. چون زخم‌های بدنش غیر قابل شمارش است. حاج احمد کریمی می‌گوید: من خجالت می‌کشم با یک گلوله شهید شوم و در قیامت بیایم. می‌شود من دعا کنم و شما آمین بگویید؟ این «اللهم لک الحمد حمد الشاکرین و لک علی مصابهم» را خوب می‌فهمد. ترکش درد دارد. تیر درد دارد. می‌گوید: خدایا مرا مثل امام حسین تکه تکه کن. با گلوله توپ ایشان را می‌زنند.
مرا اینقدر بالا بردی که می‌توانم دست هفتصد هزار نفر را بگیرم. این تشکر دارد.     این سلام‌هایی که ما به امام حسین می‌دهیم، «السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره» یعنی چه که خون خدا است؟ شهدای حضرت هم شدند «السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله» پاک کننده شدند. مقام پیدا کردند.     این تشکر دارد.
پس تشکر اول به دلیل اینکه تو طرف حساب من شدی. تشکر دوم اینکه اینقدر مرا بالا بردی. خود امام حسین می‌گوید: خدا مرا بالا برده است. اگر خدا دست مرا نگرفته بود من بالا نمی‌آمدم.
۳- این امتحانی که داری از من می‌گیری به مراتب پاداش‌های بیشتری به من می‌دهی. «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّه» (توبه/۱۱۱) به همه شهدا می‌گوید: جنت، ولی به امام حسین که می‌رسد می‌گوید: «فَادْخُلِی فِی عِبادِی، وَ ادْخُلِی‏ جَنَّتِی» (فجر/۲۹ و ۳۰) تو نزد خود من بیا، بهشت خودم بیا. پاداش او کنار حضرت حق تعالی است.
حالا به شما عزیزان، به شما خانم و آقای محترم می‌گوییم: هرگاه مصیبتی آمد، بگو: خدایا شکرت! با جزع و فزع مشکلت حل نمی‌شود. می‌خواهی کربلایی باشی، حسینی بودن یعنی تشکر در ابتلائات. صبر در ابتلائات برای عموم مردم است. یعنی شکر در ابتلائات، امیرالمؤمنین(ع) غیر از امام حسن و امام حسین(علیهم‌السلام) که معصوم هستند، یک عباس دارد. یک زینب دارد. چه دلیل داشته که حضرت زینب و حضرت ابالفضل تالی تِلو معصوم شدند؟ همه به دلیل این بوده که شکر در ابتلائات اینها از بقیه بیشتر بوده است.
می‌گویند: حاج آقا شما که می‌گویید ما حیاء و حجاب داشته باشیم. نماز بخوانیم. روضه خوانی داشته باشیم، همه مسلمان شویم، ببینید چقدر بیچارگی داریم؟ نگاهش محدود به دنیاست. «الدُّنْیَا سِجْنُ‏ الْمُومِنِ‏ وَ جَنَّهُ الْکَافِر» (کافی/ج۲/ص۲۵۰) این دو معنی دارد. یکی اینکه دنبال آسایشگاه در این دنیا نباشد. اینجا سختی دارد. دنیا هرچقدر هم به مؤمن بدهیم، در مقایسه با بهشتی که به او بدهیم، اینجا زندان است. علامه طباطبایی می‌فرماید: وقتی مؤمنین پاداش صبر و تحمل و شکرشان را در آخرت ببینند، می‌گویند: خدایا کاش آن ذره‌ای که در دنیا به ما داده بودی، نمی‌دادی. چون پاداش دنیا محدود و پاداش آخرت بی‌انتها است. دنیا هرچقدر هم برای کافر زجر آور شود، در مقایسه با جهنم بهشت می‌شود.
پس یک درس عاشورایی گرفتیم. در ابتلائات شاکر باشیم. در ابتلائات شاکر بودن سه باور می‌خواهد. ۱- دنیا دار الامتحان است. ۲- ممتحن خداست. ۳- مردم در برابر امتحان و تکلیف جزع و فزع می‌کنند، رفوزه می‌شوند. اگر صبر کنند قبول می‌شوند. اگر شکر کنند، پرواز می‌کنند. شکر هم به سه دلیلی بود که گفتیم. شکر کنند چون طرف حساب خداست. اینقدر خدا رشدشان می‌دهد. آنقدر پاداششان می‌دهد.
ما اینجا باید یک مدیریت ابتلاء بپرسیم. چه کنیم در ابتلائات مدیریت کنیم؟ حضرت زینب را ما سنبل مدیریت ابتلاء از غیر معصومین می‌دانیم. ائمه معصومین جای خودشان هستند. هنر حضرت زینب این بود که دستش در دست ولی خدا بود. تا عصر عاشورا امام حسین ولی خدا بود. لحظه‌ای که امام حسین به شهادت رسید، زینب سرگردان نبود. محضر امام سجاد(ع) آمد. اگر من خودم را در این امتحان‌های سخت با راهنما ببینم، ممتحن خداست ولی «بشروطها و أنا من شروطها» اولیای خدا راهنمای این امتحان هستند. ممتحن نیستند و راهنمای امتحان هستند. اگر دست ما در دست ولایت خدا باشد یعنی چه؟ یعنی هر امتحانی آمد، قبل از اینکه عکس العمل نشان بدهیم از اولیای خدا بپرسیم. ما باید در این امتحان چه کنیم؟ لذا به ما گفتند: مال ما را دزد برد. ماشین ما خراب شد و ضرر مالی خوردیم. اولیای خدا گفتند: اول خودت را مقصر کن. استغفر الله و ربی و اتوب الیه بگو. برای چه؟ تو که بنده خوب خدا بودی، صد هزار تومانی که به تو ضرر خورد، این را یکجایی باید می‌دادی، ندادی. ما از این آسیب‌ها خیلی دیدیم. فکر کردم دیدم بله جایی باید خرج می‌کردم، نکردم. اینجا به من نشان داد تو باید این انفاق مالی، این رد مال را می‌کردی، نکردی، خدا فرمود: مالی که به شما می‌دهم مال من است. حق و حقوقی هم گذاشتم پرداخت کنید. اگر پرداخت کردید، به شما برکت می‌دهم. اگر پرداخت نکردید به زور از شما می‌گیرم و به شما برکت نمی‌دهم. واجب هم بر گردن شما مانده است. نود هزار تومان خمس بدهکار بود، با گردن کلفتی نداد. بچه‌اش تصادف کرد نهصد هزار تومان دیه بدهکار شد. برایش پیغام دادم نود تومان خدا را ندادی. این نهصد هزار تومان را بده. برای تنبیه‌اش نود هزار تومان هم سر جایش باقی است. سراغ اولیای خدا برویم به ما می‌گویند. داد و فریاد هم نکن. این برای نقص مالی است.
نقص جانی چیست؟ جوان تو از دست رفت. سراغ اولیای خدا برو. خدا می‌خواهد با داغ تو را پاک کند. خدا می‌خواهد این را از تو گرفت بهترش را به تو بدهد. مثل قصه حضرت خضر و موسی، حضرت موسی از حضرت خضر پرسید: چرا بچه را کشتی؟ حضرت خضر فرمود: روزی هزاران نفر را خدا به عزرائیل دستور می‌دهد، جانشان را بگیر. یکی را هم به من دستور داد جانش را بگیرم. خدا پدر و مادرش را دوست داشت. خدا خواست این را بگیرد و یکی دیگر بدهد. اگر دست ما در دست ولایت باشد. ولایت سر امتحان‌ها را به ما می‌گوید. لذا حضرت زینب گریه کرد ولی کم نیاورد. لذا هر روضه‌ای بخوانند دلالت بر شکایت و کم آورده حضرت زینب باشد درست نیست. حضرت زینب گریه کرد و غصه هم خورد ولی نگفت: من کم آوردم. راضی به رضای خدا بود. در جلسه امتحان است. این درس عاشورایی است.
هرکه در این باب مقرب‌تر است *** جام بلا بیشترش می‌دهند
شریعتی: امروز صفحه ۳۵۹ قرآن کریم، آیات پایانی سوره مبارکه نور و آیات ابتدایی سوره مبارکه فرقان برای شما تلاوت می‌شود.
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ‏ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا کانُوا مَعَهُ عَلى‏ أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّى یَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولئِکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ «۶۲» لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِینَ یَتَسَلَّلُونَ مِنْکُمْ لِواذاً فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَهٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ «۶۳» أَلا إِنَّ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قَدْ یَعْلَمُ ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ وَ یَوْمَ یُرْجَعُونَ إِلَیْهِ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ «۶۴»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ تَبارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً «۱» الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیراً «۲»
ترجمه: مؤمنان (واقعى) تنها کسانى هستند که به خدا وپیامبرش ایمان آورده و هرگاه با پیامبر بر کارى اجتماع نمایند، بدون اجازه او نمى‏روند. همانا کسانى که اجازه مى‏گیرند، آنانند که به خدا وپیامبرش ایمان دارند. پس (اى پیامبر!) اگر براى بعضى از کارهاى خود از تو اجازه خواستند، به هرکس از آنان‏که خواستى (ومصلحت بود) اجازه بده و براى آنان از خدا طلب آمرزش کن، که خداوند بخشنده ومهربان است. آن گونه که یکدیگر را صدا مى‏زنید پیامبر را صدا نزنید. خدا مى‏داند چه کسانى از شما مخفیانه و با پنهان شدن پشت سر دیگرى از صحنه مى‏گریزد. پس کسانى که از فرمان او سرپیچى مى‏کنند، باید از این که فتنه‏اى دامنشان را بگیرد، یا به عذاب دردناکى گرفتار شوند، بترسند. آگاه باش! آنچه در آسمان‏ها وزمین است براى خداست. بى‏شک آنچه (از افکار ونیّات) را که شما بر آن هستید، مى‏داند و روزى را که به سوى او بازگردانده مى‏شوند، (مى‏داند) پس آنان را به آنچه عمل کرده‏اند آگاه مى‏کند و خداوند به همه چیز آگاه است.
به نام خداوند بخشنده مهربان‏. مبارک است آن که قرآن، وسیله‏ى شناخت حقّ از باطل را بر بنده‏اش نازل کرد، تا براى جهانیان مایه‏ى هشدار باشد. خداوندى که فرمانروایى آسمان‏ها و زمین براى اوست، و هیچ فرزندى اختیار نکرده و براى او شریکى در فرمانروایى نیست، و هر چیزى را آفرید و آن گونه که باید اندازه‏گیرى کرد.

زینب کبری اینقدر قشنگ دستش به فرقان بود، امام حسین و امام سجاد فرقان بودند. اینقدر زیبا دستش در دست فرقان بود، یک قدم اشتباه برنداشت. تمام بچه‌های امام حسین با اینکه     معصوم نبودند یک قدم اشتباه برنداشتند. حضرت زینب در گودی قتلگاه هم که آمد، گریه کرد. گفت: آیا تو برادر من هستی. پسر مادر من هستی؟ گفت: خدایا این قربانی را از ما قبول کن. با راهنمایی جدش، پدرش، مادرش، برادرانش، و پسر برادرش که همه معصومین و راهنمای الهی و فرقان بودند، زیباترین خروجی را از امتحانات حضرت زینب(س) و اهل‌بیت امام حسین است. امروز ما و شما هم قطعاً می‌توانیم اینطور باشیم. امیدواریم به آبروی امام حسین(ع) خدا توفیق تشخیص درست در امتحان‌ها را با تبعیت از ولایت به همه ما عنایت بفرماید.

پذیرایی روضه

در آستانه فرارسیدن سالروز اربعین ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) ، نسخه دوم از نرم‌‌افزار “جاذبه حسینی” همراه با به روز رسانی های سال ۹۴ جهت استفاده‌ی زائرانی که با پای پیاده عازم کربلای معلی هستند، تهیه و منتشر شد.
این نرم افزار توسط موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی ویژه اربعین حسینی طراحی و در دو نسخه کم حجم (با امکان دانلود فایل های صوتی) و کامل جهت استفاده علاقه‌مندان آماده گردیده است.

ماهی من سوی آب، راه ندارد

بهر تلظّی به سینه، آه ندارد

لاله‌ی من بس که داغ تشنه‌لبی دید

جز لب خشکیده و سیاه ندارد

اشک ها

?کلیپ جدید و بسیار زیبای «اشک‌ها»
با شعری از حمیدرضا برقعی
و صدای وحید جلیلوند

✅پرونده «بررسی احکام عزاداری» منتشر شد

عزاداری برای امام حسین (ع) یکی از سنت‌های اصیل و قدیمی شیعه بوده است اما در دنیای امروز و با حرکت جامعه به سمت مدرنیته، کم‌کم آداب و رسوم مذهبی از جمله عزاداری نیز تغییراتی پیدا کرده است.
موضوع گفت‌و‌گوهای منتشر شده در این پرونده است که ما سعی کرده‌ایم در حد توان به دنبال پاسخ مناسبی برای سوالات باشیم.بیشتر بخوانید?

نمایشگاه پوستر