پای حرف رهبر

اسلام، زنده به عاشورا و به حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) است

هیچ وقت نباید امت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی ماجرای عاشورا را به عنوان یک درس، به عنوان یک عبرت، به عنوان یک پرچم هدایت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ی به عاشورا و به حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) است. همان طور که فرمود: «و انا من حسین»؛(۱) بنا بر این معنا، یعنی دین من، ادامه‌ی راه من، به وسیله‌ی حسین (علیه‌السّلام) است. اگر حادثه‌ی عاشورا نبود، اگر این فداکاری عظیم در تاریخ اسلام پیش نمی‌آمد، این تجربه، این درس عملی، به امت اسلامی داده نمیشد و یقیناً اسلام دچار انحرافی میشد از قبیل آنچه که ادیان قبل از اسلام دچار آن شدند و چیزی از حقیقت اسلام، از نورانیت اسلام باقی نمیماند. عظمت عاشورا به این است.

۱۳۹۱/۰۹/۰۱

شام نهم: روضه حضرت عباس (علیه السلام)

وارد خیمه شد و رقیه (س) را در آغوش گرفت.او را بوسید و وعده آب داد. دیگر رقیه (س) مطمئن شد که دوباره آب می نوشد. خوش به حال رقیه (س) که عباس (ع) سقای اوست… نمی دانم چرا اباعبد الله (ع) ( با این که خودشان وعباس مانده بودند) اصرار دارند که عباس (ع) عَلَم را رها نکند. رقیه خوب می دانست که پدرش عمو را لشگری می بیند. مگر لشگر بدون عَلَم میشود؟ خوش به حال حسین (ع) که عباس (ع) لشگر اوست… و لشگر با یک نیزه به سمت فرات حرکت کرد و به آن رسید. مگر میشود تشنگی برادر را فراموش کرد. اما آن چیزی که یاد عباس (ع) افتاد وصیت پدرش ساقی کوثر بود: «عباس جان! مبادا وقتی به شریعه رسیدی، آب بنوشی در حالی که برادرت تشنه باشد.» عباس (ع) وصیت پدر را انجام داد . چه پسر خلفی! خوش به حال علی (ع) که عباس (ع) فرزند اوست… از فرات بیرون آمد و به سمت برادر حرکت کرد. به سمت رجز برادر حرکت کرد؛ به سمت انا ابن فاطمه الزهرا (س) علیها حرکت کرد… در این راه دو دستش را از او گرفتند، ولی به دندان گرفتن مشک، لبخند زیبایی را بر چهره عباس (ع) نشانده بود. با این که به برادر نرسید، ولی به رجز برادر رسید و زهرا (س) هم مادرش شد، راستی…. خوش به حال عباس (ع) که مادرش زهراست…

«اَمَرَ اللَّعینُ جُنُودَه فَمَنَعُوکَ الماءَ وُرودَهُ وَ ناجَزُوکَ القِتالَ وَ عاجَلُوکَ النِزالَ وَ رَشَفُوکَ بِالسَّهامِ وَ النِّبالِ فَاحدَقُوا بِکَ مِن کُلِّ جَهاتٍ وَ اَثخَنُوکَ بِالجَراحِ»

ای جد بزرگوار، فراموش نمی کنم آن هنگام که عمر سعد ملعون به لشکرش فرمان داد که از ورود آب به خیام جلوگیری نمایند و با تو بجنگند و به تو حمله کنند و بدن نازنینت را آماج تیرها و نیزه ها قرار دهند و از هر سو تو را محاصره کردند و هر کدام با اسحله ای پیکرت را مجروح ساختند و داغ زخم را بر بدنت نهادند.

o_1at673ci2g6kg8p1vvu8vrcd1e

چرا امام زمان(ع) خودش را به اباعبدالله الحسین(ع) معرفی می‌کند؟

  • چرا امام زمان(ع) خودش را به اباعبدالله الحسین(ع) معرفی می‌کند؟ (حضرت در آغاز قیام خود، در کنار خانۀ کعبه بین رکن و مقام می‌ایستد و ندا می‌دهد: «ای اهل عالم! همانا جدّ من حسین(ع) را با لب عطشان به شهادت رساندند؛ إذا ظهر القائم(ع) قام بین الرکن و المقام و ینادی بنداءات خمسه: الأول: ألا یا أهل‏ العالم‏ أنا الإمام القائم، الثانی: ألا یا أهل‏ العالم‏ أنا الصمصام المنتقم، الثالث: ألا یا أهل‏ العالم‏ إن جدّی الحسین قتلوه عطشان…؛ الزام الناصب/ج۲/ص۲۳۳) چرا بیرق‌های اصحاب حضرت باید پرچم‌های سیاه عزاداری اباعبدالله(ع) باشد؟ چرا باید شعارشان «یا لثارات الحسین(ع)» باشد؟(امالی صدوق ص۱۳۰) آیا سینه‌زنان و عزاداران اباعبدالله(ع) یاران امام زمان(ع) هستند؟ آیا آخرین قیام و قیام موعود، قیام عزاداران اباعبدالله(ع) است؟

چرا امروزه توجهات به صورت ویژه‌ای به کربلا معطوف شده است؟

  • چرا امروزه توجهات به صورت ویژه‌ای به کربلا معطوف شده است و هر سال میلیون‌ها نفر متوجه کربلای معلای اباعبدالله(ع) می‌شوند؟ این تحول به چه دلیلی پدید آمده است؟ جهان مسیحیت که بعد از مؤمنان مخلص، سریع‌ترین و بیشترین گروهی هستند که به حکومت امام زمان(ع) خواهند پیوست، چرا در فرهنگ خودشان این‌قدر با موضوع اباعبدالله الحسین(ع) قرابت دارند؟ به یک مسیحی مؤمن و معتقد، وقتی دربارۀ امام حسین(ع) مختصری توضیح دهید، منزل به منزل یاد آموزه‌های مسیحیِ خودش می‌افتد و قلبش را به موضوع اباعبدالله(ع) گرم می‌بیند. و ما نمونه‌های زیادی از این افراد دیده‌ یا شنیده‌ایم. بنده با برخی از این افراد مواجه شده‌ام که نوحه‌های فارسیِ ما را گوش می‌کردند و با اینکه غیر از کلمۀ «حسین» چیزی متوجه نمی‌شدند، از آن لذت می‌بردند.

 این‌همه تأکید اهل‌بیت(ع) برای زیارت اباعبدالله(ع) برای چیست؟

  • حضرت آدم(ع) وقتی با کلماتی از جانب پروردگار مواجه می‌شود (فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْه-بقره/۳۷) که طبق روایات ما در تفسیر این آیۀ شریفه، این کلمات نام پنج تن بوده‌اند، وقتی حضرت آدم(ع) به نام اباعبدالله(ع) می‌رسد، بی‌اختیار اشک می‌ریزد و خشوعی در قلبش ایجاد می‌شود. حضرت آدم(ع) از جبرائیل امین، دلیل این موضوع را پرسید و جبرئیل نیز روضۀ اباعبدالله(ع) برای او می‌خوانند و حضرت آدم(ع) به شدت گریه می‌کند. «فَلَمَّا ذَکَرَ الْحُسَیْنَ‏ سَالَتْ دُمُوعُهُ‏ وَ انْخَشَعَ‏ قَلْبُهُ وَ قَالَ یَا أَخِی جَبْرَئِیلُ فِی ذِکْرِ الْخَامِسِ یَنْکَسِرُ قَلْبِی وَ تَسِیلُ عَبْرَتِی قَالَ جَبْرَئِیلُ وَلَدُکَ هَذَا یُصَابُ بِمُصِیبَهٍ تَصْغُرُ عِنْدَهَا الْمَصَائِبُ فَقَالَ یَا أَخِی وَ مَا هِیَ قَالَ یُقْتَلُ عَطْشَاناً غَرِیباً وَحِیداً فَرِیداً لَیْسَ لَهُ نَاصِرٌ وَ لَا مُعِینٌ وَ لَوْ تَرَاهُ یَا آدَمُ وَ هُوَ یَقُولُ وَا عَطَشَاهْ وَا قِلَّهَ نَاصِرَاهْ حَتَّى یَحُولَ الْعَطَشُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ السَّمَاءِ کَالدُّخَانِ فَلَمْ یُجِبْهُ أَحَدٌ إِلَّا بِالسُّیُوفِ وَ شُرْبِ الْحُتُوفِ فَیُذْبَحُ ذَبْحَ الشَّاهِ مِنْ قَفَاهُ وَ یَنْهَبُ رَحْلَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ تُشْهَرُ رُءُوسُهُمْ هُوَ وَ أَنْصَارُهُ فِی الْبُلْدَانِ وَ مَعَهُمُ النِّسْوَانُ کَذَلِکَ سَبَقَ فِی عِلْمِ الْوَاحِدِ الْمَنَّانِ فَبَکَى آدَمُ وَ جَبْرَئِیلُ بُکَاءَ الثَّکْلَى.»(عوالم العلوم/ج۱۷/ص۱۰۴)
  • انبیاء دیگر مانند نوح، ابراهیم، موسی و عیسی نیز هر یک در ماجرایی از کربلا عبور می‌کنند و متوجه داستان کربلا می‌شوند، با امام حسین(ع) آشنا می‌شوند و برای ایشان گریه می‌کنند. در روایاتِ اهل سنّت داریم که هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه از کربلا عبور کرده است و برای اباعبدالله(ع) گریه کرده است.( مَا مِنْ‏ نَبِیٍ‏ إِلَّا وَ قَدْ زَارَ کَرْبَلَاءَ وَ وَقَفَ عَلَیْهَا- کامل زیارت،ص۶۷)

آیا امام حسین(ع) با این همه رمز و راز را باید محدود کنیم به چند فایده‌ای که تا به حال در جامعۀ ما مشهور شده است؟!

  • آیا این همه ثواب که برای زیارت، عزاداری و گریۀ بر اباعبدالله(ع) ذکر شده است، یک موضوع ساده است؟ این‌همه تأکید اهل‌بیت(ع) برای زیارت اباعبدالله(ع) (به خصوص با پای پیاده) برای چیست؟ آیا فقط برای ظلم‌ستیزی است؟! آیا اباعبدالله(ع) صرفاً یک عامل تألیف قلوب یا تحریک نفوس است؟! آیا ما باید امام حسین(ع) با این همه رمز و راز را محدود کنیم به چند فایده‌ای که تا به حال در جامعۀ ما مشهور شده است؟! آیا انسان با موضوعِ بسیار پُر رمز و راز اباعبدالله(ع) باید این‌گونه سطحی برخورد کند؟!
  • بنده نمی‌توانم بپذیرم که ما امام حسین(ع) را به قدر کافی می‌شناسیم و رازهای عاشورا را به قدر کافی درک کرده‌ایم. بهره‌هایی که اباعبدلله(ع) می‌تواند به ما برساند بسیار بیش از این حرف‌هاست. جامعۀ ما باید برگردد و کربلا را دوباره بشناسد.

متأسفانه ما کار فرهنگی در هزار موضوع مختلف انجام می‌دهیم، جز در موضوع اباعبدالله(ع)!

  • متأسفانه ما کار فرهنگی در هزار موضوع مختلف انجام می‌دهیم، جز در موضوع اباعبدالله(ع)! که به نسبت کار چندانی انجام نداده‌ایم. دربارۀ نماز، امر به معروف، حجاب و خیلی موضوعات کارِ فرهنگی انجام می‌دهیم ولی مؤثرترین عنصر فرهنگی جامعۀ دینی یعنی اباعبدالله(ع) که فرهنگ‌ساز و اصلاح کنندۀ فرهنگ است را تقریباً کنار گذاشته و فقط گاهی به آن سر می‌زنیم و تصور می‌کنیم همین‌قدر کافی است.
  • باید جایگاه اباعبدالله(ع) در حیات بشریت و در نظام هستی را بشناسیم و بعد توجه کنیم به برخی علائمی که دارند در جهان خود را نشان می‌دهند و به ما می‌گویند که امروز در جهان نوبت امام حسین(ع) است و این موضوع را باید اولویت داد.

مهمترین پایگاه دین ما فطرت است

  • مهمترین پایگاه دین ما فطرت است. اگر فطرت نبود، معنا نداشت که خداوند به پیامبر بفرماید: «تو فقط تذکر دهنده هستی؛ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ»(غاشیه/۲۱) این تذکر به دلیل وجود فطرت است.
  • وقتی به نگاه عرفانی مرحوم شاه‌آبادی (استاد عرفان حضرت امام) توجه می‌کنیم می‌بینیم که پایگاه نگاه ایشان به عالم معرفت، فطرت است و تکیۀ اشان به فطرت انسان‌هاست. اصلاً حضرت امام(ره) نیز با تکیه به فطرت انسان‌ها انقلاب کرد. اینکه همه می‌گفتند این انقلاب به ثمر نمی‌رسد، ولی امام محکم ایستاد و گفت که می‌شود، به این دلیل بود که امام به فطرت مردم تکیه داشت. دیگران به ظاهرِ رفتار مردم و احساسات سطحیِ آنها نگاه می‌کردند، ولی امام به فطرت مردم نگاه می‌کرد.
  • فطرت پایگاه اصلی دین ماست و پیامبران کاری جز بیداری و شکوفایی فطرت ندارند. این فطرت است که ما را به خدا ملحق می‌کند. و به خاطر همین فطرت است که اگر کسی مرتد شد، تحت شرایطی باید اعدام شود، چون فقط با رذالت و خباثت بسیار زیاد می‌توان این فطرت را لگدمال کرد و به ارتداد و کفر رسید.

فعال‌ترین بخش فطرتِ ما، حسین(ع) است

  • رسول اکرم(ع) فرمودند: «همانا برای قتل حسین(ع) حرارتی در قلوب مؤمنین است که هرگز به سردی نمی‌گراید؛ إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ‏ حَرَارَهً فِی‏ قُلُوبِ‏ الْمُؤْمِنِینَ‏ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»(مستدرک الوسایل/ج۱۰/ص۳۱۸) ما اشک بر اباعبدالله(ع) را از کجا کسب کرده‌ایم؟! واقعاً خودمان هم نمی‌دانیم که این اشک و سوز از کجا نشأت گرفته است.
  • شمایی که حسین را دوست دارید آیا این دوست داشتن به دلیل شنیدن مظلومیت‌ها و مصیبت‌های اوست؟ یا اینکه ابتداءً به خاطر یک رابطۀ فطری او را دوست دارید و بعد وقتی مصائب او را می‌شنوید، دلتان آتش می‌گیرد؟!
  • این کلامِ رسول الله(ص) در واقع از رابطۀ فطری ما با اباعبدلله(ع) پرده‌برداری می‌کند. همان‌طور که ایمان یک امر فطری است و وقتی بخشی از فطرتِ مؤمن شکوفا شود، تبدیل می‌شود به همین حرارتی که از اباعبدالله(ع) در قلب مؤمنین وجود دارد. می‌توان گفت فعال‌ترین بخش فطرتِ ما، حسین(ع) است و حسین(ع) معجزۀ فطرت است.

حسین(ع) زبان گویای فطرت است و ما با جهانیان حرفی جز حسین(ع) نداریم

  • آیا انسان مسیر کمال خود را جز از بخش‌های بیدار فطرت باید آغاز کند؟ آیا انسان راهی به سوی سعادت دارد، جز اینکه به بخش‌های بیدار و فعال فطری خود مراجعه کند و از آن طریق بقیۀ بخش‌های قلب خود را بیدار کند؟ آیا عقلاً راه دیگری غیر از این وجود دارد؟ مگر می‌شود انسان از راه دیگری شروع به کسب و اکتساب فضائل کند؟
  • چرا امام زمان(ع) قیام خود را با حسین(ع) آغاز می‌کند؟ چون حسین(ع) زبان گویای فطرت است. ما با جهانیان حرفی جز حسین(ع) نداریم. همۀ آدم‌های صاف و سالم زبان فطرتشان دربارۀ حسین(ع) فعال است و امروز دریافت فطری مردم از امام حسین(ع) دارد عالم‌گیر می‌شود.

اهل عالم به بن‌بست‌ رسیده‌اند و راه نجات، حسین(ع) است

  • امروز که بن‌بست‌ها خودشان را نشان داده‌اند و اهل عالم دنبال راه جدیدی برای نجات هستند، این راه جدید باید با حسین(ع) به اهل عالم معرفی شود. امروز نوبت امام حسین(ع) و نوبت بازگشت به اباعبدالله(ع) است. مردم جهان راه نجات می‌خواهند و راه نجات هم حسین(ع) است. «إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ فِی السَّمَاءِ أَکْبَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمَکْتُوبٌ عَنْ یَمِینِ عَرْشِ اللَّهِ مِصْبَاحُ‏ هُدًى وَ سَفِینَهُ نَجَاه»(عیون اخبار الرضا/ج۱/ص۶۰)
  • امام زمان(ع) هم مانند انبیاء الهی با زبان فطرت با مردم سخن می‌گویند. اول باید این زبان فعال شود. حتی زبان علم، خصوصاً به معنای علم جدلی فرعِ ماجراست و اصل، زبان فطرت است. علم جدلی که بسیاری اوقات در علم کلام به خاطر تثبیت اعتقادات مورد توجه قرار می‌گیرد اکثراً در مقابل دشمنِ بهانه‌گیر و شبهه‌افکنی‌های اوست.

امروز راه برقرای ارتباط با مردم عالم، زبان فطرت است و گویاترین زبان فطرت «حسین(ع)» است

  • راه ارتباط برقرار کردن با مردم عالم، گزاره‌های علمی نیست، راه اول زبان فطرت است و گویاترین زبان فطرت، «حسین(ع)» است. همان کاری که حسین(ع) با خودِ ما انجام داده و ما را در این مسیر معنوی قرار داده است.

نوبت جهان‌گیر شدن اسلام است و با حسین(ع) باید آغاز کرد…

  • امروز که در جهان به بن‌بست‌ها رسیده‌اند و نوبت سخنِ نو شده است، باید با زبان فطرت سخن گفت و شکوفاترین بخش فطرت، حسین(ع) است. امروز نوبت این شده است که اسلام جهان‌گیر شود و با حسین(ع) باید آغاز کرد.
  • امام حسین(ع) در حساس‌ترین مکان فطری در قلب انسان جای دارد و چقدر جایگاه او برای رشد انسان و جامعۀ اسلامی عمیق است. مبادا یک روزی از سرِ جهالت احساس کنیم که واحدِ معرفت امام حسین(ع) را گذرانده‌ایم و نوبت موضوعات دیگر شده است!

پذیرایی روضه

نرم افزار اندرویدی تکیه

به‌روزترین و جامع‌ترین اپلیکیشن ماه محرم می‌باشد که به صورت آنلاین آخرین ویدئو و صوت‌های مداحان و سخنرانان مطرح کشور را در اختیار کاربران قرار می‌دهد

دیده‌‏ام در کربلای دست تو

عالمی را مبتلای دست تو

کربلا این ‌قدر شیدایی نداشت

بی‌تو و بی‌ماجرای دست تو

حسین زمانه ات را بشناس

کاری از جنبش مصاف

زیارت به نیابت
 شما می توانید با رفتن به صفحه «زیارت به نیابت» در پایگاه آستان قدس حسینی یا صفحه «نائب الزیاره» در پایگاه اینترنتی الکفیل نسبت به ثبت نام اقدام کنید.

نمایشگاه پوستری