پای حرف رهبر

خطر برگشت جامعه اسلامی به قهقرا؛ از عبرت‌های عاشورا

بحث سوم، درباره‌ی عبرتهای عاشوراست که چند سال قبل از این، ما این مسأله را مطرح کردیم که عاشورا غیر از درسها، عبرتهایی هم دارد. بحث عبرتهای عاشورا مخصوص زمانی است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنی زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم.
زینب کبری سلام‌اللَّه‌علیها در بازار کوفه، آن خطبه عظیم را اساساً بر همین محور ایراد کرد: «یا اهل الکوفه، یا اهل الختل و الغدر، أتبکون؟!». مردم کوفه وقتی که سرِ مبارک امام حسین را بر روی نیزه مشاهده کردند و دختر علی را اسیر دیدند و فاجعه را از نزدیک لمس کردند، بنا به ضجّه و گریه کردند. فرمود: «أتبکون؟!»؛ گریه می‌کنید؟! «فلا رقات الدمعه ولاهدئت الرنه»؛ گریه‌تان تمامی نداشته باشد. بعد فرمود: «انّما مثلکم کمثل التی نقضت غزلها من بعد قوه انکاثا تتّخذون ایمانکم دخلاً بینکم».(۱) این، همان برگشت است؛ برگشت به قهقرا و عقبگرد. شما مثل زنی هستید که پشمها یا پنبه‌ها را با مغزل نخ می‌کند؛ بعد از آن که این نخها آماده شد، دوباره شروع می‌کند نخها را از نو باز کردن و پنبه نمودن! شما در حقیقت نخهای رشته خود را پنبه کردید. این، همان برگشت است. این، عبرت است. هر جامعه اسلامی، در معرض همین خطر هست.
ما مردم این زمان، بحمداللَّه به فضل پروردگار، این توفیق را پیدا کرده‌ایم که آن راه را مجدّداً برویم و اسم اسلام را در دنیا زنده کنیم و پرچم اسلام و قرآن را برافراشته نماییم. در دنیا این افتخار نصیب شما ملت شد. این ملت تا امروز هم که تقریباً بیست سال از انقلابش گذشته است، قرص و محکم در این راه ایستاده و رفته است. اما اگر دقّت نکنید، اگر مواظب نباشیم، اگر خودمان را آن‌چنان که باید و شاید، در این راه نگه نداریم، ممکن است آن سرنوشت پیش بیاید. عبرت عاشورا، این‌جاست.۱۳۷۷/۰۲/۱۸

شام  هشتم حضرت علی اکبر (علیه السلام)

چه قدر پیر شدی حسین!؟ موهایت چه قدر سفید شده!؟ با تکه چوبی که در دست داشت به تشت می کوبید و می گفت. می دانست که سن حسین، با این موها ی سفید و این چین وچروک جفت و جور نیست. این سوالات، ذهن ابن زیاد (لعنت الله علیه) را آن قدر مشغول کرده بود که بخواهد آنها را بلند در آن جمع مطرح کند. همه جوابش را میدانستند. غیر از او… ولی افراد حاضر در مجلس، یا جرئت جواب دادن را نداشتند… یا بغض، آنقدر در گلویشان رشد کرده بود که قادر به حرف زدن نبودند. بعضی هم مثل من آرزو می کردند هیچ گاه جوابش را نمی دانستند. اما، خدایی که زینب (س) را تا آن روز زنده نگاه داشته بود. توانی به او داد تا جواب سوالش را بدهد. داغ علی اکبر سکوت حاکم بر مجلس… با صدای زینب، و صدای دریده شدن گریبانش، و با صدای ضجه خواهران علی شکسته شد. و آنجا شد اولین روضه ی علی اکبر (ع)…

«فَلَمّا رَأینَ النِّّساءَ جَوادَکَ مَخزِیاً وَ نَظَرنَ سرَجَکَ عَلَیهِ مَلوِیّاً بَرزَنَ مِن الخُدُورِ ناشِراتُ الشُّعُورِ لاطمِاتُ الخُدُودِ سافِراتُ الوُجُوهِ بِالعُوَیلِ داعِیاتُ وَ بَعدَ العِزَّّ مُذَّلَّلاتُ وَ إلی مِصرَعِکَ مُبادِراتٍ وَ الشِّمرُ جالِسٍ عَلی صَدرِکَ مُولِعٍ سَیفَهُ عَلَی نَحرِکَ …»

ای جد بزرگوار، چگونه یاد بیاروم آن منظره دلخراش را که بانوان حرمت، اسب تو را خوار و شرمنده دیدند که زینش واژگون شده است. از خیمه ها بیرون آندند در حالی که موهای خود را پریشان نموده و سیلی بر چهره خود می زدند و صورت هایشان آشکار شده بود و فریاد و فغانشان بلند بود چرا که عزت خود را از دست داده بودند. با آن حال به سوی قتلگاه شتافتند و دیدند شمر بر سینه ات نشسته، شمشیر خود را بر گلویت گذارده و می خواهد سرت را از بدنت جدا سازد

ویژگی های نفس مطمئنه

خلاصه بحث این که نفس، یک حقیقت گرانقدری است که انسان آن را از جانب خدای متعال دریافت کرده، شناخت این نفس، یادآوری این نفس، رجوع به نفس، ارزان نفروختن این نفس، توجه و معرفت به نفس، انسان را به معرفت خدا و به یاد خدا می‌کشاند و نهایتاً اگر کسی این نفس را فراموش کند، از یاد ببرد، گمش کند، رهایش کند، دچار ناخود می‌شود، وقتی دچار ناخود شد، نفس، «اماره» می‌شود، نفس دشمن می‌شود.
تا این جا دانستیم که در اصل یک حقیقت نفسانی بیشتر نداریم، که این حقیقت در اشکال مختلف خودش را نشان می‌دهد.
نفس مطمئنه چیست؟
نفس مطمئنه و ویژگی‌های آن را بررسی می‌کنیم. این که ویژگی‌ها و خصوصیات نفس مطمئنه‌ای که در روایات به وجود مقدس اباعبدالله علیه السلام تفسیر شده، چیست؟ این که چرا اصلاً قرآن کریم این عنایت ویژه را داشته و چرا روی این ویژگی امام حسین علیه السلام دست گذاشته است؟ چون همانطور که عرض کردیم بعضی از آیات خاص سیدالشهداء است، از جمله این آیه. پس جا دارد که ما روی این موضوع دقت کنیم و ویژگی‌های نفس مطمئنه را شناسایی کنیم.
که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 ۱- امر به اوامر الهی ۲- عدم شک و تردید ۳- صاحب مقام یقیین از راه شهود ۴- صاحب مقام ذکر  ۵- راضی به تدبیرات الهی ۶- بهجت و شوق به لقای الهی ۷- تشخیص درست خیر و شر  ۸- در اوج اقتدار  ۹- صاحب مقام حمد  ۱۰- قطع امید از غیر خدا و توجه به اراده خداوند (اضطرار خالصانه و دائمی)
که امشب امبر به اوامر الهی برایتان می گویم :

۱- امر به اوامر الهی
اولاً نفس مطمئنه نفس اماره نیست؛ پس اولین ویژگی نفس مطمئنه این است که امر به بدی نمی‌کند.
نفس در قرآن دارای حالات و ویژگی‌هایی است که همین نفس واحد، گاهی اوقات «اماره» می‌شود؛ یعنی دائم به بدی امر می‌کند، گاهی اوقات این نفس «لوامه» می‌شود یعنی نفسی که پشیمان شده و حسرت می‌خورد و انسان را سرزنش می‌کند؛ گاهی اوقات نیز این نفس «مطمئنه» می‌شود؛ یعنی نه به بدی امر می‌کند و نه پشیمان می‌شود.
پس ویژگی اول و دوم نفس مطمئنه، این است که اولاً این نفس به بدی امر نمی‌کند و ثانیاً پشیمان نمی‌شود.
نفس مطمئنه به آن چیزی امر می‌کند که خدای متعال به آن امر می‌کند؛ در حقیقت نفس مطمئنه نفسی است که در امر خدای متعال از خودش هیچ اراده‌ای ندارد به تعبیر قرآن: (وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّـه إِنَّ اللَّـه کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا)
فعل و عمل سیدالشهدا، با عمل تمام انبیاء الهی قبل از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کاملاً متفاوت است؛ فعل تمام انبیاء الهی قبل از پیامبر خاتم بر اساس اذن الهی است؛ یعنی اول اذن می‌گیرند، بعد در عالم کار می‌کند، تمام معجزات و تصرفاتشان به اذن الله است. نوح وقتی می‌خواهد امتش را نابود و نفرین کند؛ از خدا اجازه می‌گیرد: (وَ قَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا)؛ خدایا، یک کافر را روی این زمین باقی نگذار. خدا اذن می‌دهد، که نفرین کند. طوفان بیاید و همه‌ی آنها را ببرد حتی بچه خودش را که کافر است. پس عمل انبیاء الهی بر اساس اذن است. یک چاقو بسیار تیز دست انبیا دادند؛ چاقوی تصرف در این عالم، امّا انبیاء مؤدب‌اند، اجازه می‌گیرند و از این چاقو استفاده می‌کنند. (وَتُبْرِئُ الأَکْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِی).
حضرت عیسی اذن می‌گیرد. ولی سیدالشهدا اهل اذن نیست؟ اهل چیست؟ اهل امر است فرق امر و اذن چیست؟ اذن را شما می‌گیرید، خدا به شما می‌دهد، پس تو تقاضا داری، خواسته داری، خواسته‌ات این است: (لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا) ولی سیدالشهدا نزد خداوند متعال هیچ خواسته‌ای ندارد، یعنی از این چاقوی تیز تصرف و ولایت کلیه الهی که خدا در دستش قرار داده و به یک اشاره می‌تواند «کن فیکون» کند، استفاده نمی کند، حتی اذن هم نمی گیرد. زمانی از این ابزار استفاده می کند که امر بشود این تفاوت اساسی است. انبیاء الهی یک چیزهایی می‌خواستند و اذن می‌گرفتند و خدا به آن‌ها می‌داد و یا نمی‌داد.
(وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَکِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ)
خداوند می‌فرماید: نمی‌توانی من را ببینی، خواسته‌ات برآورده نمی‌شود. یا به نوح می‌فرماید: ای نوح! این فرزند تو نیست: (قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَن تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ)
در تمام این آیات انبیا درخواستی می کردند و خداوند یا می‌داد یا نمی‌داد. اما سیدالشهدا و اهل بیت علیهم السلام و امروز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دنبال هیچ خواسته‌ای نیستند، هیچ اراده‌ای در برابر خدای خود ندارد. این گونه می‌شود اعمال و رفتار سیدالشهدا یا نفس مطمئنه در کربلا را تحلیل کرد. آنجایی هم که حضرت نفرین می‌کنند امر هست، خدا می‌گوید آن‌ها را نفرین کن.
یکی دو مورد نقل شده که حضرت، فردی را آن هم نه دست جمعی، یک شخص خاصی که جسارت کرده بود را نفرین کردند. پس وقتی شما این نگاه را داشتید، نگاه به امام حسین علیه السلام نیز عوض می‌شود. فردی در جلسه‌ای گفت: من یک روایت دیده‌ام که یک فردی نزد امام حسین علیه السلام آمد و به ایشان توهینی کرد، سیدالشهدا با او درگیر شدند و بعد امام حسن علیه السلام آمدند و گفتند چرا درگیر شده اید؟ شما باید گذشت می‌کردید. در پاسخ گفته شد که این روایت جعلی است، چرا که خواستگاه فعل سیدالشهدا و امام حسن علیه السلام یکی است  و هر دو به امر عمل می‌کنند، این گونه نیست که در یک واقعه مشترک دو رفتار متضاد داشته باشند؛ یکی از آن‌ها بگوید باید درگیر شد و دیگری بگوید نباید درگیر شد.
نگاه ما به امامت این‌گونه است؛ عمل همه این‌ها بر اساس امر است، هر کاری کردند بر اساس امر بوده نه اذن و نه خواسته شخصی. پس نفس مطمئنه امر به بدی نمی‌کند و آنچه که از او سر می‌زند.
«إِرَادَهُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُمْ وَ الصَّادِرُ عَمَّا فُصِّلَ مِنْ أَحْکَامِ الْعِبَادِ»
در زیارت مطلقه سیدالشهدا آماده است که آنچه خدا در مقادیر امورش اراده می‌کند، ابتدا به خانه‌ی اهل بیت علیهم السلام وارد می‌شود و از خانه‌ی آن‌ها در مجموعه خلقت ظاهر می‌شود. منظور از «بیت» که در این فراز زیارت آمده جسم امام است؛ «(فی بیوت اَذِنَ الله) در بیوت شما اذن صادر می‌شود و در این جسم دریافت می‌شود و از جانب شما به سرتاسر خلقت ارسال می‌شود.» ارتباط اراده خدا با امام این گونه است.

پذیرایی روضه

کامل الزیارات از مهم‏ترین منابع روایى شیعه و یکى از معتبرترین مراجع کتاب‏هاى روایى و دعا در شیعه است که در طول هزار سال که از زمان نگارش آن مى‏گذرد پیوسته مورد توجه علما و فقهاى شیعه واقع شده و روایات آن در منابع مهم روایى شیعه نقل شده و به آنها استناد شده است.
علامه مجلسی می گوید: «کتاب کامل الزیارات از اصول معتبر و مشهور میان فقهاى شیعه است».این کتاب یکی از معتبرترین مراجع کتب دعا و زیارات متأخرین مانند «مفاتیح الجنان» اثر شیخ عباس قمی مى‌ باشد.

مشایعت اشک

باید که زود، راهی غوغا کنم تو را

کو فرصتی؟ که خوب تماشا کنم تو را

جایی که عشق کرده تمنّا تو را ز من

انصاف نیست، باز تمنّا کنم تو را

سنت یا بدعت

کلیپ بسیار زیبا از استاد رائفی پور

 نماهنگ «رفیقم حسین(ع)»

با صدای حاج عبدالرضا هلالی و حامد زمانی

نمایشگاه پوستری